Project Description

سر خوردگی مهره‌ های کمری به پنج گونه اصلی و با علائم خاص به شرح زیر تقسیم می شود.

این نوع لغزش مهره کمری از شکل گیری نامناسب و ناقص بخشی از مهره ‌ها موسوم به فاست ناشی می شود که امکان لغزش رو به جلوی مهره‌ ها را میسر می‌ سازد. این عارضه مادرزادی است و بنابراین از بدو تولد وجود دارد.
در این نوع سر خوردگی، بخشی از مهره‌ ها به نام پارس اینتر آرتیکولاریس دچار نقص است. اگر این نقص با لغزش مهره همراه نباشد، عارضه اسپوندیلوزیس نامیده می ‌شود. ضربه یا ترومای مکرر، به این نوع سر خوردگی مهره کمری می‌ انجامد. این عارضه بیشتر در میان ورزشکارانی که در معرض کشش بیش از اندازه کمر قرار می گیرند مانند ژیمناست‌ ها و بازیکنان خط حمله راگبی، رواج دارد.
این نوع سر خوردگی به دلیل تغییرات ناشی از آرتروز مفصل‌ های مهره ‌ها در اثر فرسایش غضروف رخ می‌ دهد. سر خوردگی مهره فرسایشی یا تخریبی بیشترین شیوع را در میان بیماران سالمند دارد.
این نوع سر خوردگی به دلیل صدمه یا ضربه دیدن مستقیم مهره ها و در اثر شکستگی پایه، تیغه یا مفصل فاست و ممکن شدن لغزش رو به جلوی بخش پیشین مهره نسبت به بخش عقبی مهره رخ می دهد.
این نوع سر خوردگی مهره کمری از نقص استخوانی ناشی از ناهنجاری های استخوانی مانند تومور نشأت می گیرد.
کمر درد رایج ترین علامت سر خوردگی مهره کمری است که غالباً پس از ورزش کردن، به ویژه در اثر کشش مهره های کمر، تشدید می شود. سفتی و خشکی عضله های همسترینگ و کاهش دامنه حرکتی کمر نیز از جمله علائم این عارضه به شمار می رود. برخی بیماران به دلیل تحت فشار قرار گرفتن عصب دچار درد، گزگز، ضعف و بی حسی در پاها، باسن وکشاله ران می شوند. فشردگی شدید عصب منجر به از دست دادن کنترل روده یا مثانه و نقص عملکرد این اندام‌ها یا سندرم کودا اکوینا (سندرم دم اسبی) می گردد.

اسپوندیلولایزیس و اسپوندیلولیستزیس

اسپوندیلولایزیس: اسپوندیلولایزیس در اثر گسستگی در بدنه‌ استخوان بین مفصلی پارس در خلف مهره (مفصل سینوویال خلفی) ایجاد می شود. این نقص می تواند در یک طرف یا در دو طرف زائده نخاعی به وجود آید. رایج‌ ترین سطح مهره ‌ای در ابتلا به این بیماری، L5-S1 است. شکستگی‌ های ناشی از نیروهای اعمالی بر استخوان ناحیه مفصلی از علل شایع اسپوندیلولایزیس هستند. این عارضه بیشتر در نوجوانی و عمدتاً در برخی از اقوام رایج است که بیانگر تأثیر عوامل موروثی مانند داشتن استخوان های کم ضخامت در ستون مهره‌ ها است.
همچنین این بیماری می تواند در اثر آسیب‌ های پیاپی به ناحیه کمری ستون مهره‌ ها و یا به دلیل انجام ورزش‌ های سنگین مانند فوتبال و ژیمناستیک ایجاد شود. عامل دیگر، آناتومی است که نقش تعیین کننده‌ ای دارد؛ برخیه تغییرات در هندسه ستون مهره ‌ها می‌ تواند سطح استخوانی و دامنه حرکت چرخشی و خمشی آن را کاهش داده و در نتیجه تنش ایجاد شده در آن ناحیه را افزایش دهد.
اسپوندیلولیستزیس: هنگامی که در مفصل بین مهره ‌ای شکستگی یا نقص استخوانی وجود داشته باشد، برخی مهره‌ ها به سمت قدام لغزش خواهند داشت. عمده‌ ترین عاملی که می‌تواند این لغزش را ایجاد کند، اسپوندیلولایزیس، نقص استخوانی- مفصلی ذکر شده در فوق است.
شروع این بیماری با پیر شدن دیسک بین مهره ای است. با افزایش سن دیسک بین مهره ای محتوای آب خود را از دست داده و چروکیده و کوچک می شود. کاهش ارتفاع دیسک موجب می شود مهره ها به یکدیگر نزدیک تر شوند و این نزدیک شدن مهره ها به هم، فشار بیشتری به مفاصل بین مهره ها وارد می کند که نتیجه آن، سائیدگی مفصل بین مهره ای است.
بر اثر این سائیدگی، مفصل و لیگامان هایی که مهره را سر جایش نگه می دارند، ضعیف می شوند. این ضعف همراه با مشکلاتی که در دیسک ایجاد شده است موجب سر خوردن مهره بالایی روی مهره پایینی می شود. سر خوردن مهره موجب تنگ شدن کانال نخاعی و تنگ شدن محلی است که از آنجا ریشه های عصبی از بین دو مهره خارج می شوند. این عارضه در خانم ها و در سنین بالای ۵۰ سال بیشتر است.

بیشتر افرادی که دچار اسپوندیلولایزیس می ‌شوند نوجوان هستند و اکثر آن ها علائمی ندارند و یا علائم آن ها خفیف بوده که معمولاً مورد توجه قرار نمی گیرند.
با این حال، بیماران ممکن است از درد و گرفتگی بخش میانی ناحیه کمر رنج ببرند. این درد در حالت خم شدن به عقب افزایش می ‌یابد. به طور کلی علائم مذکور، حین انجام فعالیت تشدید می ‌شوند.
بیماران مبتلا به اسپوندیلولیستزیس شدید از دردهای انتشار یابنده در یک پا و یا در هر دو پا رنج می‌ برند. این درد ناشی از فشار و یا تحریکی است که بر اعصاب خارج شده از کانال نخاعی، در نزدیکی ناحیه شکستگی، اعمال می‌ شود.
دلیل اعمال این فشار بر روی اعصاب را می ‌توان در فرآیندهای ترمیمی شکستگی استخوان مفصلی یافت. در طول ترمیم، توده ‌ای از غضروف اضافی شکل می‌ گیرد که اعصاب مجاور را فشرده می ‌سازد. این امر سبب ایجاد درد و بی حسی و در نتیجه کاهش سرعت رفلکس پاها می‌ گردد.
پزشکان به طور معمول درمان را با روش‌ های غیر جراحی آغاز می ‌کنند. از آنجا که علائم ناشی از شکستگی با استراحت کردن یا بستن بریس مرتفع می‌ شوند، این روش ‌ها بیشتر مورد توجه هستند. همچنین در برخی موارد پزشک تنها به پایش وضعیت بیمار و شرایط بهبود خود به خودی شکستگی می ‌پردازد.
اگر پزشک مشکلی را ناشی از یک شکستگی تازه مشاهده کند، ممکن است استفاده از یک بریس صلب یا گچ گرفتن را برای سه یا چهار ماه تجویز کند که از حرکت مهره ‌ها جلوگیری نموده و در نتیجه در بهبود درد و التیام التهاب کمک کند.
در صورتی که علائم به وسیله‌ درمان‌ های غیر جراحی بهبود نیابد، بیمار نیازمند جراحی است. روش‌ های جراحی معمول در درمان اسپوندیلولایزیس شامل موارد زیر هستند.
لامینکتومی: در اثر فشار بر روی اعصاب، درد و علائم قابل توجهی ایجاد می‌ شود. همچنین این فشار می‌ تواند ناشی از ایجاد توده‌ غضروفی در فرآیند ترمیم شکستگی باشد. لامینکتومی همان طور که در بخش درمان تنگی کانال نخاعی شرح داده شد، با برداشتن قسمتی از بخش استخوان خلفی (لامینا) در کاهش فشار بر روی اعصاب مورد نظر مؤثر است. برای توضیح بیشتر به بخش مربوط به تنگی کانال نخاعی مراجعه فرمایید.
فیوژن کمری از خلف: فیوژن بین مهره ‌ای بعد از جراحی لامینکتومی و هنگامی که ستون مهره‌ ها از پایداری لازم برخوردار نیستند، مورد استفاده قرار می گیرد. این روش اجازه می‌ دهد که با رشد استخوان بین دو یا چند مهره، یک قسمت استخوانی صلب در ستون مهره‌ ها ایجاد شود. جهت تسریع رشد قسمت استخوانی مذکور، جراح می تواند گرافت‌ های استخوانی را بین مهره ها قرار دهد. برای استحکام بیشتر مجموعه‌ این مهره ‌ها در کنار گرافت ها، همچنین به منظور حمایت و هم ‌راستایی مهره‌ ها معمولاً از صفحات فلزی و پیچ ‌های مهره ‌ای استفاده می‌ شود.

سر خوردگی اسپوندیلولیتیک (Spondylolytic Spondylolysthesis)

در این عارضه، قسمتی از مهره به نام قسمت بین مفصلی (Pars interarticularis) شکسته می شود. این شکستگی معمولاً در زمان نوجوانی ایجاد شده ولی فرد متوجه آن نمی شود. سپس در سنین بالاتر که دیسک بین مهره ای کم کم محتوای آب خود را از دست داده و چروکیده می شود فشار بیشتری به این قسمت وارد شده و موجب می شود کاملاً از هم باز شود که نتیجه آن سر خوردن مهره است.
این بیماری بیشتر در مردان میانسال دیده می شود. چون در این نوع سر خوردگی، فقط قسمت تنه مهره به جلو سر می خورد و قسمت های پشتی مهره سر جایشان باقی می مانند، محلی که از آنجا ریشه های عصبی از بین دو مهره خارج می شوند تنگ نشده و عصب تحت فشار قرار نمی گیرد.