این روزها بیمارانی را میبینیم که پس از تشخیص مننژیوم قاعده جمجمه، به آنها گفته شده است که تومورشان فعلاً مشکلی ایجاد نمیکند و میتوانند به زندگی عادی ادامه دهند؛ اما بعضی از آنها مدتی بعد، با علائم شدیدتری بر میگردند. واقعیت این است که برخورد با مننژیوم قاعده جمجمه به بررسی دقیق نیاز دارد و درمان آن، بهویژه جراحی، ظرافت و تجربه تخصصی بالایی میطلبد. مننژیومها انواع مختلفی دارند و بر اساس محل رشد، از جمله شیار بویایی، توبرکولوم سلا، کلینوئید و بال اسفنوئید، سینوس کاورنوس، ناحیه پتروکلایوال و کلیوال، زاویه پلمخچهای و فورامن مگنوم، میتوانند علائم و چالشهای درمانی متفاوتی ایجاد کنند. اگرچه بسیاری از مننژیومها خوشخیم هستند، همه آنها رفتار یکسانی ندارند و بسته به شرایط بیمار ممکن است پیگیری منظم با MRI، جراحی یا روشهایی مانند رادیوسرجری پیشنهاد شود. در جراحی این تومورها، حفظ عملکردهای حیاتی و کاهش خطر آسیب به ساختارهای عصبی و عروقی اهمیت اساسی دارد.
مننژیومهای بخش قدامی و میانی قاعده جمجمه

مننژیومهای بخش قدامی و میانی قاعده جمجمه از انواع شناختهشده و نسبتاً شایع این تومورها هستند. با این حال، جراحی آنها میتواند به دلیل مجاورت با ساختارهای حساس مغز، عصبهای بینایی و عروق مهم، چالشهای زیادی داشته باشد. برای درک بهتر این موضوع، ابتدا باید بدانیم قاعده جمجمه کجاست و چه ساختارهایی در این ناحیه قرار دارند.
قاعده جمجمه بخش زیرین جمجمه است که مغز را از ساختارهای صورت جدا میکند و محل عبور بسیاری از عصبها و عروق حیاتی به شمار میرود. این ناحیه از نظر آناتومی پیچیدگی زیادی دارد و به بخشهای مختلفی تقسیم میشود. در قسمت قدامی قاعده جمجمه، نواحی مرتبط با حس بویایی و بخشهای جلویی مغز قرار دارند. قسمت میانی نیز با ساختارهای مهمی مانند عصبهای بینایی، عروق اصلی خونرسان به مغز و عصبهایی که در حرکت چشمها و حس صورت نقش دارند، ارتباط نزدیکی دارد.
مننژیوم زمانی که در این نواحی رشد میکند، بسته به محل دقیق خود ممکن است به ساختارهای مجاور فشار وارد کند یا بهتدریج آنها را درگیر کند. برای مثال، توموری که در نزدیکی مسیر عصب بینایی قرار دارد، ممکن است باعث کاهش بینایی شود؛ در حالی که مننژیوم ناحیه شیار بویایی میتواند ابتدا با اختلال در حس بویایی خود را نشان دهد. البته بعضی از این تومورها مدتها بدون علامت باقی میمانند و تنها در تصویربرداریهای انجامشده به دلایل دیگر شناسایی میشوند.
چرا جراحی مننژیومهای این نواحی دشوار است؟ مهمترین مسئله، فقط دسترسی به تومور و خارج کردن آن نیست؛ بلکه باید در طول درمان از عصبها و عروق سالمی که در مجاورت آن قرار دارند نیز محافظت شود. گاهی تومور به عصب بینایی چسبیده است یا ارتباط نزدیکی با عروق اصلی مغز دارد. در چنین شرایطی، برداشت تومور به بررسی دقیق تصاویر، شناخت کامل آناتومی و انتخاب مسیر جراحی مناسب نیاز دارد.
در ادامه، انواع مهم مننژیومهای بخش قدامی و میانی قاعده جمجمه را بررسی میکنیم تا ببینیم هرکدام در کدام ناحیه رشد میکنند، چه علائمی ممکن است ایجاد کنند و چه نکاتی در انتخاب روش درمان آنها اهمیت دارد.
- مننژیوم شیار بویایی

مننژیوم شیار بویایی توموری است که از پردههای محافظ مغز در قسمت جلویی قاعده جمجمه، در نزدیکی شیار بویایی، رشد میکند. شیار بویایی ناحیهای در زیر لوبهای پیشانی مغز است که عصبهای مربوط به حس بویایی از مجاورت آن عبور میکنند. به همین دلیل، این تومور علاوه بر اینکه میتواند بر بخشهای جلویی مغز فشار وارد کند، ممکن است حس بویایی و در صورت گسترش به عقب، بینایی بیمار را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
یکی از ویژگیهای این مننژیوم آن است که ممکن است برای مدت طولانی بدون علائم واضح رشد کند. گاهی اولین نشانه، کاهش تدریجی حس بویایی است؛ تغییری که ممکن است آن را به مشکلات بینی یا افزایش سن نسبت دهید. با بزرگترشدن تومور، احتمال بروز سردرد، تغییرات رفتاری یا شناختی و اختلال بینایی نیز وجود دارد. البته همه بیماران این علائم را تجربه نمیکنند و وجود هرکدام از آنها بهتنهایی به معنای ابتلا به مننژیوم نیست.
درمان این تومور در صورت نیاز، معمولاً با جراحی انجام میشود. جراح میتواند از مسیرهای مختلفی از راه جمجمه به تومور دسترسی پیدا کند. در موارد منتخب، روش آندوسکوپیک یا جراحی از راه بینی نیز قابلبررسی است؛ اما این روش برای همه بیماران مناسب نیست. میزان گسترش تومور به طرفین، اندازه آن، ارتباط با عصبها و عروق و امکان ترمیم ایمن قاعده جمجمه در انتخاب مسیر نقش دارند. مرورهای علمی نشان میدهند که انتخاب روش جراحی این تومور پیچیدهتر از انتخاب ساده میان جراحی باز و آندوسکوپیک است و باید بر اساس شرایط هر بیمار انجام شود.
یکی از دغدغههای مهم بیماران، حفظ حس بویایی پس از جراحی است. میزان امکان حفظ این حس به وضعیت عصبهای بویایی پیش از عمل، محل و گسترش تومور و مسیر انتخابشده برای جراحی بستگی دارد (منبع). اگر عصبها پیش از جراحی آسیب جدی دیده باشند یا تومور آنها را درگیر کرده باشد، ممکن است حس بویایی بهطور کامل برنگردد.
در یکی از بیمارانی که برای جراحی مننژیوم شیار بویایی مراجعه کرده بود، تومور بهاندازهای بزرگ شده بود که علاوه بر از بین رفتن حس بویایی، مسیرهای بینایی بیمار را نیز تحت تأثیر قرار میداد. بخش دشوار ماجرا فقط اندازه تومور نبود؛ عروق مهم مغزی در پشت آن قرار داشتند و ارتباط نزدیک تومور با این عروق، جدا کردن آن را با حساسیت و پیچیدگی زیادی همراه میکرد. در چنین شرایطی، جراح باید هنگام خارج کردن تومور، موقعیت عروق و ساختارهای عصبی مجاور را بهدقت در نظر بگیرد.
- مننژیوم توبرکولوم سلا

مننژیوم توبرکولوم سلا یکی از انواع مننژیوم قاعده جمجمه است که در نزدیکی محل اتصال عصبهای بینایی و غده هیپوفیز رشد میکند. توبرکولوم سلا برجستگی کوچکی از استخوان در بخش مرکزی قاعده جمجمه است که در مجاورت عصبهای بینایی، محل تقاطع آنها و تعدادی از عروق مهم مغز قرار دارد. همین موقعیت باعث میشود که حتی توموری با اندازه نسبتاً کوچک نیز بتواند بر بینایی تأثیر بگذارد. در این ناحیه، فضای محدودی میان تومور و ساختارهای حساس اطراف آن وجود دارد؛ به همین دلیل، انتخاب روش مناسب درمان و دقت در حین جراحی اهمیت زیادی دارد (منبع).
یکی از مهمترین مشکلاتی که ممکن است این تومور ایجاد کند، کاهش تدریجی بینایی است. تومور میتواند به عصب بینایی فشار وارد کند یا به داخل کانال استخوانی عبور عصب بینایی، یعنی کانال اپتیک (Optic Canal)، گسترش پیدا کند. کانال اپتیک مسیر باریکی است که عصب بینایی از آن عبور میکند. هنگامی که تومور وارد این کانال میشود، ممکن است عصب را تحت فشار قرار دهد و باعث تاری دید، کاهش قدرت بینایی یا اختلال در میدان دید شود.
گاهی ابتدا بینایی یک چشم کاهش پیدا میکند و با پیشرفت تومور، چشم دیگر نیز درگیر میشود. سردرد نیز ممکن است وجود داشته باشد، اما بهتنهایی نشانه اختصاصی این تومور نیست.
در بررسی بیمارانی که به دلیل مننژیوم توبرکولوم سلا به ما مراجعه میکنند، گاهی تومور به عروق اصلی مغز چسبندگی زیادی دارد یا آنها را احاطه میکند. در چنین شرایطی، جداکردن تومور بدون آسیب به عروق و عصبهای مجاور میتواند دشوار باشد. بنابراین، هدف جراحی صرفاً خارجکردن تمام بافت تومور نیست؛ بلکه باید تا حد امکان فشار واردشده بر عصب بینایی برطرف شود و در عین حال، عملکرد بینایی و سلامت عروق حفظ شود.
برای جراحی مننژیوم توبرکولوم سلا میتوان از دو مسیر اصلی استفاده کرد: جراحی اندوسکوپیک از راه بینی و جراحی از راه جمجمه. در روش اندوسکوپیک، جراح با استفاده از آندوسکوپ و ابزارهای ظریف جراحی از داخل بینی به قاعده جمجمه دسترسی پیدا میکند. یکی از مزیتهای این روش، دسترسی مستقیم به برخی تومورهای واقع در خط وسط است؛ بهویژه زمانی که تومور در بخش مرکزی قرار گرفته و گسترش جانبی زیادی ندارد.
بااینحال، دسترسی از راه بینی برای رسیدن به قسمتهای کناری تومور محدودیتهایی دارد. اگر تومور به اطراف عصبهای بینایی یا شریانهای کاروتید گسترش یافته باشد، دسترسی و جداسازی ایمن آن از این مسیر ممکن است دشوارتر شود. البته میزان این محدودیت به شکل و وسعت تومور و مهارت تیم جراحی نیز بستگی دارد.
در جراحی از راه جمجمه، جراح از طریق یک بازشدگی کنترلشده در استخوان جمجمه به تومور دسترسی پیدا میکند. این مسیر در بعضی بیماران امکان مشاهده و دسترسی مناسبتری به قسمتهای جانبی تومور، عصبهای بینایی و عروق اطراف فراهم میکند.
موضوع مهم دیگری که باید پیش از جراحی درباره آن صحبت کنیم، احتمال بهبود بینایی است. برداشتن فشار از روی عصب بینایی میتواند در برخی بیماران باعث بهترشدن بینایی شود؛ اما این بهبود قطعی نیست و میزان آن به عواملی مانند شدت و مدت کاهش بینایی پیش از عمل، میزان آسیب عصب و ارتباط تومور با ساختارهای اطراف بستگی دارد. اگر عصب برای مدت طولانی تحت فشار بوده و آسیب قابلتوجهی دیده باشد، ممکن است بخشی از اختلال بینایی حتی پس از جراحی باقی بماند. در برخی بیماران نیز با وجود تلاش برای حفظ بینایی، خطر بدترشدن آن وجود دارد.
در یکی از موارد بالینی، بیماری با کاهش شدید بینایی در یک چشم و تاری دید قابلتوجه در چشم دیگر مراجعه کرده بود. بررسیها نشان میداد که تومور علاوه بر فشار بر مسیر بینایی، کانال اپتیک را نیز درگیر کرده است و ارتباط نزدیکی با عروق مهم دارد. در چنین شرایطی، تصمیمگیری درباره روش جراحی و میزان برداشت تومور به ارزیابی دقیق خطرها و احتمال حفظ یا بهبود بینایی نیاز دارد. تجربه جراح در برخورد با این ساختارهای حساس اهمیت دارد؛ بااینحال، هیچ تجربهای نمیتواند نتیجه مشخصی را برای هر بیمار تضمین کند.
- مننژیوم کلینوئید و بال اسفنوئید
مننژیوم کلینوئید و مننژیوم بال اسفنوئید در بخش جانبی و قدامی قاعده جمجمه شکل میگیرند؛ ناحیهای که ساختارهای بسیار حساسی مانند عصب بینایی، شریان کاروتید داخلی و شاخههای مهم عروق مغزی در مجاورت آن قرار دارند. به همین دلیل، در این تومورها باید مشخص شود تومور تا چه اندازه به عصب بینایی نزدیک شده، آیا به آن فشار وارد میکند و چه ارتباطی با عروق مغزی دارد.
برای درک بهتر محل این تومورها، ابتدا باید با استخوان اسفنوئید آشنا شوید. این استخوان در ساختار قاعده جمجمه و بخشهایی از کاسه چشم نقش دارد و زائدههایی به نام بال کوچک و بال بزرگ دارد. زائده کلینوئید قدامی نیز بخشی از این ناحیه استخوانی است که در نزدیکی عصب بینایی و شریان کاروتید داخلی قرار گرفته است. بنابراین، مننژیوم کلینوئید و مننژیوم بال اسفنوئید در نواحی مجاور یکدیگر قرار میگیرند، اما محل شروع و جهت گسترش آنها میتواند متفاوت باشد. همین تفاوتهای آناتومیک بر علائم بیمار و میزان پیچیدگی جراحی تأثیر میگذارد.

یکی از مهمترین نگرانیها در این تومورها، حفظ بینایی است. مننژیوم کلینوئید ممکن است بهتدریج رشد کند و عصب بینایی را تحت فشار قرار دهد. در چنین شرایطی، ممکن است دید یک چشم بهآرامی کاهش پیدا کند، تشخیص جزئیات دشوار شود یا میدان بینایی محدود شود. گاهی بیمار تصور میکند مشکل بینایی او ناشی از بیماریهای شایع چشم است؛ درحالیکه علت اصلی میتواند فشار تومور بر عصب بینایی باشد.
در یکی از بیمارانی که در ویدئو توضیح داده میشود، کاهش بینایی بسیار شدید بود؛ بهطوریکه بیمار در حد تشخیص نور بینایی داشت. در ابتدا تصور شده بود که مشکل از آبمروارید است، اما جراحی چشم نتوانست بینایی او را بهبود دهد و بررسیهای بعدی وجود تومور را مشخص کرد. این نمونه نشان میدهد که گاهی تشخیص علت واقعی کاهش بینایی به بررسی ساختارهای داخل جمجمه نیز نیاز دارد.

البته، شدت کاهش بینایی پیش از جراحی در پیشبینی نتیجه درمان اهمیت زیادی دارد. در این شرایط، چند سطح از بینایی را از یکدیگر تفکیک میکنیم:
- شمارش انگشتان: بیمار نمیتواند نوشتههای روی تابلوی سنجش بینایی را بخواند، اما میتواند تعداد انگشتانی را که پزشک در فاصله مشخصی مقابل چشم او نشان میدهد، تشخیص دهد.
- تشخیص حرکت دست: بیمار حتی نمیتواند تعداد انگشتان را تشخیص دهد، اما متوجه میشود که دست مقابل چشمش حرکت میکند. برای مثال، میتواند حرکت دست به سمت بالا یا پایین را تشخیص دهد.
- درک نور: بینایی بیمار بهشدت کاهش یافته است و دیگر نمیتواند حرکت دست را تشخیص دهد؛ بااینحال، هنوز متوجه روشنایی میشود و میتواند وجود نور را از نبود آن تشخیص دهد.
- عدم درک نور: بیمار حتی نور تاباندهشده به چشم را هم تشخیص نمیدهد. این وضعیت نشاندهنده شدیدترین درجه کاهش بینایی در این دستهبندی است.
هرچه بینایی بیمار پیش از جراحی بهتر حفظ شده باشد، معمولاً فرصت بیشتری برای حفظ آن وجود دارد. بیماری که هنوز حرکت دست را تشخیص میدهد، از نظر عملکرد بینایی وضعیت متفاوتی با بیماری دارد که فقط نور را درک میکند. در مقابل، اگر بیمار حتی درک نور هم نداشته باشد، احتمال بازگشت بینایی معمولاً بسیار کمتر است؛ بهویژه اگر فشار طولانیمدت تومور باعث آسیب شدید یا تحلیل عصب بینایی شده باشد.
چالش مهم دیگر در جراحی این تومورها، ارتباط مننژیوم با عروق مغزی است. شریان کاروتید داخلی و شاخههای آن خون موردنیاز بخشهای مهمی از مغز را تأمین میکنند. گاهی تومور این عروق را به یک سمت جابهجا میکند؛ اما در موارد دیگر، به دور آنها گسترش مییابد یا آنقدر به دیواره عروق نزدیک و چسبیده میشود که جدا کردن تومور از رگ دشوار خواهد بود. این تفاوت بسیار مهم است، زیرا آسیب به یک شریان یا شاخههای ظریف آن میتواند خونرسانی مغز را مختل کند و عوارض جدی به همراه داشته باشد.
در یکی دیگر از کیسهایی که در ویدئو مشاهده می کنید، بیمار مردی ۳۳ ساله با مننژیوم بزرگ بال اسفنوئید بود. با وجود اینکه این تومورها در بعضی گروههای سنی و در زنان بیشتر دیده میشوند، بروز آنها در سنین پایینتر نیز امکانپذیر است. در این بیمار، بزرگی تومور و ارتباط آن با عروق مغزی، جراحی را به یک چالش عمدتاً عروقی تبدیل کرده بود؛ یعنی بخش مهمی از کار جراح، مشخص کردن مسیر عروق و جدا کردن ایمن تومور از آنها بود.
در جراحی مننژیوم کلینوئید و بال اسفنوئید، هدف صرفاً خارج کردن کامل تومور به هر قیمتی نیست؛ هدف، برداشتن بیشترین مقدار ایمن تومور با حفظ عملکرد عصب بینایی و خونرسانی مغز است. اگر تومور به عروق حیاتی چسبندگی شدیدی داشته باشد یا جدا کردن بخش باقیمانده آن خطر قابلتوجهی ایجاد کند، ممکن است جراح تصمیم بگیرد قسمتی از تومور را باقی بگذارد و وضعیت آن را در ادامه پیگیری کند. در برخی شرایط نیز میتوان درمانهای تکمیلی، مانند رادیوسرجری، را بررسی کرد. انتخاب این مسیر به محل دقیق تومور، میزان برداشت ایمن، نتیجه بررسی بافتشناسی و وضعیت بیمار بستگی دارد.
- مننژیوم سینوس کاورنوس

سینوس کاورنوس یکی از حساسترین نواحی قاعده جمجمه است. برای اینکه اهمیت این ناحیه را بهتر درک کنید، تصور کنید فضای کوچکی در عمق جمجمه وجود دارد که شریان کاروتید داخلی و چند عصب مهم مغزی از داخل آن یا در دیوارههایش عبور میکنند.
سینوس کاورنوس در واقع یک فضای وریدی است که در دو طرف غده هیپوفیز قرار دارد و علاوه بر مسیر عبور خون، محل عبور یا مجاورت چندین ساختار حیاتی است. به همین دلیل، وقتی مننژیوم در این ناحیه رشد میکند، جراحی آن به دقت بسیار زیادی نیاز دارد؛ زیرا تومور ممکن است به عروق و اعصاب اطراف چسبیده باشد یا آنها را در بر گرفته باشد (منبع).

اعصاب عبوری از سینوس کاورنوس در حرکت چشمها و بخشی از حس صورت نقش دارند. اگر تومور به این اعصاب فشار وارد کند، ممکن است بیمار دچار دوبینی شود، نتواند چشم خود را در بعضی جهتها بهخوبی حرکت دهد یا با افتادگی پلک مواجه شود. درگیری شاخههایی از عصب سهقلو نیز میتواند باعث کاهش حس یا درد در پیشانی، اطراف چشم و گونه شود. اختلال بینایی هم ممکن است رخ دهد؛ بهخصوص اگر تومور به ساختارهای مجاور، مانند مسیر عصب بینایی، گسترش پیدا کند. بااینحال، عصب بینایی مستقیماً از داخل سینوس کاورنوس عبور نمیکند و باید میان درگیری اعصاب حرکتی چشم در این ناحیه و فشار بر عصب بینایی در نواحی مجاور تفاوت قائل شد.
در مننژیوم سینوس کاورنوس، مسئله اصلی فقط اندازه تومور نیست؛ بلکه ارتباط آن با عصبها و شریان کاروتید داخلی اهمیت زیادی دارد. این شریان خون موردنیاز بخشهای مهمی از مغز را تأمین میکند و ممکن است تومور به دور آن رشد کند یا به دیوارهاش چسبندگی داشته باشد. در چنین شرایطی، تلاش برای خارج کردن کامل تومور میتواند خطر آسیب عصبی یا عروقی را افزایش دهد. به همین دلیل، برخلاف بعضی مننژیومها که میتوان آنها را با جراحی بهطور کامل برداشت، در این ناحیه گاهی برداشت کامل تومور تصمیم مناسبی نیست.
به همین دلیل، همه بیماران مبتلا به مننژیوم سینوس کاورنوس لزوماً به جراحی نیاز ندارند. اگر تومور کوچک باشد، علامت قابلتوجهی ایجاد نکند و در تصویربرداریهای دورهای رشد نداشته باشد، ممکن است پزشک پیگیری منظم با MRI را پیشنهاد کند. در بعضی بیماران نیز، بهویژه زمانی که تومور در اندازه مناسبی قرار دارد و به عصب بینایی نزدیک نیست، میتوان از رادیوسرجری استریوتاکتیک استفاده کرد. گامانایف یکی از روشهای این درمان است؛ با وجود نام آن، در این روش برشی روی سر ایجاد نمیشود، بلکه پرتوهای متمرکز به تومور تابانده میشوند تا رشد آن را متوقف کنند یا تحت کنترل درآورند.
مننژیومهای بخش خلفی و عمقی قاعده جمجمه

مننژیومهای بخش خلفی و عمقی قاعده جمجمه در قسمتهای پشتی و عمقی جمجمه، در مجاورت ساختارهایی مانند ساقه مغز، مخچه، اعصاب جمجمهای و عروق مهم مغزی قرار میگیرند. این ناحیه محل عبور عصبهایی است که در عملکردهایی مانند شنوایی، حرکت عضلات صورت، بلع و حرکت اندامها نقش دارند. بعضی از این انواع تومور نسبتاً نادر هستند؛ برای مثال، در برخی مطالعات، مننژیومهای حفره خلفی حدود ۹ تا ۱۰ درصد از مننژیومهای داخل جمجمه را تشکیل دادهاند.
در جراحی این مننژیومها، محل دقیق تومور تعیین میکند که جراح از چه مسیری به آن دسترسی پیدا کند و هنگام جدا کردن آن باید مراقب کدام ساختارها باشد. برخی تومورها را میتوان از پشت یا کنار سر بهخوبی در دسترس قرار داد؛ اما دسترسی مناسب بهتنهایی به معنای آسان بودن جراحی نیست.
برای مثال، مننژیوم پتروکلایوال در عمق قاعده جمجمه و در مجاورت ساقه مغز، عروق حیاتی و چندین عصب جمجمهای قرار دارد و جدا کردن آن از این ساختارها میتواند بسیار دشوار باشد. در مننژیومهای زاویه پل مغزی نیز حفظ شنوایی و عملکرد عصب صورت از اولویتهای مهم جراحی است. بنابراین، در این ناحیه، انتخاب مسیر جراحی و میزان برداشت تومور باید با توجه به شرایط هر بیمار و با هدف حفظ عملکردهای عصبی انجام شود.
در ادامه، سه نوع از این مننژیومها را بررسی میکنیم: مننژیوم پتروکلایوال و کلایوال، مننژیوم زاویه پل مغزی یا سیپی انگل و مننژیوم فورامن مگنوم. هرکدام از این تومورها ویژگیهای آناتومیک و چالشهای جراحی خاص خود را دارند و شناخت این تفاوتها کمک میکند بهتر درک کنید چرا روش درمان برای همه بیماران یکسان نیست.
- مننژیوم پتروکلایوال و کلایوال

مننژیوم پتروکلایوال از تومورهای پیچیده قاعده جمجمه است؛ زیرا در عمق جمجمه و در مجاورت ساقه مغز، عروق حیاتی و چندین عصب جمجمهای قرار میگیرد. یکی از دلایل اصلی دشواری جراحی مننژیوم پتروکلایوال، وجود اعصاب مهم در اطراف آن است. این اعصاب در حرکت چشمها، حس صورت، حرکت عضلات صورت، شنوایی، تعادل و بلع نقش دارند. اگر تومور به این ساختارها فشار وارد کند یا در حین جراحی به آنها آسیب برسد، ممکن است بیمار دچار دوبینی، کاهش حس صورت، ضعف عضلات صورت، اختلال شنوایی یا تعادل و مشکلات بلع شود.
در این ناحیه، جراح با تودهای روبهرو نیست که بتوان آن را بهسادگی از بافتهای اطراف جدا کرد. گاهی تومور به اعصاب چسبیده است، گاهی عروق مهم را در بر گرفته و گاهی آنقدر رشد کرده است که به ساقه مغز فشار وارد میکند. به همین دلیل، در جراحی این تومورها، حفظ عملکردهای عصبی و عروقی بهاندازه خارج کردن تومور اهمیت دارد.
برای درک محل این تومورها، باید با دو بخش از قاعده جمجمه آشنا شوید. استخوان کلیووس در قسمت مرکزی و پشتی قاعده جمجمه قرار دارد و در جلوی ساقه مغز واقع شده است. ناحیه پتروکلایوال نیز در محل اتصال بخش پتروز استخوان تمپورال به کلیووس قرار میگیرد. مننژیوم کلیوال معمولاً از پردههای مغزی مجاور کلیووس منشأ میگیرد، درحالیکه مننژیوم پتروکلایوال در ناحیه اتصال بخش پتروز و کلیووس شکل میگیرد. این دو تومور به هم نزدیکاند، اما محل دقیق شروع و جهت رشد آنها یکسان نیست؛ تفاوتی که میتواند در انتخاب مسیر جراحی نقش تعیینکنندهای داشته باشد.

مننژیوم پتروکلایوال ممکن است به بخشهای مجاور، از جمله ناحیه سینوس کاورنوس، گسترش پیدا کند. در چنین شرایطی، تومور میتواند با عروق و اعصاب بیشتری درگیر شود و تصمیمگیری درباره میزان برداشت ایمن آن دشوارتر شود.
چرا انتخاب مسیر جراحی در مننژیوم پتروکلایوال اهمیت دارد؟
برای دسترسی به مننژیوم پتروکلایوال، یک مسیر جراحی ثابت برای همه بیماران وجود ندارد. جراح بر اساس محل اصلی تومور، اندازه آن، جهت گسترش، میزان درگیری ساقه مغز و عروق و موقعیت اعصاب جمجمهای تصمیم میگیرد از کدام مسیر به تومور نزدیک شود.

در رویکرد سابتمپورال (Subtemporal Approach)، جراح از بخش کناری سر و در مجاورت لوب تمپورال به ناحیه هدف دسترسی پیدا میکند. انتخاب این مسیر به موقعیت تومور و امکان دسترسی ایمن به آن بستگی دارد. یکی از ملاحظات این روش، محافظت از لوب تمپورال و عروق و سیاهرگهای مرتبط با آن است؛ زیرا فشار یا آسیب به این ساختارها میتواند عوارض عصبی ایجاد کند.

رویکرد کاوازه (Kawase Approach) نیز یکی از مسیرهای تخصصی دسترسی به ناحیه پتروکلایوال است که از حفره میانی جمجمه انجام میشود. در این روش، جراح پس از کنار زدن بافتهای پوشاننده قاعده جمجمه، بخش مشخصی از استخوان پتروز را با دقت برمیدارد تا به ناحیه عمقی تومور نزدیک شود. این مسیر میتواند امکان دسترسی به بخشهایی از جلوی ساقه مغز و ناحیه پتروکلایوال را فراهم کند، بدون آنکه لازم باشد برای رسیدن به تومور، بافت مغز به میزان زیادی کنار زده شود. البته این روش نیز محدودیتها و خطرهای خاص خود را دارد.

در برخی بیماران، دسترسی از پشت گوش با استفاده از رویکرد رتروسیگموئید (Retrosigmoid Approach) نیز مطرح میشود. در این روش، جراح از قسمت پشتی و کناری جمجمه به تومور میرسد.
آیا در جراحی مننژیوم پتروکلایوال باید تمام تومور خارج شود؟
پاسخ به این پرسش به شرایط هر بیمار بستگی دارد. برای مثال، اگر بخش باقیمانده تومور در مجاورت سینوس کاورنوس قرار داشته باشد، ممکن است رادیوسرجری یا پرتودرمانی برای کنترل رشد آن مطرح شود.
در تجربه جراحی مننژیوم پتروکلایوال، گاهی عمل ساعتهای زیادی طول میکشد؛ زیرا جراح باید بهآرامی تومور را از ساختارهایی جدا کند که آسیب به آنها ممکن است پیامدهای جدی داشته باشد.
- مننژیوم سی پی انگل

مننژیوم سیپی انگل، توموری است که در ناحیهای عمیق در پشت جمجمه و در مجاورت ساقه مغز، مخچه و چند عصب مهم جمجمهای رشد میکند. این ناحیه از نظر جراحی حساسیت زیادی دارد؛ زیرا اعصابی که در شنوایی، حفظ تعادل و حرکت عضلات صورت نقش دارند، از همین نزدیکی عبور میکنند.
اگر تومور به عصب شنوایی و تعادل فشار وارد کند، ممکن است شنوایی کاهش پیدا کند یا بیمار دچار وزوز گوش و اختلال تعادل شود. درگیری عصب صورت نیز میتواند به ضعف عضلات یک طرف صورت، دشواری در بستن کامل چشم یا تغییر حالت چهره منجر شود.
جراحی مننژیوم سیپی انگل دشوار است. دشواری جراحی این تومور به این دلیل است که جراح باید از میان ساختارهای حساس و در فضای محدودی به توده دسترسی پیدا کند. ساقه مغز در مجاورت تومور قرار دارد و اعصاب جمجمهای و عروق مهم نیز ممکن است جابهجا شده باشند، زیر فشار قرار گرفته باشند یا به سطح تومور چسبیده باشند. در چنین شرایطی، جدا کردن تومور از بافتهای اطراف به دقت زیادی نیاز دارد؛ زیرا آسیب به هرکدام از این ساختارها میتواند بر یکی از عملکردهای مهم بدن اثر بگذارد.
مسیر جراحی نیز بر اساس موقعیت تومور انتخاب میشود. در برخی بیماران، جراح از رویکرد رتروسیگموئید استفاده میکند؛ یعنی از برشی در پشت گوش و ایجاد دسترسی به بخش پشتی و کناری جمجمه به ناحیه تومور میرسد. این مسیر برای بعضی از تومورهای زاویه پلمخچهای مناسب است، اما اگر تومور به نواحی دیگر گسترش یافته باشد یا ارتباط پیچیدهای با اعصاب و عروق داشته باشد، ممکن است به رویکرد متفاوتی نیاز باشد.
در برخی موارد، امکان خارج کردن بخش عمده یا تمام تومور بدون آسیب قابلتوجه به اعصاب وجود دارد. اما اگر بخشی از تومور به عصب یا عروق حیاتی چسبیده باشد، ممکن است برداشتن کامل آن خطر بیشتری ایجاد کند. در چنین شرایطی، جراح میتواند با توجه به وضعیت بیمار و ویژگیهای تومور، بخشی از آن را باقی بگذارد و پس از بررسی نتیجه جراحی و تصویربرداری، برای درمان تکمیلی تصمیم بگیرد. باقی ماندن بخشی از تومور در این شرایط الزاماً به معنای ناموفق بودن جراحی نیست؛ گاهی این تصمیم برای محافظت از عملکردهای عصبی بیمار گرفته میشود.
- مننژیوم فورامن مگنوم
فورامن مگنوم به معنای «سوراخ بزرگ» است و به دهانه بزرگی در قسمت تحتانی استخوان پسسری، در کف جمجمه گفته میشود. این دهانه محل عبور بصلالنخاع به سمت نخاع است؛ یعنی بخشی از دستگاه عصبی مرکزی که ارتباط مغز با نخاع از طریق آن ادامه پیدا میکند. ساختارهای عصبی و عروقی مهم دیگری نیز در این ناحیه حضور دارند. بنابراین، توموری که در اطراف فورامن مگنوم رشد میکند، ممکن است فضای عبور بصلالنخاع و نخاع را محدود کند یا به این ساختارها فشار وارد کند.

اگر تومور به بصلالنخاع یا نخاع گردنی فشار وارد کند، علائم میتوانند بهتدریج ظاهر شوند؛ برای مثال، ممکن است دستوپاها ضعیف شوند، راه رفتن دشوار شود، تعادل کاهش پیدا کند یا فرد هنگام حرکت بیشتر زمین بخورد. در موارد پیشرفتهتر، فشار بر مسیرهای عصبی میتواند عملکرد چند اندام را تحت تأثیر قرار دهد. البته نوع و شدت علائم در همه بیماران یکسان نیست و به اندازه تومور، جهت رشد آن و میزان فشاری که به بافت عصبی وارد میکند بستگی دارد.
یکی از نکات مهم در بررسی این تومورها، مشخص کردن محل اتصال مننژیوم به پردههای مغزی است. از این نظر، مننژیوم فورامن مگنوم را میتوان به انواع قدامی، جانبی و خلفی تقسیم کرد. این تقسیمبندی به جراح کمک میکند بفهمد برای دسترسی به تومور چه مسیری مناسبتر است.
مننژیوم قدامی فورامن مگنوم از بخش جلویی این ناحیه رشد میکند و ممکن است بصلالنخاع را به سمت عقب براند. در این حالت، فضای دسترسی به تومور محدودتر است؛ زیرا جراح باید در مجاورت ساختاری کار کند که عملکردهای حیاتی بدن به آن وابستهاند. این تومورها معمولاً از نظر انتخاب مسیر جراحی چالشبرانگیزترند و در بسیاری از موارد، دسترسی از سمت خلفیـجانبی مطرح میشود.
در مقابل، مننژیوم خلفی فورامن مگنوم در پشت بصلالنخاع و نخاع قرار دارد. در این شرایط، ممکن است بتوان از مسیر پشتی و با یک رویکرد زیرپسسری به تومور رسید؛ بنابراین، دسترسی جراحی در برخی از این بیماران مستقیمتر است.

برای دسترسی به بسیاری از مننژیومهای قدامی و قدامیـجانبی فورامن مگنوم، یکی از روشهای مهم رویکرد فار لترال (Far Lateral Approach) است. در این روش، جراح از قسمت پشتیـجانبی جمجمه، در نزدیکی محل اتصال جمجمه به ستون فقرات گردنی، به ناحیه تومور نزدیک میشود. این مسیر نسبت به دسترسی مستقیم از پشت، زاویه دید جانبیتری فراهم میکند و میتواند رسیدن به تومورهای واقع در جلوی بصلالنخاع را آسانتر کند.
در صورت نیاز، جراح بخشی از استخوانهای مجاور را با دقت برمیدارد تا فضای کافی برای دسترسی به تومور ایجاد شود. میزان باز کردن استخوان و گسترش مسیر به موقعیت تومور بستگی دارد. در این ناحیه، شریان مهرهای و اعصاب جمجمهای تحتانی نیز اهمیت زیادی دارند؛ بنابراین، جراح باید هنگام ایجاد مسیر و جدا کردن تومور، ارتباط آن با این ساختارها را بهدقت در نظر بگیرد. فار لترال یک روش تخصصی است و انتخاب آن به معنای مناسب بودنش برای تمام مننژیومهای فورامن مگنوم نیست.
چرا تجربه جراح در مننژیوم فورامن مگنوم اهمیت دارد؟
جراحی این ناحیه به شناخت دقیق آناتومی محل اتصال جمجمه به ستون فقرات، تسلط بر ارتباط تومور با بصلالنخاع و نخاع و آشنایی با مسیرهای مختلف دسترسی نیاز دارد. تجربه در جراحی تومورهای قاعده جمجمه میتواند به انتخاب مسیر مناسب، پیشبینی دشواریهای عمل و مدیریت ارتباط تومور با عروق و اعصاب کمک کند. در مراکزی که این جراحیها بهطور منظم انجام میشوند، تیم درمان نیز فرصت بیشتری برای توسعه تجربه تخصصی در انتخاب بیمار، برنامهریزی و مراقبت پس از عمل دارد؛ بااینحال، تجربه بهتنهایی تضمینکننده نتیجه بدون عارضه نیست.
پرسش های متداول
آیا مننژیوم قاعده جمجمه همیشه نیاز به جراحی دارد؟
خیر. تصمیمگیری درباره درمان به اندازه تومور، محل قرارگیری، سرعت رشد، علائم بیمار و میزان درگیری ساختارهای حساس بستگی دارد. در برخی موارد، بهویژه زمانی که تومور کوچک و بدون علامت است و رشد قابلتوجهی ندارد، پزشک ممکن است پایش دورهای با MRI را پیشنهاد کند. در موارد دیگر، جراحی یا رادیوسرجری میتواند گزینه مناسبتری باشد.
آیا مننژیوم قاعده جمجمه میتواند بعد از جراحی دوباره رشد کند؟
بله. احتمال عود یا رشد مجدد به عواملی مانند درجه بافتشناسی تومور، میزان برداشت آن، محل قرارگیری و ویژگیهای زیستی تومور بستگی دارد. حتی پس از برداشت کامل ظاهری، احتمال عود کاملاً از بین نمیرود؛ به همین دلیل، پیگیری با تصویربرداری پس از درمان اهمیت دارد.
آیا رادیوسرجری گامانایف میتواند جایگزین جراحی مننژیوم قاعده جمجمه شود؟
در برخی بیماران، بله. گامانایف نوعی رادیوسرجری است که با استفاده از پرتوهای متمرکز، رشد تومور را کنترل میکند و بدون ایجاد برش جراحی انجام میشود. این روش ممکن است برای برخی مننژیومهای کوچک یا تومورهای باقیمانده پس از جراحی مناسب باشد؛ اما برای همه تومورها کاربرد ندارد و انتخاب آن به اندازه، محل، نزدیکی به عصبهای حساس و ویژگیهای تومور بستگی دارد.

