اگر تومور هیپوفیز بعد از یک بار درمان عود کرده باشد، انتخاب بین جراحی مجدد و رادیوسرجری به یک عامل محدود نمیشود و باید اندازه تومور، فاصله آن از عصب بینایی و کیاسمای بینایی، محل و جهت گسترش تومور و وضعیت هورمونی در کنار هم بررسی شوند؛ اگر اختلال بینایی یا تماس و فشار بر مسیر بینایی وجود داشته باشد، جراحی مجدد معمولاً گزینه اصلی برای برداشتن فشار است، اما در بیمارانی که اختلال بینایی ندارند و تومور از مسیر بینایی فاصله ایمنی دارد، در صورت کوچک و قابلهدفگیری بودن باقیمانده تومور، رادیوسرجری میتواند برای کنترل رشد آن مطرح شود. اگر تومور هورمونفعال باشد، بسته به نوع آن ممکن است داروهایی نیز برای کنترل فعالیت هورمونی به درمان اضافه شوند.
روش درمان تومور هیپوفیز عود کرده در بیماران دارای اختلال بینایی
اگر تومور هیپوفیز شما بعد از یک بار درمان دوباره عود کرده است، اما در حال حاضر با کاهش دید، تاری دید یا اختلال میدان بینایی روبهرو شدهاید، شما در این گروه قرار میگیرید. البته یک نکته مهم را نباید نادیده بگیرید: ممکن است تومور به عصب بینایی یا کیاسمای بینایی فشار وارد کرده باشد، اما شما هنوز متوجه تغییر واضحی در دید خود نشده باشید (منبع).
برای اینکه خودتان بتوانید گزارش MRI را بهتر بخوانید، به عبارتهایی توجه کنید که به کیاسمای بینایی و عصبهای بینایی اشاره دارند. عباراتی مانند optic chiasm compression، optic chiasm contact، optic nerve compression، optic apparatus compression، abutting the optic chiasm یا contact with optic chiasm نشان میدهند که تومور با مسیر بینایی تماس دارد یا به آن فشار وارد میکند.
وقتی تومور عودکرده به عصب بینایی یا کیاسمای بینایی فشار وارد میکند، هدف درمان برداشتن فشار موجود بر مسیر بینایی و حفظ و مراقبت از بینایی شماست. در این شرایط طبق راهنماهای بالینی روش جراحی مجدد روش اصلی درمان شما خواهد بود. چرا که رادیوسرجری با تاباندن پرتو به تومور، عمدتاً برای کنترل رشد آن در طول زمان انجام میشود و مانند جراحی، توده را از روی عصب بینایی برنمیدارد. علاوه بر این، اگر تومور بیش از حد به عصب بینایی یا کیاسما نزدیک باشد، رساندن دوز مناسب پرتو به تومور میتواند خطر آسیب به بینایی را افزایش دهد (منبع).
حالا سؤال بعدی این است: اگر قرار باشد دوباره جراحی شوید، از راه بینی عمل میشوید یا جراحی باز از طریق جمجمه برای شما مناسبتر است؟
برای اینکه از روی MRI خودتان یک تصویر اولیه از این موضوع داشته باشید، میتوانید گزارش و تصاویر MRI را کنار خودتان بگذارید و این چند نکته را بررسی کنید. البته این موارد فقط به شما کمک میکنند گزارش را بهتر بفهمید و انتخاب نهایی مسیر جراحی باید با بررسی خود تصاویر MRI توسط جراح انجام شود.

اگر در گزارش MRI عباراتی مانند sellar یا intrasellar دیده میشود، یعنی تومور عمدتاً در محدوده زین ترکی و فضای اصلی هیپوفیز قرار دارد. اگر قسمت عمده تومور همچنان در همین ناحیه باشد و بیمار قبلاً نیز از طریق بینی جراحی شده باشد، ممکن است جراحی مجدد از راه بینی (ترانساسفنوئیدال) همچنان گزینه مناسبی باشد. در این روش جراح از مسیر بینی و استخوان اسفنوئید به ناحیه هیپوفیز میرسد و نیازی به باز کردن جمجمه نیست.
اگر در MRI عبارت suprasellar extension آمده باشد، یعنی بخشی از تومور به بالای زین ترکی گسترش یافته است. اما این عبارت بهتنهایی به معنی «حتماً جراحی باز» نیست. اگر این قسمت از تومور همچنان از مسیر بینی قابل دسترسی و برداشت ایمن باشد، ممکن است جراحی از راه بینی انجام شود؛ در مقابل، اگر تومور گسترش قابلتوجهی به بالا داشته باشد، شکل و محل آن دسترسی از راه بینی را دشوار کند یا جراح نتواند از این مسیر بهصورت ایمن به قسمت موردنظر برسد، جراحی باز از طریق جمجمه میتواند مطرح شود.
در عود تومور، سابقه جراحی قبلی نیز اهمیت ویژهای دارد. بعد از یک عمل، ممکن است در محل جراحی بافت اسکار یا فیبروز ایجاد شده باشد و همین موضوع میتواند جراحی مجدد را دشوارتر کند. بنابراین اگر در گزارش یا مدارک پزشکی شما عباراتی مانند fibrotic، scar tissue یا postoperative fibrosis ذکر شده است، ممکن است برای جراحی اه راه بینی محدودیت داشته باشیم؛ البته صرف دیدن این کلمات به این معنا نیست که شما حتماً باید جراحی باز داشته باشید. همین موضوع درباره چسبندگی داخل بینی یا تغییرات ایجادشده در مسیر جراحی قبلی نیز صدق میکند. در چنین شرایطی، سابقه عمل قبلی، وضعیت بینی و سینوسها، محل عود تومور و امکان دسترسی ایمن به آن باید در کنار هم بررسی شوند.
چه کار کنیم بعد از جراحی مجدد کار به عود سوم نرسد؟
اگر یک بار تومور شما عود کرده و حالا قرار است برای بار دوم جراحی شوید، طبیعی است که مهمترین نگرانیتان این باشد که «چه کار کنیم تومور دوباره برنگردد و مجبور به جراحی سوم نشوم؟» پاسخ این است که نباید بعد از جراحی دوم فقط منتظر بمانیم تا ببینیم تومور دوباره رشد میکند یا نه. اگر مقداری از تومور به دلیل نزدیکی به عصب بینایی، عروق یا سایر ساختارهای حساس باقی بماند، باید از همان ابتدا برای کنترل آن برنامه داشته باشیم.
اگر تومور هیپوفیز شما یک بار عود کرده و حالا قرار است برای بار دوم جراحی شوید، طبیعی است که نگران باشید دوباره همین اتفاق تکرار شود و در نهایت به جراحی سوم نیاز پیدا کنید. برای کاهش این احتمال، مهمترین کار این است که بعد از جراحی دوم، فقط منتظر عود بعدی نمانیم؛ بلکه از همان ابتدا مشخص کنیم آیا توموری باقی مانده است یا نه و اگر باقی مانده، بهترین راه کنترل آن چیست.
اولین قدم، انجام MRI پیگیری بعد از عمل است. MRI خیلی زود بعد از جراحی همیشه نمیتواند با اطمینان مشخص کند که چه مقدار از تومور باقی مانده است؛ زیرا خون، التهاب و تغییرات طبیعی محل جراحی ممکن است در تصاویر شبیه بافت تومور دیده شوند. به همین دلیل، بر طبق راهنمای پیگیری پس از درمان تومورهای هیپوفیز، معمولاً یک MRI در حدود ۳ تا ۴ ماه بعد از عمل برای مشخص کردن وضعیت واقعی باقیمانده تومور انجام میشود. در این MRI مشخص میشود که آیا توموری باقی مانده، اندازه آن چقدر است و نسبت آن با عصب بینایی، کیاسمای بینایی، عروق و سایر ساختارهای اطراف چگونه است.
اگر در این بررسی مشخص شود که مقداری از تومور باقی مانده است، قدم بعدی این است که ببینیم این باقیمانده در کجا قرار گرفته و آیا برای رادیوسرجری مناسب است یا خیر. اگر تومور باقیمانده اندازه و محل مناسبی داشته باشد و فاصله کافی از عصب بینایی و سایر ساختارهای حساس داشته باشد، رادیوسرجری مانند گامانایف میتواند بهعنوان درمان تکمیلی مطرح شود. هدف در اینجا این است که رشد همان قسمت باقیمانده کنترل شود و احتمال اینکه در سالهای بعد دوباره بزرگ شود و بیمار به جراحی سوم نیاز پیدا کند، کاهش یابد.
اما اگر بعد از جراحی تومور بهطور کامل برداشته شده باشد، در چنین شرایطی، پیگیری منظم با MRI اهمیت زیادی پیدا میکند تا اگر رشد مجددی آغاز شد، زمانی متوجه آن شویم که هنوز کوچک است و بتوان درباره درمان آن تصمیم مناسبتری گرفت. نکته مهم این است که فاصله MRIها برای همه بیماران یکسان نیست. ممکن است پزشک بر اساس نوع تومور، مقدار تومور باقیمانده، محل آن، سرعت رشد قبلی و شرایط هورمونی بیمار، MRIهای نزدیکتر یا با فاصله بیشتری درخواست کند.
روش درمان عود تومور هیپوفیز در بیمارانی که اختلال بینایی ندارند

اگر تومور هیپوفیز شما بعد از درمان قبلی دوباره عود کرده است، اما در حال حاضر کاهش دید، تاری دید یا اختلال میدان بینایی ندارید و در MRI هم فشردگی عصب بینایی یا کیاسمای بینایی گزارش نشده است، شما در این گروه قرار میگیرید.
در این شرایط، برای اینکه بفهمیم جراحی مجدد برای شما مناسبتر است یا رادیوسرجری، باید چند ویژگی تومور عودکرده را در MRI و آزمایشهای خود بررسی کنید. گزارش MRI را بردارید و این چهار قدم را بهترتیب انجام دهید. در هر قدم، فقط اطلاعات همان مرحله را پیدا کنید و نتیجه را برای خودتان یادداشت کنید. در پایان، این چهار نتیجه را کنار هم میگذاریم تا ببینیم کدام روش درمانی بیشتر با شرایط شما سازگار است.
قدم اول: اندازه تومور عودکرده را پیدا کن

اول ببینید تومور عودکرده در MRI چند میلیمتر یا چند سانتیمتر است.
معمولاً اندازه تومور به شکل سه عدد نوشته میشود؛ مثلاً:
12 × 10 × 8 mm
یا:
1.2 × 1 × 0.8 cm
اگر در گزارش چند اندازه مختلف میبینید، دنبال اندازهای باشید که مربوط به تومور عودکرده یا باقیمانده تومور است. ممکن است برای آن از عبارتهایی مثل recurrent tumor، recurrent lesion، residual tumor، residual lesion یا pituitary mass استفاده شده باشد.
برای اینکه اندازه تومور خودتان را بهتر دستهبندی کنید، بزرگترین عددی که برای تومور نوشته شده را در نظر بگیرید:
- کمتر از ۱۰ میلیمتر: تومور کوچک
- ۱۰ تا ۲۰ میلیمتر: تومور متوسط
- ۲۰ تا ۳۰ میلیمتر: تومور نسبتاً بزرگ
- بیشتر از ۳۰ میلیمتر: تومور بزرگ
این دستهبندی فقط برای این است که بدانید تومور شما از نظر اندازه در چه محدودهای قرار دارد؛ قرار نیست در این مرحله از روی اندازه درباره درمان تصمیم بگیریم.
پس نتیجه قدم اول را اینطور یادداشت کنید:
اندازه تومور من: …… میلیمتر
دسته اندازه: کمتر از ۱۰ / ۱۰ تا ۲۰ / ۲۰ تا ۳۰ / بیشتر از ۳۰
این عدد را نگه دارید؛ در قدم آخر دوباره به آن نیاز داریم.
قدم دوم: به فاصله تومور تا عصب بینایی نگاه کن
حالا در گزارش MRI دنبال قسمت مربوط به عصب بینایی و کیاسمای بینایی بگردید. این قسمت برای تصمیمگیری بسیار مهم است (منبع).
دنبال کلماتی مانند این موارد باشید:
optic chiasm
optic nerve
optic apparatus
و عباراتی مثل:
no contact with optic chiasm
no compression of optic chiasm
contact with optic chiasm
abutting the optic chiasm
compression of optic chiasm
بگردید.
اگر نوشته باشد:
no contact یا no compression
یعنی در گزارش، تماس یا فشار بر مسیر بینایی دیده نشده است.
اگر نوشته باشد:
contact یا abutting
یعنی تومور به مسیر بینایی رسیده یا با آن تماس دارد.
و اگر نوشته باشد:
compression
یعنی در گزارش، فشار تومور بر مسیر بینایی ذکر شده است.
گاهی رادیولوژیست فاصله دقیق را هم مینویسد؛ مثلاً:
3 mm from optic chiasm
در این صورت، همان عدد را یادداشت کنید.
برای یک دستهبندی اولیه:
- بیشتر از ۵ میلیمتر: فاصله نسبتاً مناسب
- ۳ تا ۵ میلیمتر: فاصله کم
- ۲ تا ۳ میلیمتر: فاصله بسیار کم
- کمتر از ۲ میلیمتر: تومور بسیار نزدیک به مسیر بینایی
- Contact / Abutting یعنی تماس با مسیر بینایی
- Compression یعنی فشار بر مسیر بینایی
البته این اعداد مرز قطعی برای امکان یا عدم امکان رادیوسرجری نیستند. فاصلهای که برای رادیوسرجری مناسب است، به دوز مورد نیاز، شکل تومور، تکنیک مورد استفاده و میزان دوزی که عصب بینایی میتواند دریافت کند بستگی دارد. بنابراین عدد را برای شناخت وضعیت خودتان یادداشت کنید، نه اینکه بر اساس آن بهتنهایی تصمیم درمانی بگیرید.
قدم سوم: به ناحیه انتشار تومور توجه کن

در این مرحله باید در گزارش MRI ببینید تومور عودکرده دقیقاً کجای ناحیه هیپوفیز قرار گرفته و آیا از محل اصلی خودش به قسمتهای اطراف گسترش پیدا کرده است یا نه.
برای فهمیدن این قسمت، چند کلمه در گزارش MRI بیشتر از بقیه به کار میروند. ممکن است گزارش شما فقط یکی از آنها را داشته باشد یا چند مورد را همزمان نوشته باشد.
اگر نوشته شده باشد sellar یا intrasellar:
یعنی تومور عمدتاً داخل زین ترکی قرار دارد؛ زین ترکی همان فضای استخوانی کوچکی است که هیپوفیز در آن قرار گرفته است. به زبان ساده، تومور هنوز بیشتر در همان محدوده اصلی هیپوفیز قرار دارد و گسترش زیادی به اطراف نشان نمیدهد.
مثلاً اگر نوشته باشد:
recurrent intrasellar lesion
یعنی ضایعه عودکرده عمدتاً داخل محدوده هیپوفیز قرار دارد.
اگر نوشته شده باشد suprasellar یا suprasellar extension:
یعنی تومور از محل اصلی هیپوفیز به سمت بالا رشد کرده و بخشی از آن بالای زین ترکی قرار گرفته است.
این قسمت مهم است، چون عصب بینایی و کیاسمای بینایی در بالای هیپوفیز قرار دارند. به همین دلیل وقتی تومور به سمت بالا گسترش پیدا میکند، باید ببینیم چقدر به مسیر بینایی نزدیک شده است.
مثلاً:
sellar mass with suprasellar extension
یعنی تومور در ناحیه هیپوفیز قرار دارد و قسمتی از آن به سمت بالا گسترش یافته است.
اگر نوشته شده باشد parasellar یا lateral extension:
یعنی تومور از کنار هیپوفیز به سمت چپ یا راست گسترش پیدا کرده است.
در این حالت ممکن است در گزارش با عباراتی مثل:
right parasellar extension
یا
left lateral extension
مواجه شوید؛ یعنی تومور به سمت راست یا چپ ناحیه هیپوفیز گسترش پیدا کرده است.
اگر نوشته شده باشد cavernous sinus involvement یا cavernous sinus invasion:
یعنی تومور به ناحیهای در دو طرف هیپوفیز به نام سینوس کاورنوس رسیده یا آن را درگیر کرده است. سینوس کاورنوس محل عبور چند عصب مهم حرکتی چشم و همچنین شریان کاروتید است؛ بنابراین وقتی تومور به این ناحیه گسترش پیدا میکند، محل دقیق و میزان درگیری آن باید با دقت بررسی شود.
پس برای این قدم لازم نیست اصطلاحات پزشکی را حفظ کنید. فقط گزارش MRI را بردارید و ببینید کدامیک از این حالتها درباره تومور شما نوشته شده است:
- Sellar / Intrasellar: عمدتاً داخل محدوده اصلی هیپوفیز
- Suprasellar: گسترش به سمت بالا
- Parasellar / Lateral: گسترش به سمت طرفین
- Cavernous sinus: درگیری ناحیه سینوس کاورنوس
- یا ممکن است چند مورد با هم وجود داشته باشد.
قدم چهارم: به جواب آزمایش هورمونت نگاه کن

در قدم آخر باید سراغ آزمایشهای هورمونی بروید. این مرحله به ما میگوید آیا تومور فقط از نظر اندازه دوباره ظاهر شده یا اینکه دوباره هورمون اضافی تولید میکند.
در برگه آزمایش، دنبال این موارد بگردید:
- Prolactin (PRL) یا پرولاکتین
- IGF-1 و در صورت وجود GH
- ACTH
- Cortisol یا کورتیزول
- TSH
- Free T4 / FT4
- LH و FSH
- Estradiol (E2) در خانمها یا Testosterone در آقایان
حالا مقابل هرکدام از این موارد، عدد آزمایش و محدوده طبیعی (Reference Range) که خود آزمایشگاه نوشته است را یادداشت کنید. ببینید آزمایشگاه آن را بالا، پایین یا در محدوده طبیعی گزارش کرده است.
اگر یکی از هورمونها بالاتر از محدوده طبیعی باشد، این میتواند نشان دهد که تومور دوباره فعالیت هورمونی پیدا کرده و در گروه تومورهای عملکردی (هورمونفعال) قرار بگیرد؛ البته نوع هورمون و میزان افزایش آن باید توسط پزشک تفسیر شود، چون هر افزایش هورمونی الزاماً به معنی عملکردی بودن تومور نیست.
اگر هورمونهای مرتبط در محدوده طبیعی باشند و شواهدی از تولید بیش از حد هورمون توسط تومور وجود نداشته باشد، تومور از نظر هورمونی در گروه غیرعملکردی یا غیرفعال قرار میگیرد.
حالا چهار نتیجه را کنار هم بگذارید؛ روش درمان شما از اینجا مشخصتر میشود
حالا باید چهار چیزی که یادداشت کردهاید را کنار هم بگذارید:
۱. اندازه: چند میلیمتر؟
۲. فاصله از مسیر بینایی: چند میلیمتر؟
۳. محل گسترش: sellar، suprasellar، cavernous sinus یا ترکیبی از آنها؟
۴. وضعیت هورمونی: فعال است یا غیرفعال؟
حالا میتوانیم تصویر دقیقتری از مسیر درمان داشته باشیم.
- اگر تومور کوچک و مشخص باشد، از مسیر بینایی فاصله مناسبی داشته باشد و هورمون فعال هم نداشته باشد
مثلاً توموری دارید که کمتر از حدود ۲ سانتیمتر است، مرزهای مشخصی دارد، چند میلیمتر از کیاسمای بینایی فاصله دارد، فشار یا تماس قابلتوجهی با مسیر بینایی ندارد و از نظر هورمونی هم فعال نیست.
در چنین شرایطی، اگر محل تومور برای هدفگیری با پرتو مناسب باشد، رادیوسرجری مانند گامانایف میتواند گزینه بسیار مناسبی باشد. در واقع این همان شرایطی است که رادیوسرجری بیشتر به کار میآید: تومور قابل هدفگیری است، بیمار مشکل بینایی ندارد و میتوان دوز لازم را به تومور رساند بدون اینکه مسیر بینایی بیش از حد در معرض پرتو قرار بگیرد.
- اگر تومور کوچک باشد، اما فاصله آن از مسیر بینایی بسیار کم باشد
اینجا اندازه کوچک تومور نباید شما را گمراه کند.
مثلاً ممکن است تومور فقط ۱۰ میلیمتر باشد، اما مستقیماً به کیاسمای بینایی چسبیده باشد. در این شرایط، رادیوسرجری تکجلسهای ممکن است به دلیل محدودیت دوز عصب بینایی گزینه مناسبی نباشد. در چنین وضعیتی، جراحی مجدد یا روش دیگری از پرتودرمانی بسته به آناتومی بیمار مطرح میشود.
بنابراین «کوچک بودن» بهتنهایی کافی نیست؛ فاصله از مسیر بینایی باید همزمان مناسب باشد.
- اگر تومور بزرگتر باشد یا گسترش قابلتوجهی داشته باشد
اگر اندازه تومور مثلاً بیش از ۲ تا ۳ سانتیمتر باشد، یا تومور به سمت بالا و طرفین گسترش زیادی پیدا کرده باشد، تصمیم پیچیدهتر میشود.
در این حالت ممکن است جراحی برای کاهش حجم تومور انتخاب شود؛ بهخصوص اگر تودهای وجود داشته باشد که بتوان آن را با خطر قابلقبولی برداشت. بعد از جراحی، اگر قسمت کوچکی باقی بماند و آن قسمت فاصله مناسبی از مسیر بینایی داشته باشد، میتوان رادیوسرجری را بهعنوان درمان تکمیلی بررسی کرد.
یعنی در بعضی بیماران، بهترین مسیر نه «جراحی یا گامانایف»، بلکه جراحی و سپس رادیوسرجری برای باقیمانده مناسب است.
- اگر تومور در cavernous sinus یا ناحیهای باشد که برداشت کامل آن دشوار است
اگر در MRI عباراتی مانند cavernous sinus involvement/invasion دیده شود، ممکن است جراح نتواند بدون آسیب به عروق یا اعصاب اطراف، تمام تومور را خارج کند.
اگر در چنین شرایطی تومور کوچک، مشخص و از مسیر بینایی فاصله داشته باشد، رادیوسرجری میتواند گزینه مهمی برای کنترل قسمت باقیمانده باشد. اما اگر تومور بزرگ باشد یا به ساختارهای حساس نزدیک شده باشد، تصمیم متفاوت خواهد بود.
- اگر تومور از نظر هورمونی فعال باشد
اگر مشخص شود عود تومور باعث کوشینگ، آکرومگالی یا یک اختلال هورمونی فعال دیگر شده است، وضعیت هورمونی وارد تصمیمگیری میشود.
اگر تومور قابل برداشت باشد، جراحی مجدد میتواند گزینه مهمی باشد، زیرا علاوه بر کاهش حجم تومور، میتواند به کنترل منبع تولید هورمون کمک کند. با این حال، رادیوسرجری نیز در بعضی بیماران برای کنترل تومور و فعالیت هورمونی قابل استفاده است و انتخاب بین این دو به نوع تومور، محل آن، امکان برداشت ایمن و وضعیت هورمونی بیمار بستگی دارد.
چطور پرونده عود مجدد تومور را برای همیشه ببندیم؟
وقتی برای بار دوم با عود تومور مواجه میشوید، طبیعی است بزرگترین دغدغهتان این باشد که از کجا معلوم چند سال بعد دوباره مجبور به درمان نشوید. پاسخ کوتاه و علمی این است که تومور هیپوفیز یک بیماری شکستناپذیر نیست؛ تنها علت عود مجدد، عدم کنترل همزمانِ ریشه هورمونی و بافت تومور است. برای اینکه پرونده این بیماری برای همیشه بسته شود و کار به درمان سوم نکشد، درمان باید بر پایه یک استراتژی هوشمند و مکمل پیش برود.
در قدم اول، اگر تومور شما از نوع فعال هورمونی باشد (مانند تومورهای مولد هورمون رشد یا ترشحکننده آدرنوکورتیکوتروپین در بیماری کوشینگ)، جراحی یا رادیوسرجری به تنهایی کافی نیست. در این شرایط، حتی اگر جراح تمام بافت قابل مشاهده را بردارد، سلولهای میکروسکوپی فعال میتوانند دوباره تحریک شوند. راهکار نهایی در این مرحله، استفاده از دارودهی مکمل هوشمند (مانند آنالوگهای سوماتواستاتین یا آگونیستهای دوپامین مثل کابرگولین) است. این داروها مانند یک قفل سلولی عمل میکنند، گیرندههای رشد سلولهای باقیمانده را میبندند و احتمال تقسیم سلولی مجدد را به صفر نزدیک میکنند.
در قدم دوم، اگر در مرحله دوم درمان برای شما رادیوسرجری (گامانایف) انتخاب شود، هدف فقط کوچک کردن تومور نیست، بلکه سوزاندن کامل DNA سلولهای توموری است. زمانی که نقشه تابش اشعه با دقت میلیمتری و بر اساس امآرآیهای سهبعدی پیشرفته طراحی شود، مرکز تومور تخریب شده و خونرسانی به آن برای همیشه قطع میشود. آمارهای بالینی نشان میدهند وقتی رادیوسرجری دقیق در بار دوم انجام شود، نرخ کنترل و مهار دائمی بیماری به بالای ۹۰ تا ۹۵ درصد میرسد.
در نهایت، بستن دائمی این پرونده نیازمند یک جدول زمانبندی منظم برای چکاپ است. انجام امآرآی و آزمایشهای هورمونی دورهای در سال اول، به پزشک این قدرت را میدهد که هرگونه فعالیت سلولی را پیش از تبدیل شدن به تومور، در نطفه مهار کند. عود تومور به معنی بیپاسخ بودن بیماری به درمان نیست، بلکه نشان میدهد بدن شما به یک درمان ترکیبی و دقیقتر نیاز دارد؛ ترکیبی که خط پایانی بر تمام نگرانیهای شما برای عود مجدد خواهد بود.
پرسشهای متداول
اگر تومور هیپوفیز عود کرده باشد ولی هیچ علامتی نداشته باشم، باز هم نیاز به درمان دارم؟
لزوماً نه. اگر عود تومور کوچک باشد، به مسیر بینایی فشار وارد نکند و مشکل هورمونی یا عصبی ایجاد نکرده باشد، در بعضی بیماران میتوان با MRI و آزمایشهای دورهای آن را تحت نظر گرفت. تصمیم به درمان بر اساس روند رشد تومور و شرایط کلی بیمار گرفته میشود.
آیا رادیوسرجری میتواند تومور هیپوفیز را کاملاً از بین ببرد؟
رادیوسرجری بیشتر با هدف کنترل رشد تومور انجام میشود، نه اینکه مانند جراحی توده را همان لحظه از بدن خارج کند. بنابراین ممکن است تومور در MRI باقی بماند، اما دیگر رشد نکند یا فعالیت آن بهتدریج کاهش پیدا کند.
اگر بعد از رادیوسرجری تومور در MRI دیده شود، یعنی درمان شکست خورده است؟
خیر. باقی ماندن تومور در MRI بهتنهایی به معنی شکست درمان نیست. اثر رادیوسرجری معمولاً تدریجی است و برای قضاوت درباره نتیجه آن باید تغییرات اندازه تومور و در صورت وجود، وضعیت هورمونی در پیگیریهای بعدی بررسی شود.
آیا میتوان همزمان جراحی و رادیوسرجری انجام داد؟
معمولاً این دو روش در یک زمان انجام نمیشوند. در برخی بیماران ابتدا جراحی برای برداشتن قسمت قابل دسترس تومور انجام میشود و اگر مقداری از تومور باقی بماند و شرایط مناسبی داشته باشد، رادیوسرجری در مرحله بعد بهعنوان درمان تکمیلی مطرح میشود.
اگر تومور در سینوس کاورنوس باشد، حتماً باید رادیوسرجری انجام شود؟
خیر. درگیری سینوس کاورنوس یکی از عواملی است که درمان را پیچیدهتر میکند، اما بهتنهایی تعیینکننده روش درمان نیست. اندازه و محل دقیق تومور، علائم بیمار، وضعیت مسیر بینایی، سابقه جراحی و امکان برداشت ایمن تومور هم باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
آیا بعد از درمان عود تومور، دیگر امکان عود مجدد وجود ندارد؟
هیچ روش درمانی نمیتواند با قطعیت تضمین کند که تومور هرگز دوباره عود نمیکند. حتی بعد از جراحی یا رادیوسرجری موفق، پیگیری با MRI و در صورت نیاز آزمایشهای هورمونی اهمیت دارد تا اگر تغییری ایجاد شد، زود تشخیص داده شود.