جدیدترین پیشرفت‌های درمان تومور مغزی در سال ۲۰۲۷ چیست؟

تومور مغزی

شنیدن خبر ابتلا به تومور مغزی می‌تواند برای هر فرد و خانواده‌اش نگران‌کننده باشد؛ اما می‌خواهم بدانید که درمان این بیماری نسبت به سال‌های گذشته پیشرفت‌های زیادی داشته است. امروزه با کمک فناوری‌های جدید، می‌توانیم محل تومور و ارتباط آن با بخش‌های حساس مغز را دقیق‌تر بشناسیم، هنگام جراحی عملکرد عصب‌ها را بررسی کنیم و با روش‌هایی مانند جراحی بیداری و تصویربرداری سه‌بعدی، احتمال آسیب به بافت سالم را کاهش دهیم. حتی روش‌هایی به وجود آمده‌اند که به کمک نور مخصوص، تشخیص بافت توموری را آسان‌تر می‌کنند یا بدون نیاز به باز کردن کامل جمجمه، امکان درمان تومور را فراهم می‌کنند. در پرتودرمانی نیز دستگاه‌های پیشرفته می‌توانند پرتو را با دقت بیشتری به سمت تومور هدایت کنند. از طرف دیگر، دانشمندان در حال توسعه داروهایی هستند که بهتر به مغز برسند، ویژگی‌های ژنتیکی تومور را هدف قرار دهند یا سیستم ایمنی خود بیمار را برای مقابله با سلول‌های سرطانی فعال کنند. البته همه این روش‌ها برای تمام بیماران مناسب نیستند و بعضی از آن‌ها هنوز در مرحله پژوهش قرار دارند. من در این مقاله می‌خواهم شما را با مهم‌ترین این پیشرفت‌ها آشنا کنم؛ پیشرفت‌هایی که نشان می‌دهند امروزه برای درمان تومورهای مغزی، گزینه‌های بیشتری نسبت به گذشته در اختیار داریم و مسیر علم پزشکی همچنان رو به جلو است.

هر روش چه کمکی به درمان تومور مغزی می‌کند؟تکنیک نوین درمان تومور مغزی
کاهش خطر آسیب عصبی حین جراحینورومونیتورینگ و جراحی در بیداری
شناخت دقیق‌تر محل تومور و ساختارهای اطرافتصویربرداری سه‌بعدی و استفاده از هوش مصنوعی
تشخیص بهتر مرز تومور و بافت سالم در جراحیرنگ‌آمیزی فلورسنت 5-ALA
جراحی بدون نیاز به باز کردن جمجمهلیزر داخل‌بافتی (LITT) و ابزارهای لوله‌ای
هدف‌گیری دقیق‌تر تومور و کاهش آسیب به بافت سالمپرتودرمانی نوین (پروتون‌تراپی، IMRT، 3D-CRT  و SRS)
داروهای نسل جدید درمان تومور مغزینانودارو‌ها، تزریق مستقیم دارو در مغز، درمان مولکولی، واکسن تومور مغزی

جلوگیری از آسیب به نواحی حرکتی، حسی و گفتاری مغز هنگام جراحی تومور

جلوگیری از آسیب

یکی از حساس‌ترین مراحل جراحی تومور مغزی، زمانی است که تومور در نزدیکی بخش‌هایی از مغز قرار دارد که وظایف مهمی مانند کنترل حرکت، احساس و سایر عملکردهای عصبی را بر عهده دارند. در چنین شرایطی، برداشتن تومور به دقت بسیار زیادی نیاز دارد؛ زیرا هدف فقط خارج کردن توده نیست، بلکه باید تا جای ممکن از آسیب به بافت‌های سالم و مسیرهای عصبی اطراف آن نیز جلوگیری کرد. برای مثال، اگر تومور در نزدیکی مسیرهای عصبی کنترل‌کننده حرکت قرار گرفته باشد، آسیب به این مسیرها می‌تواند باعث ضعف یا اختلال حرکتی در بیمار شود. در ادامه، مهم‌ترین این فناوری‌ها و کاربرد هرکدام را بررسی می‌کنیم.

  1. استفاده از نورومونیتورینگ حین عمل

یکی از فناوری‌هایی که امروزه در جراحی این نوع تومورها به کمک جراحان آمده، نورومونیتورینگ حین عمل (Intraoperative Neuromonitoring)  است. این فناوری به ما امکان می‌دهد در طول جراحی، وضعیت عملکرد برخی مسیرهای عصبی را به‌صورت لحظه‌ای بررسی کنیم.

در نورومونیتورینگ، الکترودهای مخصوصی در نقاط مشخصی از پوست سر و بدن بیمار قرار می‌گیرند. این الکترودها با ثبت سیگنال‌های الکتریکی و پاسخ‌های عصبی، اطلاعاتی درباره عملکرد مسیرهای عصبی موردنظر در اختیار تیم جراحی قرار می‌دهند. این اطلاعات به‌صورت پیوسته یا در فواصل مشخص روی مانیتور نمایش داده می‌شوند و به ما کمک می‌کنند تغییرات احتمالی در عملکرد مسیرهای عصبی را حین جراحی تشخیص دهیم.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص می‌شود که جراح در حال برداشتن توموری باشد که فاصله کمی با مسیرهای عصبی حساس دارد. اگر در طول عمل تغییر قابل‌توجهی در سیگنال‌های ثبت‌شده مشاهده شود، این تغییر باید بررسی شود تا مشخص شود آیا به دلیل نزدیک شدن ابزار جراحی به یک مسیر عصبی حساس است یا عوامل دیگر. بر اساس این ارزیابی، تیم جراحی می‌تواند درباره نحوه ادامه عمل تصمیم دقیق‌تری بگیرد.

استفاده از تصویربرداری سه‌بعدی

  1. استفاده از تصویربرداری سه‌بعدی

در کنار نورومونیتورینگ که به ما کمک می‌کند عملکرد مسیرهای عصبی را حین جراحی بررسی کنیم، فناوری‌های تصویربرداری پیشرفته نیز نقش مهمی در برنامه‌ریزی و هدایت جراحی تومورهای مغزی دارند. برای اینکه بتوانیم یک تومور را با دقت بیشتری جراحی کنیم، ابتدا باید شناخت دقیقی از محل قرارگیری آن و ساختارهای مهمی که در اطرافش قرار دارند داشته باشیم.

در گذشته، جراح تصاویر MRI و CT بیمار را به‌صورت برش‌های جداگانه بررسی می‌کرد و با کنار هم قرار دادن آن‌ها، موقعیت تومور را در ذهن خود مجسم می‌کرد. اما امروزه نرم‌افزارهای پیشرفته می‌توانند این تصاویر را با یکدیگر ترکیب کنند و یک مدل سه‌بعدی از مغز و تومور بسازند. به این ترتیب، می‌توانیم تومور را از زوایای مختلف ببینیم، اندازه و شکل آن را بهتر بررسی کنیم و متوجه شویم چه ساختارهایی در نزدیکی آن قرار دارند. این اطلاعات به ما کمک می‌کنند پیش از شروع جراحی، مسیر مناسب‌تری برای رسیدن به تومور انتخاب کنیم.

اما فقط شناخت محل تومور کافی نیست. یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های ما این است که بدانیم رشته‌های عصبی مهم مغز از چه مسیری عبور می‌کنند و تومور چه ارتباطی با آن‌ها دارد. برای مثال، ممکن است تومور در نزدیکی رشته‌های عصبی مرتبط با حرکت دست و پا یا صحبت کردن قرار گرفته باشد. در چنین شرایطی، شناخت مسیر این رشته‌ها اهمیت زیادی دارد.

تصویربرداری تانسور انتشار (DTI)

  1. استفاده از تصویربرداری تانسور انتشار (DTI)

برای بررسی دقیق‌تر این موضوع، از نوع پیشرفته‌ای از تصویربرداری MRI به نام تصویربرداری تانسور انتشار یا DTI استفاده می‌شود. این فناوری با بررسی نحوه انتشار مولکول‌های آب در بافت مغز، اطلاعاتی درباره جهت قرارگیری رشته‌های عصبی در اختیار ما قرار می‌دهد. سپس نرم‌افزارهای تخصصی این اطلاعات را پردازش می‌کنند و مسیر رشته‌های عصبی را به شکل تصاویر رنگی و سه‌بعدی نمایش می‌دهند.

  1. کاربرد هوش مصنوعی در جراحی تومور مغزی

هوش مصنوعی نیز به‌تدریج به کمک این فناوری‌ها آمده است. نرم‌افزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی می‌توانند تصاویر MRI و CT را تحلیل کنند، محدوده تومور را از بافت‌های اطراف تفکیک کنند و در شناسایی ساختارهای مهم مغز به پزشک کمک کنند. این قابلیت‌ها به‌ویژه در تومورهایی که مرز مشخصی با بافت سالم ندارند، می‌توانند در برنامه‌ریزی دقیق‌تر جراحی مفید باشند.

  1. جراحی مغز در بیداری و نقشه‌برداری عملکردی مغز

یکی از روش‌های جالب و پیشرفته در جراحی بعضی از تومورهای مغزی، جراحی بیداری (Awake Brain Surgery) همراه با نقشه‌برداری عملکردی مغز است. این روش به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که تومور در نزدیکی نواحی مسئول عملکردهای حساسی مانند صحبت کردن یا حرکت قرار داشته باشد.

عملکرد مغز

در این روش، بیمار در بخش مشخصی از جراحی که به بررسی عملکرد مغز نیاز است، هوشیار می‌شود و می‌تواند به درخواست‌های جراح پاسخ دهد. در همین زمان، با تحریک الکتریکی کنترل‌شده بخش‌های مشخصی از مغز، واکنش بیمار بررسی می‌شود. برای مثال، ممکن است از بیمار خواسته شود کلمات مشخصی را بیان کند، اشیای موجود در تصاویر را نام ببرد، بشمارد یا دست و پای خود را حرکت دهد.

اگر تحریک یک ناحیه باعث اختلال در صحبت کردن، نام بردن اشیا یا انجام یک حرکت شود، این موضوع نشان می‌دهد که آن بخش در انجام عملکرد مورد بررسی نقش دارد. جراح با استفاده از این اطلاعات می‌تواند نواحی حساس مغز را بهتر شناسایی کند و هنگام برداشتن تومور، از آسیب رساندن به آن‌ها تا حد امکان جلوگیری کند.

البته جراحی بیداری برای همه بیماران مناسب نیست و انتخاب آن به محل تومور، وضعیت عصبی و توانایی بیمار برای همکاری در طول عمل بستگی دارد. هدف از این روش آن است که جراح بتواند ضمن برداشتن حداکثر میزان ایمن تومور، عملکردهای مهم مغز را نیز حفظ کند.

تفکیک دقیق‌تر بافت‌ توموری از سالم برای کاهش باقی‌مانده تومور

یکی از چالش‌های مهم در جراحی تومورهای مغزی، تشخیص مرز دقیق بافت توموری از بافت سالم مغز است. این موضوع به‌خصوص در تومورهایی اهمیت دارد که سلول‌های آن‌ها به‌صورت پراکنده در بافت اطراف نفوذ می‌کنند و مرز مشخصی میان تومور و بافت سالم وجود ندارد. در چنین شرایطی، تشخیص دقیق‌تر بافت درگیر می‌تواند به جراح کمک کند بخش بیشتری از تومور را شناسایی و خارج کند و احتمال باقی ماندن بافت توموری قابل مشاهده را کاهش دهد.

هدایت فلورسانس

یکی از فناوری‌هایی که برای کمک به این کار استفاده می‌شود، جراحی با هدایت فلورسانس (Fluorescence-Guided Surgery) است. در این روش از ماده‌ای به نام ۵-آمینولوولینیک اسید (5-ALA) استفاده می‌کنیم. اگر بیمار از نظر نوع تومور و شرایط بالینی کاندید مناسبی باشد، حدود سه ساعت پیش از شروع بیهوشی، محلول خوراکی این ماده را دریافت می‌کند.

فناوری‌

5-ALA پس از ورود به بدن، وارد فرایندهای زیستی سلول‌ها می‌شود و به ماده‌ای فلورسنت به نام پروتوپورفیرین IX تبدیل می‌شود. این ماده در بافت برخی تومورهای بدخیم مغزی تجمع بیشتری پیدا می‌کند. در نتیجه، وقتی جراحی را با استفاده از میکروسکوپ مجهز به نور آبی مخصوص انجام می‌دهیم، بافت توموری حاوی این ماده به رنگ قرمز یا صورتی درخشان دیده می‌شود؛ در حالی که بافت‌هایی که فلورسانس قابل مشاهده ندارند، ظاهر متفاوتی دارند.

این تفاوت رنگ به جراح کمک می‌کند بخش‌هایی از تومور را که ممکن است زیر نور معمولی به‌خوبی از بافت اطراف قابل تشخیص نباشند، بهتر شناسایی کند. به‌ویژه در قسمت‌هایی که تومور به بافت اطراف نفوذ کرده است، این روش می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره محل باقی‌مانده تومور در اختیار جراح قرار دهد و به برداشتن دقیق‌تر بافت بدخیم کمک کند.

5-ALA یک فناوری آزمایشی جدید نیست و سال‌هاست در جراحی برخی گلیوماهای بدخیم در مراکز تخصصی دنیا استفاده می‌شود. فرآورده‌های دارویی حاوی این ماده نیز برای کمک به مشاهده بافت بدخیم هنگام جراحی گلیومای بدخیم، در اروپا و آمریکا مجوز رسمی دریافت کرده‌اند.

البته این روش برای همه انواع تومورهای مغزی کاربرد یکسانی ندارد. برای مثال، در برخی تومورهای کم‌درجه ممکن است فلورسانس قابل مشاهده‌ای ایجاد نشود. همچنین نبود رنگ فلورسنت به معنای سالم بودن قطعی آن قسمت از مغز نیست. به همین دلیل، نتیجه این روش باید در کنار تصاویر پیش از عمل، شرایط بافت و سایر یافته‌های حین جراحی بررسی شود. در نهایت، هدف ما این است که با شناخت دقیق‌تر محدوده تومور، تا حد امکان میزان برداشت ایمن آن را افزایش دهیم و هم‌زمان از بافت سالم و عملکردهای مهم مغز محافظت کنیم.

جراحی تومور مغزی بدون نیاز به باز کردن جمجمه

یکی از پیشرفت‌های مهم جراحی مغز و اعصاب، توسعه روش‌هایی است که به جراح اجازه می‌دهند بدون نیاز به باز کردن وسیع جمجمه، به بعضی از تومورهای مغزی دسترسی پیدا کند. این روش‌ها به‌ویژه برای تومورهایی اهمیت دارند که در عمق مغز قرار گرفته‌اند یا دسترسی به آن‌ها از طریق جراحی باز می‌تواند با دست‌کاری بیشتری در بافت‌های سالم اطراف همراه باشد. در ادامه دو نمونه از این روش‌ها را توضیح می‌دهم.

  1. جراحی لیزری تومور مغزی

جراحی لیزری تومور مغزی

در جراحی لیزری داخل‌بافتی، به‌جای اینکه جراح برای دسترسی به تومور بخش وسیعی از استخوان جمجمه را بردارد، از یک مسیر بسیار کوچک برای وارد کردن فیبر لیزری استفاده می‌کند. در این روش، ابتدا با بررسی تصاویر MRI، مسیر دقیقی برای رسیدن به تومور مشخص می‌شود. سپس جراح یک برش کوچک روی پوست سر ایجاد می‌کند و سوراخ بسیار کوچکی در استخوان جمجمه به وجود می‌آورد. از طریق این سوراخ، یک لوله باریک حاوی فیبر لیزری به محل موردنظر در مغز هدایت می‌شود.

وقتی نوک فیبر لیزری به محل مناسب رسید، انرژی لیزر به گرما تبدیل می‌شود و دمای بافت هدف را بالا می‌برد. این حرارت باعث تخریب سلول‌های توموری در محدوده موردنظر می‌شود. نکته مهم این است که تمام مراحل با کمک تصویربرداری MRI و پایش دمای بافت در حین درمان کنترل می‌شوند. به این ترتیب، جراح می‌تواند میزان گسترش حرارت را بررسی کند و تلاش کند اثر آن را به محدوده هدف محدود نگه دارد.

تفاوت مهم این روش با جراحی باز این است که در جراحی معمولی، جراح تومور را با ابزارهای جراحی از مغز خارج می‌کند؛ اما در این روش بافت توموری در همان محل و با استفاده از حرارت تخریب می‌شود و مانند جراحی باز به‌صورت فیزیکی خارج نمی‌شود. به همین دلیل، این روش را بیشتر نوعی تخریب حرارتی هدفمند می‌دانیم تا برداشت مستقیم تومور.

این تکنیک در برخی مراکز تخصصی دنیا برای درمان تومورهای مغزی مشخص، به‌ویژه ضایعات کوچک و نسبتاً محدود یا تومورهای عمقی که دسترسی به آن‌ها از طریق جراحی باز دشوارتر است، استفاده می‌شود. با این حال، اندازه، شکل و محل تومور در انتخاب این روش اهمیت زیادی دارد. برای مثال، تومورهای بزرگ یا تومورهایی که به‌صورت پراکنده در بافت مغز نفوذ کرده‌اند، ممکن است گزینه مناسبی برای درمان با لیزر نباشند.

البته کم‌تهاجمی بودن این روش به معنای بدون عارضه بودن آن نیست. پس از تخریب حرارتی بافت، ممکن است در اطراف ناحیه درمان تورم ایجاد شود و بسته به محل تومور، احتمال بروز علائم عصبی نیز وجود دارد. بنابراین پیش از انتخاب این روش، باید مزایا و محدودیت‌های آن را با توجه به شرایط هر بیمار بررسی کرد.

  1. جراحی با کمک ابزارهای لوله‌ای مخصوص

جراحی با کمک ابزارهای لوله‌ای مخصوص

روش دیگری که برای دسترسی به تومورهای عمقی مغز توسعه پیدا کرده، استفاده از ابزارهای لوله‌ای یا استوانه‌ای شکل است. برای درک بهتر این روش، تصور کنید جراح باید به توموری دسترسی پیدا کند که در عمق مغز قرار گرفته و برای رسیدن به آن، نباید بافت‌های سالم زیادی را کنار بزند یا تحت فشار قرار دهد.

در جراحی‌های معمولی، گاهی برای دسترسی به چنین نواحی‌ای لازم است بافت‌های اطراف به اندازه بیشتری کنار زده شوند. اما در روش لوله‌ای، از یک ابزار استوانه‌ای مخصوص استفاده می‌شود که مسیر باریک و مشخصی را برای رسیدن به تومور ایجاد می‌کند.

ابتدا جراح با کمک تصاویر مغزی و سیستم راهبری، مسیر مناسب را مشخص می‌کند. سپس پس از ایجاد یک برش کوچک در پوست سر و باز کردن محدود استخوان جمجمه، ابزار لوله‌ای را به‌آرامی در مسیر تعیین‌شده وارد می‌کند تا به محل تومور برسد. این لوله مانند یک راهروی باریک عمل می‌کند و بافت‌های اطراف را به‌آرامی کنار می‌زند. به این ترتیب، به‌جای اینکه برای دسترسی به تومور بخش وسیعی از بافت مغز کنار زده شود، جراح از طریق یک مسیر محدود به ناحیه موردنظر می‌رسد.

پس از قرار گرفتن لوله در محل مناسب، ابزارهای ظریف جراحی و در صورت نیاز دوربین مخصوص از داخل آن عبور داده می‌شوند. جراح می‌تواند از طریق همین مسیر، تومور را مشاهده کند و با استفاده از ابزارهای جراحی، آن را به‌تدریج خارج کند. در این روش، فشار واردشده به بافت اطراف به‌جای تمرکز روی یک نقطه، در امتداد محیط استوانه توزیع می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند به کاهش آسیب ناشی از کنار زدن بافت‌های مغز کمک کند.

این تکنیک در مراکز تخصصی جراحی مغز و اعصاب در نقاط مختلف دنیا استفاده می‌شود و به‌خصوص برای دسترسی به بعضی از تومورهای عمقی مغز کاربرد دارد. مزیت اصلی آن، ایجاد یک مسیر جراحی محدود و امکان دسترسی به تومور با دست‌کاری کمتر بافت‌های سالم اطراف است. البته انتخاب این روش به محل قرارگیری تومور، اندازه و ویژگی‌های آن و مسیر مناسبی که برای رسیدن به تومور وجود دارد، بستگی دارد.

نکته‌ای که باید در نظر داشت این است که استفاده از ابزار لوله‌ای به معنای حذف کامل فشار یا آسیب به بافت مغز نیست؛ بلکه هدف، محدود کردن و کنترل بهتر دست‌کاری بافت‌های اطراف است. بنابراین این روش نیز مانند سایر روش‌های جراحی، باید با بررسی دقیق تصاویر و شرایط بیمار انتخاب شود.

دقیق تر شدن پرتودرمانی و کاهش آسیب به بافت سالم

پرتودرمانی دقیق‌تر؛ هدف‌گیری تومور با آسیب کمتر به بافت سالم مغز

پرتودرمانی دقیق‌تر

پرتودرمانی یکی از روش‌های مهم درمان تومورهای مغزی است. در این روش، با استفاده از پرتوهای پرانرژی، به ماده ژنتیکی سلول‌های توموری آسیب وارد می‌کنیم تا توانایی تقسیم و تکثیر خود را از دست بدهند و به‌تدریج از بین بروند. این درمان معمولاً در چند جلسه انجام می‌شود تا سلول‌های سالم فرصت بیشتری برای ترمیم آسیب‌های احتمالی داشته باشند.

اما یکی از چالش‌های پرتودرمانی از گذشته این بوده است که پرتو علاوه بر سلول‌های توموری، می‌تواند روی سلول‌های سالمی که در مسیر حرکت آن قرار دارند نیز تأثیر بگذارد. برای مثال، وقتی تومور در نزدیکی بخش‌های حساسی از مغز قرار گرفته باشد، رساندن دوز مناسب پرتو به تومور بدون وارد کردن دوز اضافی به بافت‌های اطراف اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

پیشرفت فناوری باعث شده است که بتوانیم محل تابش، زاویه ورود پرتو و میزان انرژی دریافتی بافت‌های مختلف را با دقت بیشتری برنامه‌ریزی کنیم. در سال‌های اخیر نیز فناوری‌های جدیدی توسعه پیدا کرده‌اند که هدف آن‌ها رساندن انرژی بیشتر به محدوده تومور و کاهش تابش غیرضروری به بافت‌های سالم است.

  • پروتون‌تراپی؛ دقت بیشتر در محل آزاد شدن انرژی پرتو

پروتون‌تراپی

یکی از تفاوت‌های مهم پروتون‌تراپی با پرتودرمانی معمولی، به نوع ذرات مورد استفاده و نحوه انتقال انرژی آن‌ها در بافت بدن مربوط می‌شود. در پرتودرمانی متداول، از پرتوهای فوتونی مانند اشعه ایکس استفاده می‌کنیم؛ اما در پروتون‌تراپی، به‌جای فوتون، از ذراتی به نام پروتون استفاده می‌شود.

برای درک بهتر تفاوت این دو روش، باید بدانیم که پرتوهای ایکس هنگام عبور از بدن، در مسیر حرکت خود انرژی آزاد می‌کنند و پس از رسیدن به تومور نیز به حرکت ادامه می‌دهند. بنابراین بافت‌های سالمی که در مسیر ورود و خروج پرتو قرار دارند، مقداری از دوز تابش را دریافت می‌کنند.

اما پروتون‌ها رفتار متفاوتی دارند. آن‌ها هنگام حرکت در بافت بدن به‌تدریج انرژی از دست می‌دهند و در عمق مشخصی، بیشترین میزان انرژی خود را آزاد می‌کنند. پس از رسیدن به این نقطه، میزان دوز تابش به‌سرعت کاهش پیدا می‌کند.

اهمیت این ویژگی در این است که می‌توان انرژی پروتون‌ها را متناسب با عمق تومور تنظیم کرد تا بیشترین میزان انرژی در محدوده موردنظر آزاد شود و بافت‌های سالمی که در پشت تومور قرار دارند، دوز بسیار کمتری دریافت کنند. برای مثال، اگر توموری در نزدیکی یکی از ساختارهای حساس مغز قرار داشته باشد، پروتون‌تراپی می‌تواند در شرایط مناسب کمک کند تا میزان تابش دریافتی آن ساختار کاهش پیدا کند.

  • پرتودرمانی سه‌بعدی هم‌شکل با تومور (3D-CRT)و تکنیک IMRT

پرتودرمانی سه‌بعدی

یکی از روش‌هایی که به افزایش دقت پرتودرمانی کمک می‌کند، استفاده از تصاویر سه‌بعدی برای طراحی مسیر تابش است. در این روش، ابتدا با استفاده از تصویربرداری‌هایی مانند CT و MRI، محل، اندازه و شکل تومور مشخص می‌شود. سپس اطلاعات به دست آمده وارد نرم‌افزارهای تخصصی می‌شوند تا یک تصویر سه‌بعدی از تومور و بافت‌های اطراف آن تهیه شود. پزشک متخصص پرتودرمانی با کمک این تصاویر، مسیر و زاویه مناسب تابش را طراحی می‌کند.

برای اینکه بهتر متوجه نحوه عملکرد این روش شوید، تصور کنید تومور در قسمت مشخصی از مغز قرار دارد و بافت‌های سالم و حساسی نیز در اطراف آن هستند. در پرتودرمانی سه‌بعدی، دستگاه پرتوها را از چند جهت مختلف به سمت تومور هدایت می‌کند. هر باریکه در مسیر خود از بافت‌های مختلف عبور می‌کند، اما بیشترین میزان دوز تابش در محل تلاقی پرتوها، یعنی محدوده هدف، متمرکز می‌شود. به این ترتیب، می‌توان شکل و محدوده تابش را با شکل سه‌بعدی تومور هماهنگ کرد و از دریافت دوز غیرضروری توسط بخشی از بافت‌های سالم جلوگیری کرد.

با پیشرفت فناوری‌های پرتودرمانی، روش پیشرفته‌تری به نام IMRT توسعه پیدا کرد که در واقع نوع تکامل‌یافته پرتودرمانی سه‌بعدی است. تفاوت اصلی این روش با CRT سه بعدی در این است که در IMRT، علاوه بر تنظیم شکل و زاویه پرتوها، می‌توان شدت تابش را نیز در قسمت‌های مختلف هر باریکه تغییر داد.

برای مثال، فرض کنید توموری در نزدیکی عصب بینایی یا ساقه مغز قرار گرفته است. در چنین شرایطی، لازم است علاوه بر رساندن دوز مناسب به تومور، میزان تابش به این ساختارهای حساس نیز تا حد امکان محدود شود. دستگاه IMRT با کمک سیستم‌های کامپیوتری و قطعات متحرک مخصوص، شدت پرتو را در بخش‌های مختلف تنظیم می‌کند. به این ترتیب، امکان طراحی برنامه‌ای فراهم می‌شود که در آن دوز تابش متناسب با نیاز قسمت‌های مختلف تومور و محدودیت‌های بافت‌های سالم اطراف تنظیم شده باشد.

مزیت این روش به‌ویژه در تومورهایی که شکل نامنظم دارند یا در نزدیکی ساختارهای حساس مغز قرار گرفته‌اند، اهمیت پیدا می‌کند. در واقع، IMRT به ما اجازه می‌دهد توزیع دوز را با انعطاف بیشتری طراحی کنیم و میان اثربخشی درمان و محافظت از بافت‌های سالم تعادل بهتری برقرار کنیم.

  • رادیوسرجری استریوتاکتیک (SRS) نوین

رادیوسرجری استریوتاکتیک (SRS) نوین

در این تکنیک، به‌جای استفاده از تیغ جراحی، از پرتوهای پرانرژی با دقت بسیار بالا استفاده می‌کنیم تا انرژی تابش در محدوده مشخصی از مغز، یعنی محل قرارگیری تومور، متمرکز شود.

برای انجام این روش، ابتدا با استفاده از تصاویر دقیق مغزی، محل و اندازه تومور مشخص می‌شود. سپس نرم‌افزارهای تخصصی با محاسبات سه‌بعدی، مسیرهای تابش و میزان انرژی موردنیاز را طراحی می‌کنند. دستگاه پرتوها را از زاویه‌های مختلف به سمت تومور هدایت می‌کند؛ به‌طوری‌که هر باریکه به‌تنهایی انرژی محدودی به بافت مسیر خود می‌رساند، اما در محل تومور، این پرتوها روی یکدیگر متمرکز می‌شوند و دوز بالایی از انرژی را به ناحیه هدف منتقل می‌کنند. در نتیجه، می‌توانیم بافت توموری را با دقت بیشتری هدف قرار دهیم و میزان تابش به بخش‌های سالم اطراف را کاهش دهیم.

امروزه دستگاه‌های نسل جدید امکان برنامه‌ریزی و رساندن پرتو را با دقت بالایی فراهم می‌کنند. برای مثال، در سیستم گاما نایف، تعداد زیادی پرتو گاما از منابع مختلف به‌صورت هم‌زمان به یک نقطه مشخص هدایت می‌شوند. در مقابل، دستگاه سایبرنایف از یک شتاب‌دهنده خطی نصب‌شده روی بازوی رباتیک استفاده می‌کند که می‌تواند پرتوها را از موقعیت‌ها و زاویه‌های متعدد به سمت تومور هدایت کند. تصویربرداری و محاسبات کامپیوتری نیز به کنترل موقعیت و دقت تابش کمک می‌کنند.

در نسل‌های جدید این دستگاه‌ها، هوش مصنوعی نیز در برخی بخش‌ها وارد شده است. برای نمونه، در سیستم CyberKnife S7  فناوری Synchrony از الگوریتم‌های هوشمند برای ردیابی لحظه‌ای موقعیت هدف و هماهنگ‌کردن تابش با حرکت آن استفاده می‌کند.

یکی از مزیت‌های مهم این تکنیک این است که در موارد مناسب می‌توان درمان را در یک جلسه انجام داد. البته بسته به اندازه تومور، محل قرارگیری آن و نزدیکی به ساختارهای حساس مغز، ممکن است پزشک تصمیم بگیرد تابش در چند جلسه تقسیم شود تا بافت سالم فرصت بیشتری برای تحمل و ترمیم آسیب‌های ناشی از پرتو داشته باشد.

دارو های جدید که مستقیما سلول های تومور مغز را هدف می‌گیرند

یکی از موضوعاتی که سال‌ها درمان تومورهای مغزی را با دشواری روبه‌رو کرده، رساندن دارو به محل تومور بوده است. شاید برایتان سؤال باشد که چرا نمی‌توانیم مانند بسیاری از سرطان‌های دیگر، دارو را از طریق خون وارد بدن کنیم تا به سلول‌های سرطانی مغز برسد و آن‌ها را از بین ببرد؟

سد خونی‌ـ‌مغزی

پاسخ این سؤال به ساختار محافظتی خاصی در مغز برمی‌گردد که به آن سد خونی‌ـ‌مغزی (Blood-Brain Barrier) می‌گوییم. این سد مانند یک فیلتر بسیار دقیق عمل می‌کند و اجازه نمی‌دهد هر ماده‌ای که در خون وجود دارد، به‌راحتی وارد بافت مغز شود. وجود این سد برای سلامت مغز ضروری است؛ زیرا از ورود بسیاری از مواد مضر، سموم و عوامل بیماری‌زا جلوگیری می‌کند. اما همین ویژگی محافظتی، رساندن بعضی از داروهای ضدسرطان به سلول‌های توموری را نیز دشوار می‌کند.

برای مثال، ممکن است دارویی در آزمایش‌های آزمایشگاهی بتواند سلول‌های سرطانی را از بین ببرد، اما وقتی آن را به بیمار می‌دهیم، مقدار کافی از دارو به بافت مغز نرسد تا همان اثر را ایجاد کند.

به همین دلیل، پژوهشگران در سال‌های اخیر روی روش‌هایی کار کرده‌اند که بتوانند این سد را به‌صورت کنترل‌شده دور بزنند یا نفوذپذیری آن را برای مدت محدودی افزایش دهند. در ادامه، چند مورد از مهم‌ترین این پیشرفت‌ها را توضیح می‌دهم.

  • عبور از سد خونی‌ـ‌مغزی با امواج فراصوت و میکروحباب‌ها

امواج فراصوت

یکی از فناوری‌های جالبی که در سال‌های اخیر وارد مطالعات بالینی شده، استفاده هم‌زمان از امواج متمرکز فراصوت و حباب‌های بسیار ریز گازی به نام میکروحباب است.

در این روش، ابتدا میکروحباب‌های مخصوص از طریق تزریق وریدی وارد جریان خون بیمار می‌شوند. سپس امواج فراصوت با فرکانس و شدت کنترل‌شده به ناحیه مشخصی از مغز هدایت می‌شوند. این امواج باعث نوسان میکروحباب‌ها در رگ‌های خونی می‌شوند و در شرایط کنترل‌شده، به‌طور موقت نفوذپذیری سد خونی‌ـ‌مغزی را در همان محدوده افزایش می‌دهند.

به زبان ساده، می‌توان گفت برای مدت محدودی راه عبور بعضی از داروها به بافت مغز بازتر می‌شود. در این فاصله، داروهایی که از طریق خون به مغز می‌رسند، شانس بیشتری برای ورود به ناحیه هدف پیدا می‌کنند. پس از پایان اثر این فرایند، سد خونی‌ـ‌مغزی به‌تدریج عملکرد محافظتی خود را بازیابی می‌کند.

در یک مطالعه بالینی فاز یک و دو که در سال ۲۰۲۵ در مجله معتبر The Lancet Oncology منتشر شد، پژوهشگران ترکیب امواج متمرکز فراصوت و میکروحباب‌ها را همراه با داروی شیمی‌درمانی تموزولوماید در بیماران مبتلا به گلیومای درجه بالا بررسی کردند. نتایج اولیه از امکان اجرای این روش و ایمنی قابل قبول آن در شرایط مطالعه حمایت می‌کرد.

 

  • نانوحامل‌های دارویی؛ روشی نوین برای انتقال دارو به مغز

روش دیگری که توجه زیادی را در پژوهش‌های درمان تومور مغزی به خود جلب کرده، استفاده از فناوری نانو برای انتقال دارو است.

مشکل بسیاری از داروهای ضدسرطان این است که پیش از رسیدن به مغز، در جریان خون پخش می‌شوند، ممکن است در بدن تجزیه شوند یا به دلیل ساختار سد خونی‌ـ‌مغزی نتوانند به مقدار کافی وارد بافت هدف شوند. برای کاهش این مشکلات، پژوهشگران در حال طراحی حامل‌های بسیار کوچکی هستند که دارو را درون خود نگهداری می‌کنند و آن را تا حد امکان از شرایط نامناسب محیط بدن محافظت می‌کنند.

این حامل‌ها می‌توانند از جنس چربی، پروتئین یا مواد پلیمری سازگار با بدن باشند. برای مثال، در برخی طراحی‌ها دارو داخل یک پوسته چربی بسیار کوچک قرار می‌گیرد که به آن لیپوزوم می‌گویند. در نمونه‌های دیگر، از نانوذرات پروتئینی یا پلیمری استفاده می‌شود.

اما نکته جالب‌تر این است که دانشمندان می‌توانند سطح این حامل‌ها را با مولکول‌های خاصی طراحی کنند تا بتوانند از مسیرهای انتقال طبیعی موجود در سد خونی‌ـ‌مغزی استفاده کنند. به این ترتیب، هدف فقط حمل دارو نیست؛ بلکه تلاش می‌شود حامل بتواند به شکل مؤثرتری از سد عبور کند و دارو را در نزدیکی بافت توموری آزاد کند.

با وجود این پیشرفت‌ها، فناوری نانو هنوز با چالش‌های مهمی روبه‌رو است. همه نانوذرات نمی‌توانند به‌خوبی از سد خونی‌ـ‌مغزی عبور کنند و حتی پس از ورود به مغز نیز ممکن است در تمام قسمت‌های تومور به‌طور یکنواخت توزیع نشوند (منبع). ایمنی بلندمدت، نحوه دفع ذرات از بدن، کنترل زمان آزاد شدن دارو و امکان تولید این حامل‌ها در مقیاس درمانی نیز همچنان در حال بررسی است (منبع).

بنابراین، اگرچه نتایج آزمایشگاهی و برخی مطالعات اولیه بسیار امیدوارکننده هستند، بخش عمده این فناوری‌ها هنوز در مرحله پژوهش و توسعه قرار دارند و نباید آن‌ها را درمان استاندارد و در دسترس همه بیماران تلقی کرد.

  • دارورسانی مستقیم به بافت مغز با استفاده از کاتتر

دارورسانی

راهکار دیگری که برای عبور از مشکل سد خونی‌ـ‌مغزی توسعه پیدا کرده، رساندن مستقیم دارو به داخل بافت مغز است. در این روش به‌جای اینکه منتظر بمانیم دارو از جریان خون عبور کند و به تومور برسد، آن را از طریق یک لوله بسیار باریک به نام کاتتر مستقیماً وارد ناحیه موردنظر می‌کنیم.

ابتدا محل مناسب برای قرارگیری کاتتر با کمک تصاویر مغزی مشخص می‌شود. سپس کاتتر از طریق یک مسیر جراحی محدود در موقعیت موردنظر قرار می‌گیرد. دارو با فشار و سرعت کنترل‌شده از طریق این لوله وارد بافت مغز می‌شود و جریان ایجادشده به پخش شدن آن در اطراف محل تزریق کمک می‌کند.

مزیت اصلی این روش آن است که دارو برای رسیدن به بافت هدف، دیگر نیازی به عبور از سد خونی‌ـ‌مغزی ندارد. در نتیجه، می‌توان غلظت بالاتری از بعضی داروها را در محدوده مشخصی از مغز ایجاد کرد، بدون اینکه لازم باشد همان مقدار دارو از طریق خون وارد تمام بدن شود.

اما اجرای این روش به همان سادگی تزریق دارو در یک نقطه از مغز نیست. یکی از چالش‌های مهم، کنترل نحوه پخش شدن دارو در بافت است. ساختار بافت مغز، وجود حفره‌ها و مسیرهای مایع مغزی‌ـ‌نخاعی و ویژگی‌های خود تومور می‌توانند بر مسیر حرکت دارو تأثیر بگذارند (منبع). گاهی دارو به‌جای پخش شدن در محدوده هدف، در امتداد مسیر ورود کاتتر به عقب برمی‌گردد یا به قسمت‌هایی از بافت می‌رود که موردنظر ما نیستند (منبع).

همچنین انتخاب محل دقیق کاتتر، سرعت و فشار تزریق، نوع دارو و میزان سازگاری آن با بافت مغز اهمیت زیادی دارد. تزریق نامناسب ممکن است باعث تورم بافت یا آسیب موضعی شود. به همین دلیل، با وجود ظرفیت قابل‌توجه این روش، هنوز پژوهش‌های زیادی برای بهبود تجهیزات، نحوه انتقال دارو و انتخاب بیماران مناسب در حال انجام است.

  • درمان‌های هدفمند مولکولی؛ هدف‌گیری ویژگی‌های ژنتیکی تومور

درمان‌های هدفمند مولکولی

یکی دیگر از تغییرات مهم در درمان تومورهای مغزی، حرکت از درمان‌های یکسان برای همه بیماران به سمت درمان‌های متناسب با ویژگی‌های زیستی و مولکولی هر تومور است.

تا سال‌ها، بخش مهمی از تصمیم‌گیری درمانی بر اساس ظاهر سلول‌های توموری زیر میکروسکوپ، محل تومور و درجه بدخیمی آن انجام می‌شد. اما امروزه می‌دانیم که دو تومور با ظاهر نسبتاً مشابه ممکن است از نظر ژنتیکی تفاوت‌های مهمی داشته باشند و به درمان‌های متفاوتی پاسخ دهند.

به همین دلیل، پس از نمونه‌برداری یا جراحی تومور، در صورت نیاز آزمایش‌های مولکولی و ژنتیکی نیز روی بافت انجام می‌شوند. در این آزمایش‌ها، تغییرات مشخصی در ژن‌ها و مسیرهای پیام‌رسانی سلول بررسی می‌شوند تا مشخص شود آیا تومور ویژگی‌ای دارد که بتوان آن را با داروی خاصی هدف قرار داد یا خیر.

برای مثال، دارویی به نامVorasidenib  برای گروه مشخصی از بیماران مبتلا به تومور مغزی طراحی شده است که در سلول‌های توموری آن‌ها تغییر خاصی در یک آنزیم وجود دارد. این تغییر باعث ایجاد فعالیت غیرطبیعی در سلول می‌شود. داروی ووراسیدنِیب این فعالیت را مهار می‌کند و می‌تواند روند رشد تومور را به تأخیر بیندازد. این دارو در سال ۲۰۲۴ برای گروه مشخصی از این بیماران پس از جراحی، مجوز سازمان غذا و داروی آمریکا را دریافت کرد.

علاوه بر این، پژوهشگران در حال بررسی داروهایی هستند که نقاط ضعف سلول‌های توموری در ترمیم آسیب‌های DNA را هدف قرار می‌دهند. بعضی سلول‌های سرطانی به دلیل تغییرات ژنتیکی، در ترمیم آسیب‌های واردشده به ماده ژنتیکی خود دچار اختلال هستند. دارویی که در این حوزه مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، Niraparib است. این دارو روی یکی از سازوکارهای ترمیم آسیب‌های ژنتیکی سلول اثر می‌گذارد.

درمان‌هایی که سیستم ایمنی خود فرد را بر ضد تومور فعال میکنند

بدن ما یک سیستم دفاعی پیچیده دارد که وظیفه آن شناسایی و مقابله با عوامل بیماری‌زا و سلول‌های غیرطبیعی است. به‌طور طبیعی، سلول‌های ایمنی می‌توانند بعضی از سلول‌هایی را که رفتار غیرعادی پیدا کرده‌اند شناسایی کنند و از بین ببرند. اما سلول‌های سرطانی گاهی راه‌هایی پیدا می‌کنند که از دید سیستم ایمنی پنهان بمانند یا فعالیت سلول‌های دفاعی را کاهش دهند.

یکی از مسیرهای جدیدی که دانشمندان در سال‌های اخیر دنبال کرده‌اند، استفاده از توانایی طبیعی سیستم ایمنی خود بیمار است. در این روش‌ها تلاش می‌کنیم سلول‌های دفاعی بدن را بهتر با سلول‌های توموری آشنا کنیم یا توانایی آن‌ها را برای شناسایی و مقابله با تومور افزایش دهیم. دو نمونه مهم از این فناوری‌ها، درمان با سلول‌های CAR-T و واکسن‌های درمانی اختصاصی سرطان هستند.

فناوری‌های پیشرفته

یکی از فناوری‌های پیشرفته در زمینه ایمنی‌درمانی، روش CAR-T است. برای درک بهتر این روش، ابتدا باید با نوعی از گلبول‌های سفید خون به نام سلول‌های T آشنا شویم. این سلول‌ها از مهم‌ترین اجزای سیستم دفاعی بدن هستند و می‌توانند سلول‌های غیرطبیعی را شناسایی و نابود کنند.

مشکل اینجاست که سلول‌های توموری گاهی به شکلی تغییر می‌کنند که سلول‌های T به‌راحتی آن‌ها را تشخیص نمی‌دهند. در روش CAR-T، دانشمندان تلاش می‌کنند این سلول‌های دفاعی را در محیط آزمایشگاه تغییر دهند تا بتوانند نشانه مشخصی روی سطح سلول‌های توموری را بهتر شناسایی کنند.

فرایند درمان به این صورت است که ابتدا تعدادی از سلول‌های T را از خون خود بیمار جدا می‌کنند. سپس این سلول‌ها به آزمایشگاه تخصصی فرستاده می‌شوند و با استفاده از مهندسی ژنتیک، گیرنده مخصوصی روی سطح آن‌ها قرار می‌گیرد. این گیرنده مانند یک حسگر عمل می‌کند و به سلول ایمنی کمک می‌کند نشانه مشخصی را روی سلول توموری تشخیص دهد.

پس از آن، سلول‌های تغییر‌یافته در آزمایشگاه تکثیر می‌شوند تا تعداد کافی از آن‌ها به دست بیاید و سپس دوباره به بدن بیمار بازگردانده می‌شوند. این سلول‌ها می‌توانند سلول‌های توموری دارای نشانه موردنظر را شناسایی کنند و به آن‌ها حمله کنند.

اگر بخواهم این فرایند را ساده‌تر توضیح بدهم، تصور کنید تعدادی از نیروهای دفاعی بدن را برای یک مأموریت مشخص آموزش می‌دهیم. این نیروها پس از آموزش، توانایی بیشتری برای پیدا کردن هدف موردنظر دارند و می‌توانند آن را شناسایی کنند.

در سال‌های اخیر، مطالعات بالینی CAR-T در بیماران مبتلا به تومورهای مغزی نیز نتایج اولیه امیدوارکننده‌ای نشان داده‌اند. برای مثال، در برخی مطالعات روی بیماران مبتلا به گلیوبلاستوما، کاهش قابل‌توجه اندازه تومور پس از درمان مشاهده شده است. با این حال، این پاسخ‌ها همیشه پایدار نبوده‌اند و هنوز نمی‌توان CAR-T را درمان استاندارد و اثبات‌شده برای تمام بیماران مبتلا به تومور مغزی دانست. این روش همچنان در حال بررسی و توسعه است.

واکسن‌های درمانی

اکنون بیایید با واکسن‌های درمانی اختصاصی تومور مغزی آشنا شویم. شاید با شنیدن واژه واکسن، به واکسن‌هایی فکر کنید که برای جلوگیری از ابتلا به بیماری‌ها تزریق می‌شوند. اما واکسن‌های درمانی سرطان هدف متفاوتی دارند. این واکسن‌ها برای جلوگیری از ابتلا به تومور مغزی ساخته نمی‌شوند؛ بلکه هدف آن‌ها کمک به سیستم ایمنی بدن برای شناسایی و مقابله با سلول‌های سرطانی موجود است.

یکی از پیشرفت‌های جالب در این زمینه، ساخت واکسن‌های اختصاصی بر اساس ویژگی‌های خود تومور هر بیمار است. در این روش، پس از جراحی و برداشتن نمونه‌ای از بافت تومور، نمونه برای بررسی‌های ژنتیکی و مولکولی به آزمایشگاه فرستاده می‌شود.

پژوهشگران در این بررسی‌ها به دنبال تفاوت‌هایی هستند که در سلول‌های توموری وجود دارند، اما در سلول‌های سالم بدن دیده نمی‌شوند. بعضی از این تغییرات باعث تولید قطعات پروتئینی غیرطبیعی می‌شوند که می‌توانند مانند یک علامت شناسایی برای سیستم ایمنی عمل کنند.

پس از شناسایی این ویژگی‌ها، پژوهشگران تعدادی از مناسب‌ترین آن‌ها را انتخاب می‌کنند و بر اساس آن‌ها واکسن اختصاصی بیمار را می‌سازند.

یکی از نمونه‌های جدید این فناوری، مطالعه‌ای است که نتایج آن در سال ۲۰۲۶ در مجله معتبر Nature Cancer منتشر شد. در این پژوهش، دانشمندان یک واکسن DNA اختصاصی برای بیماران مبتلا به گلیوبلاستوما طراحی کردند. این مطالعه روی تعداد محدودی از بیماران انجام شد و هدف اصلی آن بررسی ایمنی، امکان ساخت واکسن و توانایی آن در فعال کردن سیستم ایمنی بود. نتایج اولیه نشان داد که در بیشتر بیماران، پاسخ ایمنی قابل‌اندازه‌گیری ایجاد شده است. این یافته‌ها امیدوارکننده هستند، اما هنوز برای اثبات تأثیر قطعی واکسن بر افزایش طول عمر بیماران به مطالعات بزرگ‌تر و مقایسه‌ای نیاز داریم.

پرسش‌های متداول

۱. آیا هر تومور مغزی به معنی سرطان است؟

خیر. همه تومورهای مغزی بدخیم نیستند. بعضی از آن‌ها خوش‌خیم هستند و رشد آهسته‌تری دارند، اما حتی یک تومور خوش‌خیم نیز اگر در نزدیکی بخش‌های حساس مغز قرار گرفته باشد، ممکن است مشکلات جدی ایجاد کند. بنابراین برای تعیین میزان خطر، باید نوع تومور، محل قرارگیری و ویژگی‌های آن بررسی شود.

۲. آیا تمام تومورهای مغزی باید جراحی شوند؟

خیر. تصمیم درباره جراحی به نوع تومور، اندازه، محل قرارگیری، سرعت رشد و وضعیت عمومی بیمار بستگی دارد. در بعضی موارد جراحی بهترین انتخاب است، اما گاهی می‌توان بیمار را با تصویربرداری‌های دوره‌ای تحت نظر گرفت یا از پرتودرمانی و درمان دارویی استفاده کرد. هدف ما انتخاب روشی است که بیشترین فایده و کمترین خطر را برای بیمار داشته باشد.

۳. آیا تومور مغزی می‌تواند بعد از جراحی دوباره برگردد؟

بله، احتمال بازگشت تومور به نوع و درجه آن، ویژگی‌های مولکولی و میزان برداشت تومور بستگی دارد. حتی زمانی که جراحی با موفقیت انجام می‌شود، ممکن است تعدادی از سلول‌های توموری در بافت اطراف باقی بمانند. به همین دلیل، پیگیری منظم با MRI و انجام درمان‌های تکمیلی در صورت نیاز اهمیت زیادی دارد.

۴. آیا تومور مغزی می‌تواند به سایر قسمت‌های بدن سرایت کند؟

تومورهای اولیه مغز معمولاً مانند بسیاری از سرطان‌های دیگر به اندام‌هایی مانند کبد و ریه گسترش پیدا نمی‌کنند. با این حال، بعضی از تومورهای بدخیم می‌توانند در بخش‌های دیگر مغز یا دستگاه عصبی گسترش پیدا کنند. از طرف دیگر، گاهی سرطان‌هایی که از اندام‌های دیگری مانند ریه یا پستان شروع شده‌اند، به مغز گسترش پیدا می‌کنند که به آن متاستاز مغزی می‌گوییم.

۵. آیا سردرد می‌تواند نشانه تومور مغزی باشد؟

سردرد به‌تنهایی معمولاً به معنی وجود تومور مغزی نیست و دلایل بسیار شایع‌تری برای آن وجود دارد. با این حال، اگر سردرد جدید، مداوم یا به‌تدریج شدیدتر شود، به‌خصوص اگر همراه با استفراغ، اختلال بینایی، تشنج یا ضعف اندام‌ها باشد، باید از نظر پزشکی بررسی شود. در صورت بروز ناگهانی علائم عصبی مانند ضعف یک‌طرفه بدن یا اختلال گفتار، مراجعه فوری به اورژانس ضروری است.

۶. آیا تومور مغزی ارثی است و ممکن است به فرزندان منتقل شود؟

بیشتر تومورهای مغزی به‌صورت ارثی از والدین به فرزندان منتقل نمی‌شوند. البته در تعداد محدودی از افراد، بعضی سندرم‌های ژنتیکی ارثی می‌توانند احتمال ابتلا به تومورهای مغزی را افزایش دهند. بنابراین صرف ابتلای یکی از اعضای خانواده به تومور مغزی به این معنی نیست که سایر اعضای خانواده نیز به آن مبتلا خواهند شد.