تجربه بیماران نشان میدهد که روند بهبود بعد از جراحی تومور هیپوفیز برای همه یکسان نیست و به نوع و اندازه تومور، میزان فشار بر مسیرهای بینایی، وضعیت هورمونی و شرایط هر بیمار بستگی دارد. بعضی بیماران در روزها یا هفتههای اول، بهبود بینایی و سایر علائم را تجربه کردهاند و برخی دیگر در ماهها و سالهای بعد، بهبود بینایی و سردرد، کنترل هورمونها، حفظ عملکرد هیپوفیز و حتی بازگشت باروری را داشتهاند. در بعضی موارد نیز به دلیل نوع تومور یا شرایط پیچیدهتر، درمان به مراحل دیگری مانند پرتودرمانی یا پیگیری هورمونی و تصویربرداری منظم نیاز داشته است. این تجربهها میتوانند تصویری واقعی از مسیرهای مختلف درمان و زندگی بعد از جراحی بدهند، اما نتیجه یک بیمار را نمیتوان بهعنوان نتیجه قطعی برای بیمار دیگری در نظر گرفت.
تجربیات بیماران در بیمارستان، از روز عمل تا ترخیص
وقتی قرار است جراحی تومور هیپوفیز انجام دهید، طبیعی است که فقط درباره خود عمل نگران نباشید و بخواهید بدانید روزهای بعد از جراحی چه شکلی خواهد بود؛ چه زمانی از ریکاوری خارج میشوید، چه مدت در بیمارستان میمانید، وضعیت بینایی و علائمی که قبل از عمل داشتهاید چه تغییری میکند و چه زمانی میتوانید به خانه برگردید. تجربه بیماران قبلی نشان میدهد که پاسخ این سؤالها برای همه یکسان نیست، چون شرایط هر بیمار، اندازه و نوع تومور و علائمی که به دلیل آن ایجاد شده است، با بیمار دیگر تفاوت دارد.
در تجربههایی که در ادامه میخوانید، نمونههایی از بیماران با شرایط متفاوت را میبینید؛ هدف از بیان این تجربهها این نیست که انتظار داشته باشیم روند بهبودی شما دقیقاً مانند یکی از این بیماران باشد؛ بلکه میخواهیم تصویری واقعیتر از مسیر روز عمل تا ترخیص به شما بدهیم تا بدانید تفاوت در مدت بستری یا سرعت بهبود، لزوماً به معنای خوب یا بد بودن نتیجه جراحی نیست.
در ادامه، تجربه هر بیمار را با جزئیات بیشتری میخوانید و میتوانید ببینید که شرایط او قبل از عمل چگونه بوده، چرا جراحی انجام شده و در ساعات یا روزهای بعد از عمل چه اتفاقی برای او افتاده است.
- بیمار اورژانسی با خونریزی تومور هیپوفیز و اختلال ناگهانی بینایی
یکی از بیمارانی که تجربه او را در روزهای بعد از جراحی میبینیم، مردی از اصفهان است که با شرایط اورژانسی به بیمارستان مراجعه کرده بود. او مدتی دچار سردرد بود، اما بهطور ناگهانی سردردش شدیدتر شد و همزمان اختلال بینایی و تاری دید پیدا کرد. بررسیها نشان داد که تومور بزرگ هیپوفیز او دچار خونریزی حاد یا آپوپلکسی هیپوفیز شده است؛ شرایطی که به دلیل افزایش ناگهانی حجم تومور میتواند به مسیرهای بینایی فشار وارد کند و باعث بروز علائم شدید شود.

با توجه به شدت علائم و وضعیت تومور، بیمار بهصورت اورژانسی تحت جراحی قرار گرفت. چند روز بعد از عمل، وضعیت جراحی او مناسب بود و برای ترخیص آماده میشد؛ اما یک مسئله باعث شد پزشکان داخلی همچنان او را تحت نظر نگه دارند: حجم ادرار او بهطور قابل توجهی افزایش پیدا کرده بود.
پرادراری بعد از جراحی هیپوفیز مسئلهای است که نباید از کنار آن بهسادگی گذشت. بعد از جراحی ممکن است تنظیم آب بدن و هورمونهای مربوط به آن دچار اختلال شود و بیمار مقدار زیادی ادرار دفع کند. در چنین شرایطی، لازم است میزان ادرار، دریافت و دفع مایعات و بهخصوص سطح سدیم خون بررسی شود. اگر این اختلال بهموقع تشخیص داده نشود، کمآبی و تغییر سطح سدیم میتواند برای بیمار مشکلساز شود.
نکته جالب این تجربه دقیقاً همینجاست: جراحی بیمار بهخوبی پیش رفته بود، اما تیم درمان فقط به نتیجه خود عمل اکتفا نکرد. با وجود اینکه از نظر جراحی شرایط مناسبی داشت، پزشک داخلی تشخیص داد که به دلیل پرادراری بهتر است بیمار هنوز در بیمارستان بماند و وضعیت آب و الکترولیتهای بدنش کنترل شود. این موضوع نشان میدهد که آماده بودن برای ترخیص فقط به این نیست که بیمار هوشیار باشد، راه برود یا محل جراحی مشکلی نداشته باشد؛ بعضی عوارض و تغییرات هورمونی بعد از جراحی هیپوفیز ممکن است در همین روزهای ابتدایی نیاز به مراقبت داشته باشند.
در واقع، مراقبت از بیمار بعد از جراحی هیپوفیز یک کار تیمی است. علاوه بر جراح مغز و اعصاب، متخصص غدد و پزشکان داخلی و سایر اعضای تیم درمان بسته به شرایط بیمار در پیگیری او نقش دارند. در بیماری که جراحی اورژانسی داشته یا شرایط پیچیدهتری دارد، این همکاری اهمیت بیشتری پیدا میکند و گاهی همین بررسیهاست که مشخص میکند بیمار واقعاً آماده رفتن به خانه هست یا بهتر است یک یا چند روز بیشتر تحت نظر بماند.
- تشخیص یک تومور بزرگ هیپوفیز با یک تست ساده بینایی
یکی از بیمارانی که امروز تحت عمل جراحی قرار گرفت، آقای جوانی بود که یک تومور بسیار بزرگ و غیرترشحکننده هیپوفیز داشت. نکته جالب در مورد این بیمار این بود که آزمایشهای هورمونی او طبیعی بودند و خودش نیز مشکل هورمونی مشخصی نداشت؛ چیزی که باعث شد بیماری او خودش را نشان دهد، اختلال بینایی و کاهش میدان دید بود.
جالبتر اینکه بیمار در ابتدا متوجه نشده بود علت مشکل بیناییاش چیست. او بهطور اتفاقی یک ویدیو در واتساپ دیده بود که در آن یک تست ساده برای بررسی میدان دید انجام میشد. وقتی خودش آن را امتحان کرد، متوجه شد که بخشی از میدان دیدش را بهدرستی نمیبیند. همین موضوع باعث شد برای بررسی بیشتر به چشمپزشک مراجعه کند. بررسیهای بعدی و مراجعه به متخصص مغز و اعصاب در نهایت به انجام MRI و تشخیص تومور بسیار بزرگ هیپوفیز منجر شد.
این تجربه برای من از این جهت جالب بود که بیمار با وجود بزرگ بودن تومور، از ابتدا با یک علامت واضح و مشخص مثل سردرد شدید یا اختلال هورمونی به پزشک مراجعه نکرده بود. در واقع، کاهش میدان دید میتواند بهتدریج ایجاد شود و گاهی خود بیمار متوجه آن نشود؛ بهخصوص زمانی که مغز بهمرور خود را با تغییرات ایجادشده تطبیق میدهد. به همین دلیل، هر تغییری در دید یا احساس کاهش میدان دید ارزش بررسی دارد و نباید صرفاً به خستگی چشم یا مشکل ساده بینایی نسبت داده شود.
این دومین بیماری است که در تجربه کاری من، یک تست بینایی باعث شد بیمار متوجه وجود مشکل در میدان دید خود شود. بیمار دیگری هم داشتیم که قصد داشت خلبان شود و در جریان آزمایشهای بینایی مربوط به این کار، مشخص شد که میدان دید او طبیعی نیست و همین موضوع زمینه بررسیهای بیشتر و تشخیص مشکل را فراهم کرد.
در مورد این بیمار، خوشبختانه مشکل بینایی بهموقع جدی گرفته شد و بررسیهای بعدی انجام شد و بیمار برای درمان مراجعه کرد. برای من دیدن چنین بیمارانی همیشه جذاب است؛ بهخصوص در جراحیهای مغز و اعصاب که گاهی چند جراح همزمان در اتاق عمل حضور دارند و هر کدام بخشی از روند جراحی را دنبال میکنند. وقتی بیمار و خانوادهاش بعداً میبینند که چه مسیری طی شده و متوجه میشوند یک علامت به ظاهر ساده چگونه توانسته آنها را به تشخیص یک بیماری مهم برساند، ارزش این آگاهی را بیشتر درک میکنند.
- بیمار ۴۴ ساله با آپوپلکسی هیپوفیز؛ بهبود بینایی از همان ساعات اول بعد از عمل
یکی از تجربههای قابلتوجه بیماران، مربوط به خانمی ۴۴ ساله است که با اختلال قابلتوجه و ناگهانی در بینایی مراجعه کرده بود. حدود یک ماه قبل، متوجه شده بود که بخشی از میدان دید یک چشمش را نمیبیند. خودش این تغییر را هنگام مطالعه متوجه شده بود؛ بهطوری که احساس میکرد بخشی از کلمات مقابل چشمش دیده نمیشود. بررسیهای انجامشده نشان داد که علت این مشکل، یک ماکروآدنوم هیپوفیز همراه با خونریزی داخل تومور بوده است.
ماکروآدنوم به آدنوم هیپوفیز با اندازه ۱۰ میلیمتر یا بیشتر گفته میشود. این تومورها، بهخصوص وقتی بزرگ شوند، میتوانند به ساختارهای اطراف هیپوفیز فشار وارد کنند. در این بیمار، علاوه بر اندازه تومور، خونریزی داخل آن باعث ایجاد آپوپلکسی هیپوفیز شده بود؛ شرایطی که میتواند با شروع ناگهانی سردرد و اختلال بینایی یا دوبینی همراه باشد و در صورت فشار بر مسیرهای بینایی، دید بیمار را بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر قرار دهد.
با توجه به شرایط بیمار و اختلال بینایی ایجادشده، جراحی انجام شد. در زمان تهیه ویدیو، حدود یک ساعت از بیدار شدن او از بیهوشی گذشته بود و هنوز در مراحل اولیه مراقبت بعد از عمل قرار داشت. خانواده نیز در مقابل اتاق عمل منتظر بودند تا بیمار پس از بررسی در ریکاوری، به بخش منتقل شود.
اما اتفاقی که این تجربه را برای خانواده بیمار بسیار امیدوارکننده کرد، بهبود واضح بینایی بلافاصله بعد از بیدار شدن از عمل بود. بیماری که پیش از جراحی با اختلال قابلتوجه بینایی مراجعه کرده بود، در همان ساعات اولیه میتوانست بهتر ببیند. برای خانوادهای که با نگرانی از وضعیت بینایی او وارد بیمارستان شده بودند، دیدن این تغییر در فاصله کوتاهی بعد از جراحی، تجربه بسیار مهمی بود.
این بهبود سریع را میتوان با علت ایجاد اختلال بینایی در این بیمار توضیح داد. در آپوپلکسی، خونریزی و تورم ناگهانی تومور میتواند فشار زیادی به مسیرهای بینایی وارد کند. اگر بخشی از اختلال دید ناشی از همین فشار باشد، با برداشتن تومور و آزاد شدن مسیرهای بینایی، ممکن است عملکرد بینایی در مدت کوتاهی بهتر شود. البته سرعت و میزان بهبود در همه بیماران یکسان نیست و به شدت و مدت فشار روی مسیر بینایی و شرایط خود بیمار بستگی دارد. بنابراین تجربه این خانم را نمیتوان بهعنوان نتیجهای قطعی برای همه بیماران مبتلا به آپوپلکسی در نظر گرفت.
- بیمار ۸۷ ساله با اختلال شدید بینایی بهدلیل تومور بزرگ هیپوفیز
یکی دیگر از تجربههای قابلتوجه، مربوط به بیماری ۸۷ ساله است که به دلیل یک آدنوم بزرگ هیپوفیز، دچار اختلال شدید بینایی شده بود. تومور ابعاد زیادی پیدا کرده بود و به ساختارهای بینایی اطراف هیپوفیز فشار وارد میکرد؛ به همین دلیل، دیگر نمیشد فقط تومور را تحت نظر گرفت و لازم بود درباره درمان جراحی تصمیمگیری شود.
در سنین بالا، تصمیم برای جراحی همیشه با دقت بیشتری انجام میشود. در مورد این بیمار نیز هنگام تصمیمگیری، علاوه بر خود تومور و شدت اختلال بینایی، خطرات مربوط به بیهوشی و بیماریهای قلبیعروقی و سایر شرایط مرتبط با سن در نظر گرفته شد. به همین دلیل، صرف داشتن یک تومور هیپوفیز در سنین بالا به این معنا نیست که بیمار حتماً باید جراحی شود. اگر تومور علامتی ایجاد نکرده باشد، در بعضی بیماران میتوان با تصویربرداری و بررسیهای دورهای آن را تحت نظر گرفت.
اما شرایط زمانی متفاوت میشود که تومور بزرگ باشد و به مسیرهای بینایی فشار وارد کند و بیمار دچار اختلال واضح بینایی شود. در چنین شرایطی، پزشک باید خطر ادامه فشار تومور بر بینایی را در کنار خطرات جراحی و بیهوشی قرار دهد و بر اساس شرایط همان بیمار تصمیمگیری کند.
در مورد این بیمار ۸۷ ساله نیز با وجود سن بالا و ریسکهای بیشتری که باید در نظر گرفته میشد، شدت درگیری بینایی باعث شد جراحی انجام شود. عمل با موفقیت انجام شد و در ویدیوی بعد از جراحی، بیمار بیدار و در وضعیت مناسبی بود و از نتیجه عمل ابراز رضایت میکرد.
این تجربه برای بیماری که در سنین بالا با تومور هیپوفیز مواجه شده، یک نکته مهم دارد: سن بهتنهایی درباره جراحی تصمیم نمیگیرد. در چنین شرایطی باید اندازه و محل تومور، میزان فشار بر مسیرهای بینایی، شدت علائم، وضعیت عمومی بیمار و خطرات بیهوشی و جراحی در کنار یکدیگر بررسی شوند. گاهی با توجه به شرایط بیمار، پیگیری دورهای انتخاب میشود و گاهی شدت علائم باعث میشود که درمان جراحی، با وجود ریسکهای بیشتر، ضروری شود.
- بیمار با کرانیوفارنژیومای بزرگ و اختلال شدید بینایی؛ بهبود بینایی بعد از جراحی
یکی دیگر از بیمارانی که بهصورت اورژانسی تحت جراحی قرار گرفت، دچار یک کرانیوفارنژیومای بسیار بزرگ بود. کرانیوفارنژیوم همان تومور هیپوفیز نیست، اما در ناحیه نزدیک هیپوفیز و مسیرهای بینایی ایجاد میشود و وقتی بزرگ شود، میتواند فشار قابلتوجهی به ساختارهای بینایی وارد کند. در این بیمار، اختلال بینایی بسیار شدید شده بود و وضعیت چشمها به حدی بود که امکان به تأخیر انداختن درمان وجود نداشت؛ به همین دلیل جراحی بهصورت اورژانسی انجام شد.
جراحی با روش آندوسکوپیک از راه بینی و از مسیر قاعده جمجمه انجام شد و بخش درگیرشده تومور تخلیه شد. در ویدیوی بعد از عمل، وقتی از بیمار درباره وضعیت بیناییاش پرسیده میشود، میگوید که بیناییاش نسبت به قبل بهتر شده است. این بهبود در فاصله کوتاهی بعد از جراحی اتفاق افتاده بود؛ البته بیمار همچنان احساس سرگیجه داشت که در روزهای ابتدایی بعد از چنین جراحیهایی نیاز به بررسی و پیگیری دارد.
در این نوع جراحی فقط برداشتن تومور اهمیت ندارد و بازسازی محل جراحی نیز بخش مهمی از درمان است. در این بیمار برای بازسازی از گرافت چربی شکمی استفاده شد و به دلیل نوع تومور و مسیر جراحی، پزشکان در روزهای بعد وضعیت هورمونها، میزان ادرار و سطح سدیم خون را با دقت پیگیری کردند. این مراقبتها اهمیت زیادی دارند.
- بیمار ۱۲ ساله با دوبینی و اختلال بینایی؛ بهبود واضح چند روز بعد از جراحی
یکی دیگر از تجربههای قابلتوجه، مربوط به پسربچه ۱۲ سالهای بود که پیش از جراحی دچار دوبینی و اختلال در دید شده بود. در گفتوگویی که قبل از عمل با او انجام شده بود، خودش از این مشکل صحبت کرده بود و توضیح داده بود که چشمش خوب نمیبیند و دوبینی دارد.
چهار روز بعد از جراحی، زمانی که برای ترخیص آماده میشد، وضعیت او بهطور محسوسی بهتر شده بود. وقتی از خودش درباره حالش پرسیده شد، گفت که حال عمومیاش خیلی بهتر است و بیناییاش نیز بهوضوح بهبود پیدا کرده است. در پاسخ به این سؤال که آیا حالا میتواند خوب ببیند، با اطمینان پاسخ داد که بله.
این تجربه نشان میدهد که در بعضی بیماران، بهبود علائم بینایی میتواند خیلی زود و حتی در روزهای اول بعد از جراحی خودش را نشان دهد. برای خانوادهای که فرزندشان با تومور ناحیه هیپوفیز یا اطراف آن و اختلال بینایی مواجه شده است، دیدن چنین تجربهای میتواند امیدوارکننده باشد؛ اما نتیجه هر بیمار باید بر اساس شرایط و وضعیت بینایی خودش ارزیابی شود.
تجربیات بیماران در مراجعات بعدی، چند ماه تا چند سال بعد از جراحی
روز ترخیص پایان مسیر درمان تومور هیپوفیز نیست. بخشی از نگرانی بیماران معمولاً مربوط به ماهها و سالهای بعد از جراحی است: آیا بینایی به حالت قبل برمیگردد؟ سردرد و سایر علائم چه تغییری میکنند؟ وضعیت هورمونها و عملکرد هیپوفیز چگونه خواهد بود؟ آیا میتوان دوباره به زندگی و فعالیتهای معمول برگشت؟
به همین دلیل، در مراجعات بعدی فقط به این نگاه نمیکنیم که عمل در روز جراحی چگونه پیش رفته است. وضعیت بینایی، علائم بیمار، آزمایشهای هورمونی و تصویربرداریهای پیگیری در کنار هم بررسی میشوند تا مشخص شود نتیجه درمان در طول زمان چگونه بوده است.
تجربه بیماران در این مرحله نیز با یکدیگر متفاوت است. بعضی بیماران خیلی زود متوجه بهبود بینایی یا کاهش سردرد میشوند، در حالی که در برخی دیگر، تغییرات بهتدریج و طی ماههای بعد مشخص میشود. در بیمارانی که تومور روی عملکرد هورمونی اثر گذاشته است نیز ممکن است بررسی و درمان هورمونی بخش مهمی از پیگیری بعد از عمل باشد.
در ادامه، نمونههایی از بیمارانی را میخوانید که چند ماه تا چند سال بعد از جراحی برای پیگیری مراجعه کردهاند؛ بیمارانی با شرایط متفاوت که بعضی از آنها بهبود بینایی داشتهاند.
تجربه بهبود بینایی و سردرد بعد از جراحی هیپوفیز
- بیمار ۹ سال بعد از جراحی؛ بهبود اختلال بینایی و سردرد
یکی از بیمارانی که سالها بعد از جراحی برای پیگیری مراجعه کرد، ۹ سال قبل با یک تومور بسیار بزرگ هیپوفیز تحت عمل قرار گرفته بود. علائم او در زمان مراجعه شامل سردرد شدید، انحراف چشم و اختلال بینایی بود. بررسیها نشان میداد که تومور ابعاد بسیار زیادی دارد و به ساختارهای اطراف، از جمله مسیرهای بینایی، فشار وارد کرده است.
به دلیل اندازه و شرایط تومور، جراحی این بیمار برخلاف بیشتر جراحیهای هیپوفیز که از راه بینی انجام میشوند، از طریق جمجمه انجام شد. این انتخاب به شرایط و ویژگیهای همان تومور مربوط بود و نشان میدهد که روش جراحی برای همه تومورهای هیپوفیز یکسان نیست و بر اساس اندازه، محل گسترش و ارتباط تومور با ساختارهای اطراف انتخاب میشود.
نکته مهم در این تجربه، فاصله زمانی طولانی بین عمل و مراجعه دوباره بیمار است. ۹ سال بعد، بیمار با حال عمومی خوب برای پیگیری مراجعه کرده بود و در بررسیهای تصویربرداری، نتیجه درمان مطلوب گزارش شد. یعنی با وجود اینکه تومور در ابتدا بسیار بزرگ و علامتدار بوده و حتی نیاز به جراحی از طریق جمجمه داشته است، سالها بعد بیمار بدون مشکلاتی که در زمان مراجعه اولیه داشت، برای پیگیری دیده شد.
در بررسی پاتولوژی، در مورد این بیمار از آتیپی صحبت شده بود؛ اصطلاحی که به وجود برخی ویژگیهای غیرطبیعی در سلولهای تومور اشاره میکند و بهتنهایی به این معنا نیست که تومور حتماً بدخیم است. اهمیت چنین یافتهای به مجموعهای از ویژگیهای پاتولوژی، تصویربرداری و روند بیماری بستگی دارد و به همین دلیل، پیگیری بیمار در طول زمان اهمیت زیادی پیدا میکند.
- بیمار کودک با اختلال شدید بینایی؛ جراحی و پرتودرمانی ژرمینوم
یکی دیگر از تجربههای قابلتوجه مربوط به یک بیمار کودک است که حدود ۸ تا ۹ ماه قبل به دلیل اختلال شدید بینایی تحت درمان قرار گرفته بود. پیش از جراحی، وضعیت بینایی او بهشدت مختل شده بود؛ خودش توضیح میدهد که حدود ۷۰ درصد دیدش را از دست داده بود و علاوه بر آن دوبینی و اختلال در حرکت چشم نیز داشت. شدت علائم به حدی بود که جراحی بهصورت اورژانسی انجام شد.
در بررسیهای بعد از عمل، مشخص شد که ضایعهای که در ابتدا بهعنوان تومور ناحیه هیپوفیز مطرح شده بود، در بررسی پاتولوژی ژرمینوم بوده است. ژرمینوم از گروه تومورهای سلول زایا است و میتواند در نواحی مختلف بدن، از جمله در ناحیه مغز و اطراف هیپوفیز و هیپوتالاموس ایجاد شود. بنابراین این بیمار را نباید در گروه آدنومهای معمول هیپوفیز قرار داد؛ نوع تومور او در تعیین ادامه درمان اهمیت زیادی داشت.
بعد از جراحی، برای این بیمار پرتودرمانی نیز انجام شد که بخش مهمی از درمان ژرمینوم به شمار میرود. در مراجعه بعدی، تصویربرداری وضعیت بسیار خوبی را نشان میداد و اثری از تومور قبلی در تصویر دیده نمیشد. خود بیمار نیز که پیش از درمان با اختلال شدید بینایی و دوبینی مواجه بود، در این مراجعه وضعیت بسیار بهتری داشت.
- بیمار ۴۱ ساله مبتلا به پرولاکتینوما؛ برطرف شدن افتادگی پلک پس از جراحی
این بیمار خانم ۴۱ سالهای بود که به پرولاکتینوما مبتلا شده بود. در پرولاکتینوما، بالا بودن هورمون پرولاکتین به وجود یک تومور ترشحکننده پرولاکتین در هیپوفیز مربوط است. درمان این تومورها در بسیاری از بیماران ابتدا با داروهایی مانند کابرگولین (داستینکس) انجام میشود و در صورتی که شرایط بیمار نیاز به جراحی داشته باشد، گزینه جراحی مطرح میشود.
در مورد این بیمار، شرایط متفاوت بود؛ تومور دچار آپوپلکسی هیپوفیز، یعنی خونریزی ناگهانی داخل تومور شده بود. در نتیجه این خونریزی، فشار داخل ناحیه تومور افزایش پیدا کرده و به ساختارهای اطراف، از جمله مسیر بینایی و عصب حرکتی چشم، فشار وارد شده بود. بیمار به دنبال این وضعیت دچار پتوز یا افتادگی پلک شده بود و حدود ۱۰ روز قبل از جراحی، نمیتوانست پلک خود را بهخوبی باز کند. به همین دلیل، جراحی او بهصورت اورژانسی انجام شد.
حدود یک ماه بعد از عمل، در پیگیری، افتادگی پلک دیگر دیده نمیشد و بیمار میتوانست چشم خود را بهطور کامل باز کند. خود بیمار نیز توضیح میدهد که حدود دو تا سه روز بعد از جراحی کمکم توانسته است چشمهایش را باز کند و در کمتر از یک ماه، این مشکل بهطور کامل برطرف شده است. او درباره تجربه خودش میگوید که جراحی برایش خوب پیش رفته، بعد از عمل نیز درد قابلتوجهی نداشته و از نتیجه درمان راضی بوده است.
این تجربه از این جهت قابلتوجه است که بیمار با یک اختلال ناگهانی و واضح در عملکرد چشم وارد مسیر درمان شده بود، اما پس از برطرف شدن فشار ناشی از وضعیت حاد تومور، عملکرد پلک او در مدت کوتاهی بهبود پیدا کرد.
- بیمار چهار ماه بعد از جراحی؛ بهبود قابلتوجه بینایی و ضعف عمومی
بیمار در این ویدیو در حالی برای پیگیری مراجعه کرده که چهار ماه از جراحی او گذشته است. پیش از جراحی، بینایی او بهشدت دچار مشکل شده بود. تومور او یک ماکروآدنوم بسیار بزرگ هیپوفیز بود که به کیاسمای بینایی فشار وارد کرده و باعث شده بود بخشهایی از میدان دید هر دو چشم را نبیند. این الگوی اختلال بینایی با همیآنوبی تمپورال دوطرفه مطابقت دارد؛ یعنی قسمتهای خارجی میدان دید دو چشم از بین میرود.
در مراجعه چهار ماه بعد، تغییر وضعیت او کاملاً محسوس بود. خودش میگوید که قبل از عمل دیدش کم شده بود، اما حالا خیلی بهتر میبیند. همچنین ضعف و بیحالی او نیز نسبت به قبل بهتر شده است و در زمان مراجعه حال عمومی خوبی دارد.
در تصویربرداری پیگیری نیز وضعیت مناسبی دیده میشود و مشکل ناشی از فشار تومور بر مسیرهای بینایی برطرف شده است. در تصویر MRI، قسمت سفیدرنگی در محل جراحی دیده میشود که مربوط به گرافت چربی است؛ در جریان جراحی، مقداری چربی از شکم برداشته و برای بازسازی محل جراحی استفاده شده است. بنابراین این قسمت سفیدرنگ در تصویر، گرافت بازسازی است و بهتنهایی نشانه باقی ماندن تومور نیست.
با وجود بهبود بینایی و بهتر شدن ضعف عمومی، پیگیری هورمونهای هیپوفیز همچنان ادامه دارد و لازم است این آزمایشها بهصورت منظم بررسی شوند. این موضوع اهمیت دارد، چون در بیماری که تومور بسیار بزرگی داشته است، ارزیابی نتیجه جراحی فقط به وضعیت بینایی محدود نمیشود و عملکرد هورمونی هیپوفیز نیز باید در طول زمان پیگیری شود.
- بیمار ۴۸ ساله با مننژیوم ناحیه توبِرکولوم سلا؛ وضعیت مناسب پس از جراحی
این بیمار ۴۸ ساله با شکایت از اختلال بینایی مراجعه نکرده بود؛ او بعد از اینکه فقط دو نوبت دچار سرگیجه شده بود، برای بررسی بیشتر MRI انجام داد و در تصویربرداری، تودهای در ناحیه اطراف هیپوفیز دیده شد. بررسیها نشان داد که این توده مننژیوم توبِرکولوم سلا (Tuberculum sellae) است، نه آدنوم هیپوفیز.
محل این مننژیوم حساس بود؛ تومور در مجاورت اعصاب بینایی قرار داشت و به آنها فشار وارد میکرد و همچنین در نزدیکی شریان کاروتید داخلی قرار گرفته بود. با توجه به محل تومور، جراحی به روش آندوسکوپیک از راه بینی انجام شد.
در تصویربرداری پیگیری که در ویدیو نشان داده میشود، توده بهطور کامل برداشته شده و اثری از مننژیوم دیده نمیشود. همچنین وضعیت هیپوفیز طبیعی گزارش شده است. خود بیمار نیز از وضعیتش رضایت دارد و در این پیگیری، حال عمومی مناسبی دارد.
- بیمار با تومور غولپیکر کیستیک؛ حفظ کامل بافت طبیعی هیپوفیز پس از جراحی
یکی از بیماران این مجموعه به یک آدنوم بسیار بزرگ و کیستیک هیپوفیز مبتلا بود؛ توموری که ابعاد زیادی پیدا کرده و به کیاسمای بینایی و ساختارهای بینایی اطراف گسترش یافته بود. به همین دلیل، جراحی این بیمار با وجود اندازه زیاد تومور، نیازمند دقت بالایی برای خارج کردن توده و حفظ ساختارهای طبیعی اطراف آن بود.
در تصویربرداری بعد از جراحی، بافت طبیعی هیپوفیز بهطور کامل حفظ شده بود و ظاهر هیپوفیز طبیعی گزارش میشد. در عین حال، بخش کوچکی از بافت تومور در مجاورت سینوس کاورنوس باقی مانده بود که در این بررسی مشکل قابلتوجهی ایجاد نکرده بود. این موضوع نشان میدهد که در بعضی جراحیهای آندوسکوپیک، حتی در تومورهای بسیار بزرگ نیز میتوان با توجه به محل و ارتباط تومور با ساختارهای اطراف، برای حفظ بافت طبیعی هیپوفیز تلاش کرد.
نکته دیگری که در تجربه این بیمار اهمیت دارد، پیگیری بعد از عمل است. بیمار مراجعاتی را که برای بررسی در ماههای ابتدایی بعد از جراحی برنامهریزی شده بود، از جمله پیگیریهای حدود دو ماه، شش ماه و یک سال، انجام نداده بود و تا زمان این مراجعه برای ارزیابی دوباره مراجعه نکرده بود. بنابراین با وجود نتیجه مطلوبی که در تصویربرداری دیده میشود، این تجربه یادآوری میکند که نتیجه جراحی فقط با یک تصویر بعد از عمل مشخص نمیشود و پیگیریهای منظم برای بررسی وضعیت تومور و عملکرد هیپوفیز اهمیت دارد.
- بیمار باردار با خونریزی تومور هیپوفیز؛ بهبود وضعیت مادر و فرزند در پیگیریهای بعدی
یکی از تجربههای متفاوت مربوط به خانمی ۳۶ ساله است که در دومین بارداری خود و در هفته ۲۶ بارداری دچار تغییر و اختلال بینایی شده بود. بررسی برای پیدا کردن علت این مشکل، به انجام MRI منجر شد و در تصویربرداری، یک تومور هیپوفیز همراه با خونریزی داخل تومور دیده شد. همین خونریزی باعث شده بود تومور بهصورت حاد علامتدار شود و روی مسیرهای بینایی فشار وارد کند.
با توجه به شرایط مادر و بارداری، درمان نیاز به تصمیمگیری دقیق و هماهنگی بین تیمهای مختلف داشت. در ادامه، در زمانی که بارداری به حدود ماههای ششم و هفتم رسیده بود، زایمان با سزارین انجام شد و جراحی تومور هیپوفیز نیز در همان روز انجام گرفت. در تصاویر بعد از جراحی، تومور بهطور کامل خارج شده بود و بافت طبیعی هیپوفیز و ساقه آن نیز حفظ شده بود؛ مسیر بینایی نیز در تصویر قابل مشاهده بود.
نکته مهم این تجربه فقط نتیجه جراحی نیست، بلکه پیگیری چند سال بعد است. در ویدیوی بعدی، بیمار در حالی دیده میشود که حال عمومی خوبی دارد و فرزندش نیز سالم است. یعنی با وجود شرایط پیچیدهای که در دوران بارداری برای او ایجاد شده بود، این مسیر به پایان بارداری و به دنیا آمدن یک فرزند سالم منتهی شده است.
این تجربه از چند جهت برای بیماری که در دوران بارداری با اختلال بینایی مواجه میشود، قابلتوجه است: نخست اینکه ایجاد مشکل بینایی در بارداری همیشه به معنای یک مشکل ساده چشمی نیست و در بعضی شرایط لازم است علتهای مربوط به مغز و ناحیه هیپوفیز نیز بررسی شوند. از طرف دیگر، وجود تومور هیپوفیز در دوران بارداری به این معنا نیست که نتیجه درمان از قبل مشخص است؛ تصمیمگیری درباره زمان و نوع درمان به شرایط مادر، وضعیت بینایی، اندازه و وضعیت تومور و شرایط جنین بستگی دارد. تجربه این بیمار نشان میدهد که در یک مورد پیچیده، با درمان مناسب، هم وضعیت مادر در سالهای بعد خوب باقی مانده و هم بارداری به تولد یک فرزند سالم منجر شده است.
تجربه بیمارانی که اختلالات هورمونی داشتند
- بیمار مبتلا به پرولاکتینوما؛ کنترل پرولاکتین و بارداری پس از جراحی
مروارید یکی از بیمارانی است که تجربه او بیشتر از هر چیز، به ارتباط بین تومور هیپوفیز، اختلال هورمونی و باروری مربوط میشود. او به پرولاکتینوما مبتلا بود و پیش از جراحی، حدود پنج سال درمان دارویی دریافت کرده بود، اما با وجود این مدت درمان، سطح پرولاکتین همچنان پایین نمیآمد و به محدوده طبیعی نمیرسید. در بررسیهای تصویربرداری، تومور بسیار بزرگ نبود، اما به بافت طبیعی هیپوفیز فشار وارد کرده بود.
در چنین شرایطی، وقتی پرولاکتین با وجود درمان دارویی همچنان کنترل نشود، ممکن است ادامه درمان تنها با دارو کافی نباشد و جراحی در ارزیابی درمانی بیمار مطرح شود. در مورد مروارید نیز با توجه به اینکه بعد از سالها مصرف دارو، پرولاکتین همچنان بالا باقی مانده بود، جراحی انجام شد. در تصاویر بعد از عمل، بافت طبیعی هیپوفیز حفظ شده بود و ظاهر آن نشان میداد که غده در جریان جراحی تا حد امکان سالم باقی مانده است.
اهمیت این موضوع برای مروارید فقط به خود تومور محدود نمیشد. او پیش از درمان، علاوه بر مشکل پرولاکتین، با ناباروری نیز مواجه بود و باردار نمیشد. به همین دلیل، نتیجه درمان هورمونی برای او اهمیت زیادی داشت؛ زیرا برای چنین بیماری، فقط اینکه تومور در تصویربرداری چه وضعیتی دارد مهم نیست، بلکه بازگشت عملکرد طبیعی هورمونی و امکان باروری نیز میتواند بخش مهمی از نتیجه درمان باشد.
در پیگیری بعدی، خبر مهمی که این بیمار با خود داشت این بود که حدود دو سال بعد از جراحی باردار شده بود. در همان زمان، پرولاکتین او نیز در محدوده طبیعی قرار داشت.
- بیمار ۳۰ ساله ورزشکار مبتلا به بیماری کوشینگ
خانم شیخی، ۳۰ ساله و ورزشکار حرفهای، در مدت نسبتاً کوتاهی متوجه تغییراتی در بدن خود شد که برایش غیرعادی بود. با وجود اینکه مانند گذشته ورزش میکرد و رژیم غذایی خود را رعایت میکرد، طی حدود شش ماه افزایش وزن قابلتوجهی پیدا کرد. این افزایش وزن بیشتر به شکل چاقی شکمی ظاهر شده بود و همزمان صورتش نیز متورم و گرد شده بود؛ تغییری که به شکل moon face یا صورت ماهگونی شناخته میشود.
تغییرات فقط به وزن و ظاهر صورت محدود نبود. بیمار از ریزش مو، جوشهای شدید و خشکی پوست نیز شکایت داشت. نکتهای که برای او اهمیت داشت این بود که افزایش وزن با سبک زندگی همیشگیاش جور درنمیآمد؛ او فردی بود که بهصورت حرفهای ورزش میکرد، اما با وجود ادامه همان فعالیت و رعایت رژیم، وزنش همچنان بالا میرفت. همین تفاوت بین رفتار معمول بدنش و تغییرات جدید باعث شد بررسی پزشکی انجام شود.
در بررسیهای انجامشده، مشخص شد که او به بیماری کوشینگ ناشی از آدنوم هیپوفیز مبتلا است. در این بیماری، تومور هیپوفیز میتواند باعث افزایش تولید هورمون ACTH شود و در نتیجه میزان کورتیزول بدن بالا برود. افزایش طولانیمدت کورتیزول میتواند خود را به شکل مجموعهای از تغییرات جسمی و ظاهری نشان دهد؛ بنابراین در این بیمار، مجموعه علائمی که ابتدا ممکن بود صرفاً به افزایش وزن یا مشکلات پوستی نسبت داده شوند، در نهایت به یک اختلال هورمونی مرتبط بودند.
بیمار پس از بررسیهای تخصصی و تصمیمگیری در کمیسیون پزشکی، در سال ۱۴۰۰ تحت جراحی آدنوم هیپوفیز قرار گرفت. در پیگیریای که در این ویدیو دیده میشود، او از تغییر قابلتوجه وضعیت خود بعد از درمان صحبت میکند و میگوید که در فاصله حدود یک سال، به وزن قبلی خود برگشته است. همچنین به گفته خودش، علائمی که پیش از درمان داشت، از جمله تغییرات ظاهری و پوستی و سایر مشکلاتی که همراه بیماری ایجاد شده بودند، برطرف شدهاند.
پرسش های متداول
اگر بعد از جراحی بینایی بهتر شود، یعنی درمان تومور کامل شده است؟
بهبود بینایی خبر بسیار خوبی است، اما بهتنهایی برای قضاوت درباره نتیجه نهایی درمان کافی نیست. ممکن است بیمار از نظر بینایی بهبود پیدا کند، اما همچنان نیاز به بررسی تصویربرداری و ارزیابی عملکرد هورمونی هیپوفیز داشته باشد. نتیجه درمان باید در مجموع و در طول پیگیریهای بعد از عمل ارزیابی شود.
چرا حتی وقتی بیمار بعد از جراحی حال خوبی دارد، باید برای پیگیری مراجعه کند؟
چون بخشی از اطلاعات مهم بعد از جراحی فقط با معاینه، آزمایشهای هورمونی و MRI مشخص میشود. در بعضی بیماران ممکن است مقدار کمی از تومور باقی مانده باشد یا عملکرد هیپوفیز در ماهها و سالهای بعد نیاز به بررسی داشته باشد. بنابراین خوب بودن حال عمومی بیمار به این معنا نیست که دیگر به پیگیری نیازی ندارد.
آیا بعد از درمان تومور هیپوفیز امکان بارداری وجود دارد؟
در بعضی بیماران بله. اگر اختلال هورمونی که باعث ناباروری شده است درمان شود و عملکرد هورمونی و شرایط باروری فرد مناسب باشد، امکان بارداری وجود دارد. در تجربه برخی از بیمارانی که در این مقاله خواندید، بعد از درمان و کنترل هورمونها بارداری اتفاق افتاده است؛ اما شرایط باروری هر فرد باید بهطور جداگانه بررسی شود.
آیا اگر تومور بزرگ باشد، حتماً باید انتظار مشکلات بعد از جراحی را داشت؟
بزرگ بودن تومور اهمیت زیادی دارد، اما بهتنهایی تعیینکننده نتیجه نیست. محل تومور، میزان درگیری مسیرهای بینایی، ارتباط آن با عروق و بافت طبیعی هیپوفیز و شرایط عمومی بیمار نیز اهمیت دارند. تجربه بیماران نشان میدهد که حتی در بعضی تومورهای بسیار بزرگ، میتوان به بهبود قابلتوجه بینایی یا حفظ عملکرد هیپوفیز دست پیدا کرد؛ البته این نتیجه برای همه بیماران یکسان نیست.