زندگی بعد از جراحی تومور هیپوفیز؛ نقش تعادل هورمونی در کیفیت زندگی آینده

جراحی تومور هیپوفیز

بعد از جراحی تومور هیپوفیز، کیفیت زندگی و وضعیت فرد در سال‌های بعد بیش از آنکه فقط به خودِ انجام جراحی وابسته باشد، به وضعیت عملکرد هورمونی هیپوفیز بستگی دارد؛ اگر تعادل هورمونی حفظ شود یا به حالت طبیعی برگردد، بسیاری از مشکلاتی که پیش از درمان به‌دلیل تومور یا اختلالات هورمونی ایجاد شده‌اند، مانند خستگی و کاهش انرژی، اختلال خواب و خلق‌وخو، مشکلات تمرکز، تغییرات وزن، اختلال عملکرد جنسی و مشکلات باروری می‌توانند بهبود پیدا کنند و فرد می‌تواند به فعالیت‌های فکری، شغلی، ورزشی، اجتماعی و زندگی روزمره خود ادامه دهد. از طرف دیگر، اگر بخشی از عملکرد هیپوفیز کاهش پیدا کند و بدن به اندازه کافی هورمون‌های ضروری تولید نکند، هورمون‌درمانی جایگزین می‌تواند کمبود ایجادشده را کنترل کند و از اختلال عملکرد بدن جلوگیری کند.

اگر بعد از جراحی تعادل هورمونی برقرار شود

جراحی تومور هیپوفیز

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های شما بعد از جراحی تومور هیپوفیز ممکن است این باشد که «آیا بعد از عمل می‌توانم دوباره مثل قبل زندگی کنم؟» پاسخ این سؤال تا حد زیادی به وضعیت هورمونی و نتیجه درمان شما بستگی دارد. اگر پس از جراحی، عملکرد هورمونی هیپوفیز حفظ شده باشد یا هورمون‌هایی که پیش از عمل دچار اختلال شده بودند دوباره به وضعیت مناسب برگردند، معمولاً دلیلی وجود ندارد که جراحی به‌خودی‌خود شما را از داشتن یک زندگی فعال و معمولی محدود کند. البته بازگشت به شرایط عادی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد و باید دوره نقاهت اولیه را پشت سر بگذارید و وضعیت هورمونی نیز در زمان مناسب بررسی شود.

در واقع، «زندگی بعد از جراحی» را نباید فقط با چند هفته اول بعد از عمل قضاوت کنید. ممکن است در روزها یا هفته‌های نخست هنوز احساس خستگی داشته باشید، فعالیت‌تان محدود باشد یا بدنتان کاملاً به شرایط جدید عادت نکرده باشد. این وضعیت با زندگی بلندمدت شما تفاوت دارد. وقتی دوره بهبودی سپری شود و بررسی‌های پزشکی نشان دهند که عملکرد هورمونی مناسب است، هدف این است که بتوانید به تدریج به فعالیت‌های معمول، کار، ورزش و روابط اجتماعی خود برگردید.

  • سلامت جسمی و سطح انرژی

سلامت جسمی و سطح انرژی

یکی از تغییراتی که ممکن است بعد از درمان موفق تومور هیپوفیز احساس کنید، بهبود علائمی است که پیش از جراحی به دلیل خود تومور یا اختلالات هورمونی ایجاد شده بودند. برای مثال، اگر تومور به ساختارهای اطراف فشار وارد کرده باشد، درمان آن می‌تواند به کاهش علائمی مانند سردرد یا مشکلات بینایی کمک کند. البته سردرد همیشه مستقیماً ناشی از تومور هیپوفیز نیست و به همین دلیل جراحی در همه بیماران باعث از بین رفتن سردرد نمی‌شود. با این حال، مطالعات طولانی‌مدت نشان داده‌اند که در بخش قابل توجهی از بیمارانی که پیش از عمل سردرد داشتند، شدت یا تعداد سردردها بعد از جراحی کاهش پیدا می‌کند.

بینایی نیز یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی است که ممکن است بعد از جراحی بهتر شود. اگر تومور به عصب بینایی یا کیاسمای بینایی فشار وارد کرده و باعث کاهش دید یا اختلال میدان بینایی شده باشد، برداشتن فشار از روی این ساختارها می‌تواند باعث بهبود بینایی شود. در مطالعات، بیشتر بیمارانی که پیش از جراحی دچار نقص میدان بینایی بوده‌اند، پس از برداشتن تومور درجاتی از بهبود را تجربه کرده‌اند؛ با این حال، میزان بهبود به شرایط هر فرد و شدت و مدت آسیب پیش از جراحی بستگی دارد و در همه بیماران دید به‌طور کامل به حالت قبل برنمی‌گردد.

خستگی و پایین بودن سطح انرژی نیز در بعضی بیماران با اصلاح اختلال هورمونی بهتر می‌شود. هیپوفیز در تنظیم چندین هورمون مهم بدن نقش دارد و اختلال در این هورمون‌ها می‌تواند با خستگی، ضعف، تغییرات وزن و کاهش توانایی انجام فعالیت‌های روزمره همراه باشد. بنابراین اگر علت این علائم، اختلال هورمونی ناشی از تومور بوده باشد و بعد از درمان عملکرد هورمونی شما به وضعیت مناسبی برسد، ممکن است به‌تدریج احساس کنید انرژی و توان جسمی‌تان بیشتر شده است. بهبود کیفیت زندگی پس از درمان موفق تومور هیپوفیز نیز در مطالعات مختلف گزارش شده است.

وزن، پوست و مو نیز ممکن است تحت تأثیر وضعیت هورمونی قرار داشته باشند. برای نمونه، اختلالات هورمونی هیپوفیز می‌توانند متابولیسم بدن، ترکیب بدن، وزن و وضعیت پوست و مو را تغییر دهند. وقتی علت هورمونی این تغییرات درمان شود، این وضعیت نیز می‌تواند به‌تدریج بهتر شود. البته نباید انتظار داشت که وزن، پوست یا مو صرفاً با برداشتن تومور و در مدت کوتاه به حالت قبلی برگردد؛ عوامل دیگری مانند تغذیه، فعالیت بدنی، سن و سایر بیماری‌ها نیز در این موارد نقش دارند.

در مجموع، اگر عملکرد هورمونی شما بعد از جراحی مناسب باشد، سابقه جراحی تومور هیپوفیز به‌تنهایی به این معنی نیست که باید در سال‌های آینده زندگی کم‌تحرکی داشته باشید. بعد از اینکه درمان کامل شد و پزشک اجازه بازگشت به فعالیت‌های معمول را داد، هدف این است که بتوانید فعالیت‌های روزمره، کار و ورزش را از سر بگیرید. در یک مطالعه با پیگیری طولانی‌مدت نیز پس از جراحی اندوسکوپیک تومور هیپوفیز، کیفیت زندگی جسمی در درازمدت به سطح طبیعی بازگشت و اثر منفی پایدار ناشی از خود جراحی بر کیفیت زندگی مشاهده نشد.

  • سلامت روان و خلق‌وخو

سلامت روان و خلق‌وخو

تغییرات خلق‌وخو، اضطراب، بی‌حوصلگی و به‌هم‌ریختن خواب از مشکلاتی هستند که بعضی بیماران پیش از درمان تومور هیپوفیز تجربه می‌کنند. این تغییرات همیشه به معنای یک مشکل روان‌شناختی مستقل نیستند؛ اختلال در هورمون‌هایی که تحت کنترل هیپوفیز هستند می‌تواند روی انرژی، خواب، خلق‌وخو و احساس عمومی فرد اثر بگذارد. برای همین، اگر علت این علائم اختلال هورمونی یا اثر تومور بر عملکرد طبیعی بدن باشد، با درمان مناسب و برقراری تعادل هورمونی می‌توان انتظار داشت وضعیت روانی و کیفیت زندگی بیمار نیز بهتر شود. اختلالات هیپوفیز و کمبود هورمون‌های آن با علائم روانی و کاهش کیفیت زندگی ارتباط دارند و جایگزینی مناسب هورمون‌ها می‌تواند بخشی از این مشکلات را بهبود دهد (منبع).

خواب نیز می‌تواند بهتر شود. اختلالات هورمونی هیپوفیز، به‌ویژه زمانی که با خستگی و تغییرات متابولیک همراه باشند، می‌توانند کیفیت خواب و الگوی خواب و بیداری را تحت تأثیر قرار دهند. وقتی اختلال هورمونی درمان شود، تنظیم خواب نیز در بعضی بیماران بهتر می‌شود. البته خواب فقط به هورمون‌ها وابسته نیست و عواملی مانند اضطراب، عادت‌های خواب، داروها و سایر مشکلات جسمی نیز می‌توانند در آن نقش داشته باشند. بنابراین اگر اختلال خواب بعد از درمان ادامه داشته باشد، باید علت آن جداگانه بررسی شود.

خلق‌وخو و احساسات نیز ممکن است متعادل‌تر شوند. اگر پیش از جراحی به دلیل اختلال هورمونی دچار بی‌حوصلگی، کاهش انگیزه، تحریک‌پذیری یا احساس خستگی ذهنی بوده‌اید، با اصلاح وضعیت هورمونی ممکن است این علائم به‌تدریج کاهش پیدا کنند. در واقع، وقتی بدن دوباره هورمون‌های مورد نیاز خود را در سطح مناسبی دریافت کند، بسیاری از علائمی که بیمار تصور می‌کرد بخشی از شخصیت یا زندگی همیشگی او شده‌اند، می‌توانند تغییر کنند.

از طرف دیگر، باید بین تأثیر هورمون‌ها بر خلق‌وخو و فشار روانی ناشی از خود بیماری تفاوت قائل شد. طبیعی است فردی که با تشخیص تومور هیپوفیز، جراحی و نگرانی درباره آینده روبه‌رو شده است، مدتی اضطراب یا نگرانی داشته باشد. بنابراین حتی اگر وضعیت هورمونی کاملاً مناسب باشد، ممکن است بعضی نگرانی‌های ذهنی بلافاصله از بین نروند. با گذشت زمان و مشخص شدن نتیجه درمان و پیگیری‌های پزشکی، بسیاری از بیماران می‌توانند دوباره احساس امنیت و آرامش بیشتری پیدا کنند.

در نتیجه، اگر بعد از جراحی عملکرد هورمونی هیپوفیز مناسب باشد، با برطرف شدن علت هورمونی علائم، خواب، انرژی، خلق‌وخو و احساس عمومی شما می‌تواند بهتر شود و به تدریج به شرایط عادی زندگی برگردید. البته سلامت روان فقط به هورمون‌ها وابسته نیست و اگر علائم روانی ادامه‌دار باشند، باید همانند هر مشکل دیگری علت آنها بررسی و درمان شود.

  • روابط جنسی و باروری

تومور هیپوفیز و اختلال هورمونی ناشی از آن می‌تواند روی زندگی جنسی و باروری اثر بگذارد؛ به‌خصوص اگر تولید هورمون‌های جنسی یا هورمون‌هایی که عملکرد تخمدان و بیضه را تنظیم می‌کنند، دچار اختلال شده باشد. به همین دلیل، اگر پیش از جراحی کاهش میل جنسی، اختلال عملکرد جنسی، نامنظمی یا قطع قاعدگی یا مشکل در باروری داشته‌اید، این علائم لزوماً به معنی یک مشکل دائمی نیستند. اگر علت آنها اختلال هورمونی ناشی از تومور بوده باشد و بعد از درمان عملکرد هورمونی به وضعیت مناسبی برگردد، این بخش از زندگی نیز می‌تواند بهبود پیدا کند. کم‌کاری هیپوفیز می‌تواند با اختلال عملکرد جنسی و باروری همراه باشد و درمان مناسب کمبودهای هورمونی در بهبود این مشکلات نقش دارد (منبع).

در زنان، اختلال عملکرد هیپوفیز می‌تواند باعث کاهش تولید هورمون‌های جنسی، نامنظم شدن قاعدگی یا قطع قاعدگی و اختلال در تخمک‌گذاری شود. اگر بعد از درمان تومور، عملکرد محور هورمونی هیپوتالاموس، هیپوفیز و تخمدان به اندازه کافی برقرار شود، ممکن است چرخه قاعدگی و تخمک‌گذاری نیز بهبود پیدا کند. در نتیجه، اگر پیش از عمل به دلیل اختلال هورمونی قاعدگی شما نامنظم یا قطع شده بود، لزوماً قرار نیست این وضعیت برای همیشه ادامه پیدا کند.

در مردان نیز کاهش فعالیت هورمون‌های هیپوفیزی LH و FSH می‌تواند باعث کاهش تولید تستوسترون، کاهش میل جنسی، اختلال عملکرد جنسی و کاهش تولید اسپرم شود. اگر عملکرد این محور پس از درمان بهبود پیدا کند، ممکن است سطح هورمون‌های جنسی و علائم مرتبط با آن نیز بهتر شوند. بنابراین کاهش میل جنسی یا مشکلات عملکرد جنسی که پیش از جراحی به دلیل اختلال هورمونی ایجاد شده‌اند، می‌توانند با درمان علت زمینه‌ای قابل بهبود باشند (منبع).

باروری موضوعی جدا از زندگی جنسی است. ممکن است میل جنسی و عملکرد جنسی شما بعد از درمان به وضعیت طبیعی برگردد، اما برای باروری، عملکرد طبیعی دستگاه تولیدمثل نیز اهمیت دارد. در زنان، تخمک‌گذاری منظم و در مردان تولید طبیعی اسپرم برای باروری ضروری است. اگر بعد از جراحی عملکرد هورمونی هیپوفیز و هورمون‌های جنسی شما به حالت طبیعی برگشته باشد، اختلال هورمونی ناشی از تومور دیگر مانعی برای عملکرد طبیعی این محور ایجاد نمی‌کند و در صورت نداشتن مشکل دیگری، امکان داشتن رابطه جنسی و باروری می‌تواند به شرایط طبیعی برگردد.

  • فعالیت‌های فکری، حافظه و تمرکز

فعالیت‌های فکری، حافظه و تمرکز

اگر بعد از جراحی عملکرد هورمونی هیپوفیز شما در وضعیت مناسبی قرار داشته باشد، سابقه تومور هیپوفیز به این معنی نیست که قرار است در سال‌های بعد توانایی فکر کردن، یادگیری یا تمرکز شما محدود شود. بسیاری از بیمارانی که درمان موفقی داشته‌اند، می‌توانند به فعالیت‌های فکری و شغلی معمول خود برگردند و زندگی ذهنی فعالی داشته باشند.

اگر پیش از جراحی احساس می‌کردید حافظه‌تان ضعیف شده، تمرکز برایتان سخت است یا ذهنتان مانند گذشته کار نمی‌کند، ابتدا باید علت این مشکلات را در نظر گرفت. خود تومور، اختلالات هورمونی و علائمی مانند خستگی و اختلال خواب می‌توانند روی عملکرد شناختی اثر بگذارند. بنابراین در صورتی که این مشکلات به تومور یا اختلال هورمونی مرتبط بوده باشند، با درمان بیماری و برقراری وضعیت هورمونی مناسب، حافظه، تمرکز و توانایی انجام فعالیت‌های ذهنی نیز می‌توانند بهتر شوند. مطالعات انجام‌شده در بیماران مبتلا به تومورهای هیپوفیز نیز ارتباط اختلالات هورمونی با برخی مشکلات شناختی و کیفیت زندگی را نشان داده‌اند و در برخی بیماران پس از درمان، بهبود عملکرد شناختی و کیفیت زندگی گزارش شده است.

به همین دلیل، در زندگی بلندمدت بعد از جراحی، مطالعه، کارهای فکری، کار با رایانه، یادگیری، انجام کارهای تخصصی و فعالیت‌های شغلی به‌خودی‌خود ممنوع یا محدود نیستند. اگر وضعیت جسمی و هورمونی شما مناسب باشد و مشکل دیگری وجود نداشته باشد، می‌توانید به فعالیت‌های ذهنی مورد علاقه خود ادامه دهید.

  • هیجان، استرس و فعالیت‌های پرهیجان

هیجان، استرس و فعالیت‌های پرهیجان

اگر بعد از جراحی عملکرد هورمونی هیپوفیز طبیعی باشد، قرار نیست زندگی شما از نظر هیجان، استرس یا تفریح برای همیشه محدود شود. سابقه جراحی تومور هیپوفیز به‌تنهایی به این معنا نیست که فرد باید از موقعیت‌های هیجان‌انگیز، سفر، ورزش یا فعالیت‌های تفریحی دوری کند. بعد از طی شدن دوره بهبودی و زمانی که پزشک بازگشت به فعالیت‌های معمول را تأیید کند، هدف این است که فرد بتواند دوباره زندگی عادی خود را دنبال کند. مطالعات مربوط به پیامدهای بلندمدت جراحی هیپوفیز نیز نشان داده‌اند که کیفیت زندگی و توانایی انجام فعالیت‌های روزمره و کاری می‌توانند پس از درمان بهبود پیدا کنند.

برای مثال، فعالیت‌هایی مثل سفر رفتن، شرکت در مهمانی و مراسم، رفتن به کنسرت، کوهنوردی، پیاده‌روی و ورزش، شنا، دوچرخه‌سواری، بازی‌های گروهی، رفتن به شهربازی و انجام تفریحات هیجان‌انگیز لزوماً به‌دلیل سابقه جراحی هیپوفیز برای همیشه ممنوع نمی‌شوند. حتی فعالیت‌هایی که هیجان بیشتری ایجاد می‌کنند، مثل سوار شدن بعضی وسایل شهربازی، ورزش‌های رقابتی یا تجربه فعالیت‌های ماجراجویانه، در زندگی بلندمدت بر اساس وضعیت جسمی فرد و نوع فعالیت قابل بررسی هستند، نه صرفاً بر اساس اینکه قبلاً جراحی هیپوفیز داشته است.

استرس و هیجان‌های معمول زندگی نیز بعد از جراحی قرار نیست حذف شوند. فرد همچنان می‌تواند سر کار برود، مسئولیت‌های خانوادگی داشته باشد، در موقعیت‌های اجتماعی شرکت کند، سفر برنامه‌ریزی کند و با فشارهای معمول زندگی روبه‌رو شود. اگر عملکرد هورمونی هیپوفیز طبیعی باشد، بدن نیز باید بتواند پاسخ‌های طبیعی خود به شرایط روزمره را داشته باشد.

در نتیجه، اگر بعد از جراحی تعادل هورمونی برقرار باشد، انتظار این نیست که فرد زندگی محتاطانه و محدودتری داشته باشد. می‌توانید دوباره برای سفر، ورزش، تفریح، کار، دورهمی‌های خانوادگی و اجتماعی و فعالیت‌هایی که به شما هیجان و لذت می‌دهند برنامه داشته باشید. نوع و شدت فعالیت باید با شرایط عمومی بدن و توصیه پزشک هماهنگ شود، اما خودِ سابقه جراحی تومور هیپوفیز به‌تنهایی دلیل کنار گذاشتن سبک زندگی فعال و پرنشاط نیست.

اگر بعد از جراحی نیاز به هورمون‌درمانی باشد

هورمون‌درمانی

گاهی بعد از برداشتن تومور، عملکرد هورمونی هیپوفیز به‌طور کامل طبیعی باقی نمی‌ماند. علت این موضوع این است که بافت سالم هیپوفیز در کنار تومور قرار دارد و ممکن است خود تومور، فشار ناشی از آن یا روند جراحی روی بخشی از این بافت اثر گذاشته باشد. در نتیجه ممکن است هیپوفیز نتواند بعضی از هورمون‌های موردنیاز بدن را به اندازه کافی تولید یا تحریک کند. به این وضعیت «کم‌کاری هیپوفیز» یا Hypopituitarism  گفته می‌شود. این اتفاق می‌تواند موقتی باشد یا در بعضی افراد به درمان طولانی‌مدت نیاز داشته باشد و به همین دلیل بعد از جراحی، عملکرد محورهای مختلف هورمونی بررسی می‌شود.

نکته مهم این است که نیاز به هورمون‌درمانی به معنی این نیست که زندگی فرد بعد از جراحی مختل یا محدود می‌شود. در این شرایط، کاری که درمان انجام می‌دهد این است که هورمونی را که بدن دیگر به اندازه کافی تولید نمی‌کند، از طریق دارو جایگزین کند تا عملکرد بدن تا حد ممکن به حالت طبیعی برگردد. بسته به اینکه کدام بخش از عملکرد هیپوفیز تحت تأثیر قرار گرفته باشد، ممکن است فرد به داروهای هورمونی مختلف نیاز داشته باشد.

بنابراین هورمون‌درمانی را نباید به‌عنوان نشانه‌ای از «ناموفق بودن جراحی» در نظر گرفت. ممکن است تومور به‌خوبی برداشته شده باشد، اما بخشی از عملکرد هورمونی هیپوفیز به درمان جایگزین نیاز داشته باشد. از طرف دیگر، به گفته انجمن جهانی غدد درون ریز در بعضی بیماران این کمبودها می‌توانند با گذشت زمان برطرف شوند؛ به همین دلیل ارزیابی هورمون‌های هیپوفیز بعد از جراحی و در فواصل مناسب اهمیت دارد و نباید صرفاً بر اساس آزمایش‌های اولیه، نیاز به درمان دائمی را قطعی دانست.

در این شرایط، متخصص غدد نقش مهمی در ادامه مسیر دارد. پزشک بر اساس آزمایش‌های هورمونی مشخص می‌کند کدام هورمون کم است، چه دارویی و با چه دوزی لازم است و در ادامه، با آزمایش و بررسی علائم، مقدار دارو را تنظیم می‌کند. هدف فقط این نیست که یک عدد آزمایشگاهی به محدوده طبیعی برسد؛ هدف این است که جایگزینی هورمون‌ها تا حد ممکن با نیاز واقعی بدن هماهنگ باشد و از کم‌درمانی یا مصرف بیش از اندازه نیز جلوگیری شود.

در ادامه، مهم است بدانیم کمبود هر هورمون دقیقاً چه تغییری در زندگی ایجاد می‌کند و داروی جایگزین چگونه آن را کنترل می‌کند؛ چون نیاز به هورمون‌درمانی در همه افراد یکسان نیست و تجربه زندگی فردی که فقط به لووتیروکسین نیاز دارد با کسی که به هیدروکورتیزون یا چند هورمون مختلف نیاز دارد، متفاوت است.

  1. کمبود هورمون محرک تیروئید (TSH)

هورمون محرک تیروئید

یکی از هورمون‌هایی که ممکن است بعد از جراحی تومور هیپوفیز کاهش پیدا کند، TSH  است.TSH را می‌توان مثل پیام‌رسانی در نظر گرفت که از هیپوفیز به غده تیروئید می‌رود و به آن می‌گوید چه مقدار هورمون تیروئیدی تولید کند. اگر بعد از جراحی هیپوفیز نتواند TSH کافی تولید کند، تیروئید هم تحریک کافی دریافت نمی‌کند و ممکن است فرد دچار کم‌کاری تیروئید مرکزی شود. در این حالت، مشکل اصلی خود غده تیروئید نیست؛ بلکه پیام کافی از سمت هیپوفیز به آن نمی‌رسد.

هورمون تیروئید

وقتی هورمون تیروئید در بدن کم باشد، سرعت بسیاری از فرایندهای بدن کاهش پیدا می‌کند. فرد ممکن است متوجه شود انرژی سابق را ندارد، زودتر خسته می‌شود و انجام کارهای روزمره برایش دشوارتر شده است. ممکن است بیشتر احساس سرما کند، پوستش خشک‌تر شود، دچار یبوست یا افزایش وزن شود و از نظر ذهنی احساس کند تمرکز و سرعت فکر کردنش مثل قبل نیست. خواب، خلق‌وخو و احساس عمومی فرد نیز می‌توانند تحت تأثیر قرار بگیرند. به همین دلیل کم‌کاری تیروئید فقط یک مسئله مربوط به «تیروئید» نیست و در صورت درمان نشدن می‌تواند بخش‌های مختلف زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. مطالعات کیفیت زندگی نیز ارتباط کم‌کاری تیروئید با مشکلاتی مانند خستگی، وضعیت جسمی و روانی و عملکرد روزمره را نشان داده‌اند.

کم‌کاری تیروئید

در صورت تأیید کم‌کاری تیروئید مرکزی، درمان معمولاً با لووتیروکسین انجام می‌شود؛ همان هورمونی که بدن در حالت طبیعی از تیروئید دریافت می‌کند. هدف دارو این است که مقدار کافی هورمون تیروئید را در اختیار بدن قرار دهد تا عملکرد طبیعی متابولیسم، انرژی، فعالیت مغز و سایر بافت‌ها حفظ شود. دوز دارو برای همه افراد یکسان نیست و متخصص غدد آن را بر اساس شرایط فرد و آزمایش‌ها تنظیم می‌کند.

در مطالعات مربوط به درمان کم‌کاری تیروئید با لووتیروکسین، پس از شروع درمان بهبود کیفیت زندگی و به‌ویژه جنبه‌های روانی و عاطفی در بسیاری از بیماران گزارش شده است. در یک مطالعه نیز کیفیت زندگی بیماران طی ۱۲ ماه درمان با لووتیروکسین به‌طور معنی‌داری بهبود پیدا کرد.

یک نکته مهم در این نوع کم‌کاری تیروئید وجود دارد: نمی‌توان دوز لووتیروکسین را فقط با نگاه کردن به TSH تنظیم کرد. چون مشکل از هیپوفیز است، مقدار TSH ممکن است پایین یا در محدوده طبیعی باشد، در حالی که هورمون تیروئید برای بدن کافی نیست. به همین دلیل، در کم‌کاری تیروئید مرکزی، Free T4 (FT4) نقش مهمی در ارزیابی و تنظیم درمان دارد و متخصص غدد بر اساس آن و وضعیت بالینی فرد دوز دارو را تنظیم می‌کند.

  1. کمبود هورمون کنترل‌کننده کورتیزول (ACTH)

کورتیزول

ACTH یکی از مهم‌ترین هورمون‌های هیپوفیز برای حفظ توانایی بدن در تولید کورتیزول است. این هورمون از هیپوفیز به غده‌های فوق‌کلیه پیام می‌دهد تا کورتیزول بسازند. کورتیزول فقط هورمون «استرس» نیست؛ بدن برای تنظیم انرژی، فشار خون، قند خون و مقابله با فشارهای جسمی مثل بیماری، تب، عفونت، جراحی و آسیب به مقدار مناسبی از آن نیاز دارد. بنابراین اگر بعد از جراحی، هیپوفیز ACTH کافی تولید نکند، ممکن است نارسایی ثانویه غده فوق‌کلیه ایجاد شود.

کمبود کورتیزول

کمبود کورتیزول می‌تواند زندگی روزمره را به شکل محسوسی تحت تأثیر قرار دهد. فرد ممکن است خستگی شدید، ضعف، کاهش توان جسمی، بی‌حالی، سرگیجه یا افت فشار، کاهش اشتها، تهوع، کاهش وزن و احساس ناتوانی در انجام فعالیت‌های معمول داشته باشد. از نظر ذهنی و روانی نیز ممکن است احساس کند انرژی و انگیزه سابق را ندارد. به همین دلیل، فردی که کورتیزول کافی ندارد ممکن است کار کردن، ورزش کردن، فعالیت اجتماعی یا حتی انجام کارهای معمول روزانه را سخت‌تر از گذشته تجربه کند.

اهمیت ACTH و کورتیزول فقط به احساس خستگی روزانه محدود نمی‌شود. در زمان‌هایی که بدن تحت فشار قرار می‌گیرد، نیاز به کورتیزول افزایش پیدا می‌کند. برای مثال هنگام تب و عفونت شدید، آسیب جدی، بعضی اعمال جراحی یا سایر استرس‌های فیزیکی، بدن طبیعی باید ترشح کورتیزول را افزایش دهد. اگر این توانایی وجود نداشته باشد و جایگزینی مناسب انجام نشود، فرد در شرایط شدید می‌تواند دچار بحران آدرنال شود که یک وضعیت اورژانسی است. به همین دلیل کمبود ACTH برخلاف بعضی کمبودهای هورمونی، موضوعی نیست که بتوان آن را بدون درمان رها کرد.

هیدروکورتیزون

خبر خوب این است که کورتیزول مورد نیاز بدن را می‌توان با دارو جایگزین کرد. داروی اصلی در نارسایی ثانویه آدرنال معمولاً هیدروکورتیزون است؛ یعنی همان هورمونی که از نظر عملکرد جایگزین کورتیزول طبیعی بدن می‌شود. مقدار دارو بر اساس نیاز فرد تنظیم می‌شود و معمولاً بخش بیشتری از دوز روزانه در ابتدای روز مصرف می‌شود تا الگوی طبیعی ترشح کورتیزول را تا حد امکان تقلید کند. راهنمای انجمن غدد درون‌ریز برای بزرگسالان مبتلا به نارسایی مرکزی آدرنال، هیدروکورتیزون را درمان جایگزینی اصلی می‌داند.

وقتی دوز هیدروکورتیزون به‌درستی تنظیم شود، هدف این است که کمبود کورتیزول دیگر مانعی برای زندگی روزمره نباشد. یعنی فرد بتواند انرژی و توان جسمی مناسب‌تری داشته باشد، کار کند، فعالیت‌های اجتماعی خود را انجام دهد و ورزش و فعالیت‌های معمول زندگی را دنبال کند. مطالعات انجام‌شده در افراد مبتلا به نارسایی ثانویه آدرنال نیز نشان داده‌اند که نوع و مقدار درمان جایگزینی می‌تواند روی احساس سلامت، خستگی، عملکرد جسمی و کیفیت زندگی اثر بگذارد. در یک مطالعه تصادفی روی بیماران مبتلا به نارسایی ثانویه آدرنال، برخی رژیم‌های جایگزینی هیدروکورتیزون با بهبود عملکرد جسمی و احساس بهزیستی همراه بودند.

البته در مورد هیدروکورتیزون، بیشتر مصرف کردن لزوماً به معنای بهتر شدن حال بیمار نیست. مقدار دارو باید دقیقاً متناسب با نیاز بدن تنظیم شود؛ چون هم کمبود کورتیزول و هم دریافت بیش از نیاز می‌تواند برای بدن مشکل‌ساز باشد. مطالعات کیفیت زندگی نیز نشان داده‌اند که دوزهای بالاتر هیدروکورتیزون با وضعیت سلامت و کیفیت زندگی ضعیف‌تر همراه بوده‌اند. بنابراین هدف متخصص غدد این نیست که صرفاً علائم را با دوز بالای دارو سرکوب کند، بلکه باید کمترین دوز مؤثری را که نیاز بدن را تأمین می‌کند پیدا کند.

یک تفاوت مهم این کمبود با کمبود TSH این است که فرد مبتلا به نارسایی آدرنال باید برای شرایط استرس شدید بدن آموزش ببیند. ممکن است هنگام بیماری شدید، تب، آسیب یا بعضی شرایط خاص، نیاز به افزایش موقت دوز گلوکوکورتیکوئید وجود داشته باشد. همچنین توصیه می‌شود فرد کارت یا دستبند هشدار پزشکی مربوط به نارسایی آدرنال داشته باشد و نحوه برخورد با شرایط اورژانسی را بداند.

  1. کمبود هورمون‌های جنسی (LH/FSH)

کمبود هورمون‌های جنسی

LH  و FSH دو هورمون مهم هیپوفیز برای کنترل عملکرد تخمدان‌ها و بیضه‌ها هستند. در زنان، این دو هورمون به تخمدان‌ها پیام می‌دهند تا هورمون‌های جنسی، به‌ویژه استروژن، تولید شوند و فرایند رشد فولیکول و تخمک‌گذاری انجام شود. در مردان نیز LH به بیضه‌ها برای تولید تستوسترون و FSH در فرایند تولید اسپرم نقش دارد. بنابراین اگر بعد از جراحی، هیپوفیز نتواند LH و FSH کافی تولید کند، ممکن است فرد دچار کم‌کاری غدد جنسی ناشی از اختلال هیپوفیز یا هیپوگنادیسم مرکزی شود.

کاهش LH و FSH

تأثیر این کمبود روی زندگی فقط به مسائل جنسی محدود نمی‌شود. در زنان قبل از یائسگی، کاهش LH و FSH می‌تواند باعث اختلال یا قطع قاعدگی و اختلال تخمک‌گذاری شود. در نتیجه ممکن است چرخه‌های قاعدگی که قبلاً منظم بوده‌اند نامنظم یا متوقف شوند و باردار شدن نیز دشوار شود. کاهش استروژن می‌تواند با کاهش میل جنسی، خشکی واژن و ناراحتی هنگام رابطه جنسی همراه باشد و در صورت طولانی شدن کمبود، سلامت استخوان‌ها نیز تحت تأثیر قرار گیرد. تشخیص این وضعیت بر اساس علائم و آزمایش‌های هورمونی مانند استرادیول، FSH و LH انجام می‌شود.

کمبود LH و FSH

در مردان، کمبود LH و FSH می‌تواند باعث کاهش تولید تستوسترون و اختلال در تولید اسپرم شود. فرد ممکن است کاهش میل جنسی، اختلال عملکرد جنسی، کاهش انرژی، کاهش توده و قدرت عضلانی و در صورت طولانی شدن کمبود، کاهش تراکم استخوان را تجربه کند. از طرف دیگر، کاهش FSH و LH می‌تواند مستقیماً بر تولید اسپرم اثر بگذارد؛ بنابراین این کمبود می‌تواند یکی از عواملی باشد که باروری مرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بنابراین ممکن است تأثیر این کمبود را در بخش‌های مختلف زندگی ببینید: رابطه جنسی، میل جنسی، قاعدگی و باروری در زنان؛ میل و عملکرد جنسی، انرژی و قدرت بدنی و باروری در مردان؛ و در هر دو جنس، سلامت استخوان در صورت طولانی شدن کمبود. به همین دلیل، وقتی LH و FSH بعد از جراحی کاهش پیدا می‌کنند، موضوع فقط یک تغییر در نتیجه آزمایش نیست، بلکه می‌تواند روی کیفیت زندگی و عملکردهای مهم بدن اثر بگذارد. اختلالات هیپوفیز و کم‌کاری هیپوفیز نیز در مطالعات با کاهش کیفیت زندگی و مشکلات عملکرد جنسی همراه بوده‌اند.

اما این بخش قابل درمان است. اگر کمبود هورمون‌های جنسی به‌طور قطعی تأیید شود و منع مصرفی وجود نداشته باشد، می‌توان هورمون‌هایی را که بدن به اندازه کافی تولید نمی‌کند جایگزین کرد. در زنان قبل از یائسگی، درمان جایگزینی هورمون‌های جنسی، معمولاً با استروژن و در صورت نیاز پروژستین، می‌تواند برای جبران کمبود هورمونی استفاده شود. در مردان نیز در صورت وجود هیپوگنادیسم مرکزی و نداشتن منع مصرف، تستوسترون جایگزین می‌تواند برای بهبود کمبود تستوسترون، میل و عملکرد جنسی، انرژی، توده و قدرت عضلانی و سلامت استخوان به کار رود.

در اینجا یک نکته بسیار مهم درباره باروری وجود دارد. درمان جایگزینی هورمون جنسی لزوماً همان درمانی نیست که برای بازگرداندن باروری استفاده می‌شود. برای مثال، در مردی که به‌دلیل کمبود LH و FSH تولید اسپرمش کاهش یافته، صرفاً مصرف تستوسترون معمولاً راه درمان ناباروری نیست و حتی تستوسترون خارجی می‌تواند تولید اسپرم را سرکوب کند. اگر هدف بارداری باشد، متخصص غدد یا متخصص باروری ممکن است از گنادوتروپین‌ها برای جایگزین کردن تحریک LH/FSH و کمک به تولید اسپرم استفاده کند. بنابراین باید بین «برگرداندن تستوسترون و عملکرد جنسی» و «درمان برای باروری» تفاوت قائل شد (منبع).

در زنان نیز همین تفکیک اهمیت دارد. جایگزینی استروژن می‌تواند کمبود هورمونی و بسیاری از علائم ناشی از آن را کنترل کند، اما اگر هدف بارداری باشد، مسئله اصلی بازگرداندن تخمک‌گذاری است و ممکن است به درمان اختصاصی باروری و تحریک تخمک‌گذاری نیاز باشد. بنابراین اینکه بعد از جراحی به هورمون جنسی نیاز پیدا کرده‌اید، به‌خودی‌خود به معنی از بین رفتن امکان بارداری نیست؛ روش درمان بر اساس این تعیین می‌شود که هدف، کنترل علائم کمبود هورمون باشد یا حفظ و بازگرداندن باروری.

از نظر کیفیت زندگی، هدف هورمون‌درمانی این است که کمبود هورمونی را جبران کند تا فرد بتواند عملکرد جنسی، انرژی، سلامت استخوان و سایر جنبه‌های زندگی را تا حد امکان به وضعیت مناسب برگرداند. راهنمای انجمن غدد درون‌ریز نیز بهبود میل و عملکرد جنسی، انرژی، احساس سلامت و توده و قدرت عضلانی را از اهداف درمان جایگزینی تستوسترون در مردان مبتلا به کم‌کاری مرکزی می‌داند.

بنابراین اگر بعد از جراحی مشخص شود که LH و FSH به اندازه کافی تولید نمی‌شوند، این به معنی پایان زندگی جنسی یا باروری نیست. مهم این است که ابتدا مشخص شود کدام هورمون‌ها و تا چه اندازه کم شده‌اند و هدف درمان چیست. سپس متخصص غدد می‌تواند درمان جایگزین مناسب را انتخاب و در طول زمان تنظیم کند؛ درمانی که هدفش این است که کمبود ایجادشده را جبران کند، نه اینکه محدودیت جدیدی به زندگی فرد اضافه کند.

  1. کمبود هورمون رشد (GH)

کمبود هورمون رشد

هورمون رشد یا GH  فقط مربوط به رشد قد در دوران کودکی نیست. در بزرگسالی نیز این هورمون در تنظیم ترکیب بدن، توده عضلانی، چربی بدن، سلامت استخوان‌ها، متابولیسم و توانایی انجام فعالیت‌های جسمی نقش دارد. بنابراین اگر بعد از جراحی هیپوفیز، تولید GH کاهش پیدا کند، ممکن است اثر آن را در بخش‌های مختلف زندگی ببینید.

تغییر در ترکیب بدن

وقتی GH به اندازه کافی وجود نداشته باشد، یکی از تغییراتی که ممکن است ایجاد شود تغییر در ترکیب بدن است؛ یعنی مقدار چربی بدن، به‌خصوص چربی تنه، افزایش پیدا کند و توده بدون چربی و عضلانی کاهش پیدا کند. در کنار آن ممکن است فرد احساس کند توان و تحمل فعالیت بدنی سابق را ندارد و زودتر خسته می‌شود. سلامت استخوان و برخی شاخص‌های متابولیک مانند چربی خون نیز می‌توانند تحت تأثیر قرار بگیرند. به همین دلیل، کمبود GH فقط به یک علامت مشخص محدود نمی‌شود و می‌تواند روی انرژی، وضعیت بدنی، ورزش، احساس توانمندی و کیفیت زندگی اثر بگذارد.

برای مثال، ممکن است فردی که پیش از این به‌راحتی ورزش می‌کرد، متوجه شود تحمل فعالیتش کمتر شده، عضله‌سازی برایش دشوارتر شده یا تغییر وزن و ترکیب بدنش با چیزی که انتظار دارد متفاوت است. بعضی بیماران نیز کاهش انرژی یا احساس خستگی و کاهش کیفیت زندگی را تجربه می‌کنند. در مطالعات بزرگسالان مبتلا به کمبود GH، کاهش کیفیت زندگی و تغییر در انرژی و وضعیت جسمی گزارش شده است؛ البته شدت این مشکلات در همه افراد یکسان نیست.

عضله‌سازی

اگر کمبود GH به‌طور قطعی تشخیص داده شود و فرد شرایط مناسب برای درمان را داشته باشد، هورمون رشد نوترکیب انسانی (somatropin) می‌تواند به‌عنوان درمان جایگزین استفاده شود. این دارو در واقع هورمونی را که بدن به اندازه کافی تولید نمی‌کند، جایگزین می‌کند. مقدار آن برای همه افراد یکسان نیست و متخصص غدد دوز را به‌صورت فردی تنظیم می‌کند و معمولاً IGF-1 را برای پایش پاسخ به درمان در نظر می‌گیرد. هدف این نیست که مقدار GH را بیش از نیاز بدن بالا ببریم؛ هدف، رساندن آن به محدوده مناسب و جلوگیری از عوارض درمان است.

تأثیر درمان را می‌توان در چند بخش زندگی دید. در مطالعات درمان جایگزینی GH، کاهش چربی بدن و افزایش توده بدون چربی گزارش شده است. در برخی مطالعات نیز بهبود انرژی، احساس سلامت و کیفیت زندگی دیده شده است. برای نمونه، در یک مطالعه طولانی‌مدت، بهبود کیفیت زندگی پس از شروع درمان باقی ماند و در مطالعه دیگری افزایش انرژی و بهبود برخی جنبه‌های کیفیت زندگی گزارش شد.

البته شواهد درباره همه اثرات GH کاملاً یکدست نیستند. برای مثال، بعضی مطالعات بهبود کیفیت زندگی را نشان داده‌اند، در حالی که یک کارآزمایی تصادفی در مردان مبتلا به کمبود GH تغییر معنی‌داری در کیفیت زندگی یا عملکرد شناختی پس از ۱۸ ماه درمان پیدا نکرد. بنابراین بهتر است نگوییم که مصرف GH حتماً همه مشکلات ذهنی، جسمی یا کیفیت زندگی را برطرف می‌کند؛ اثر درمان به شدت کمبود، شرایط فرد و وجود سایر اختلالات هورمونی بستگی دارد.  با این حال، در مجموع، راهنمای انجمن غدد درون‌ریز می‌گوید درمان جایگزینی GH  می‌تواند روی ترکیب بدن، ظرفیت فعالیت، سلامت استخوان و برخی شاخص‌های کیفیت زندگی اثر مثبت داشته باشد.

پرسش های متداول

آیا کمبود هورمون‌های هیپوفیز بعد از جراحی همیشه دائمی است؟

نه لزوماً. عملکرد بعضی از محورهای هورمونی ممکن است بعد از جراحی با گذشت زمان بهبود پیدا کند و در برخی بیماران نیز کمبود هورمونی پایدار باقی بماند. به همین دلیل معمولاً وضعیت هورمون‌ها در زمان مناسب بعد از عمل و در ادامه پیگیری می‌شود تا مشخص شود کدام هورمون‌ها واقعاً به درمان طولانی‌مدت نیاز دارند.

اگر چند هورمون کم شود، آیا می‌توان همه آنها را همزمان کنترل کرد؟

بله، اما درمان باید بر اساس ترتیب و ترکیب درست هورمون‌ها تنظیم شود. این موضوع به‌خصوص در فردی که همزمان دچار کمبود ACTH و هورمون تیروئید است اهمیت دارد؛ در چنین شرایطی معمولاً باید ابتدا وضعیت نارسایی آدرنال مشخص و در صورت وجود، درمان گلوکوکورتیکوئیدی انجام شود و سپس درمان تیروئید تنظیم شود. به همین دلیل مدیریت چند کمبود هورمونی باید زیر نظر متخصص غدد انجام شود.

آیا هورمون‌درمانی روی وزن بدن هم تأثیر دارد؟

ممکن است. بعضی کمبودهای هورمونی مانند کمبود هورمون تیروئید یا GH می‌توانند روی سوخت‌وساز و ترکیب بدن اثر بگذارند. با درمان مناسب، بخشی از این تغییرات قابل اصلاح است؛ با این حال، وزن بدن فقط به یک هورمون وابسته نیست و عواملی مانند تغذیه، فعالیت بدنی، خواب و سایر شرایط پزشکی نیز در آن نقش دارند.

آیا می‌توانم داروهای هورمونی را خودم قطع یا کم‌وزیاد کنم؟

خیر. به‌خصوص داروهای کورتونی مانند هیدروکورتیزون را نباید خودسرانه قطع کرد. مقدار مصرف هر هورمون بر اساس آزمایش‌ها، علائم، شرایط جسمی و نیاز بدن تنظیم می‌شود و در بعضی موارد قطع ناگهانی دارو می‌تواند خطرناک باشد. حتی اگر حالتان کاملاً خوب شده باشد، تغییر یا قطع درمان باید با نظر متخصص غدد انجام شود.

آیا فردی که بعد از جراحی هورمون مصرف می‌کند می‌تواند طول عمر طبیعی داشته باشد؟

در بسیاری از بیماران، بله. خودِ نیاز به هورمون‌درمانی به این معنی نیست که طول عمر یا زندگی عادی فرد حتماً کاهش پیدا می‌کند. آنچه اهمیت دارد این است که کمبودهای هورمونی به‌درستی تشخیص داده شوند، داروها به شکل منظم مصرف شوند و پیگیری متخصص غدد ادامه داشته باشد. به‌ویژه در کمبود ACTH، شناخت شرایطی که نیاز به افزایش دوز دارو دارند و آمادگی برای شرایط اورژانسی اهمیت زیادی دارد.