تومور هیپوفیز همیشه به معنای نیاز قطعی به جراحی نیست و بسته به نوع، اندازه، فعالیت هورمونی، فشار بر عصبهای بینایی و شرایط بیمار ممکن است بتوان آن را با پیگیری منظم، دارودرمانی یا پرتودرمانی کنترل کرد؛ برای مثال، پرولاکتینوما اغلب ابتدا با دارو درمان میشود، در حالی که در برخی تومورهای دیگر دارو بیشتر برای کنترل هورمونها یا شرایط خاص کاربرد دارد. پرتودرمانی و روشهایی مانند گاما نایف نیز معمولاً در موارد انتخابشده، بهویژه برای تومور باقیمانده یا عودکننده، مطرح میشوند و اثر آنها معمولاً تدریجی است. اگر خود تومور باعث کمبود هورمون شود، درمان جایگزینی هورمون میتواند به کنترل علائم کمک کند، اما تومور را از بین نمیبرد. با این حال، اگر تومور به بینایی آسیب بزند، رشد کند یا با درمانهای غیرجراحی بهخوبی کنترل نشود، ممکن است جراحی بهترین گزینه باشد؛ بنابراین مهمترین نکته این است که برای همه بیماران یک روش درمانی واحد وجود ندارد و انتخاب بین درمان غیرجراحی، پیگیری یا جراحی باید بر اساس شرایط اختصاصی هر فرد انجام شود.

وقتی در MRI تومور هیپوفیز دیده میشود، یکی از اولین نگرانیهای بیمار این است که «آیا حتماً باید جراحی شوم؟» پاسخ این است که خیر؛ همه تومورهای هیپوفیز به جراحی نیاز ندارند. در بعضی بیماران میتوان تومور را با روشهای غیرجراحی کنترل یا درمان کرد. انتخاب روش مناسب به عواملی مانند نوع و اندازه تومور، میزان ترشح هورمون، محل آن، فاصله از عصبهای بینایی و شرایط عمومی بیمار بستگی دارد.
به همین دلیل، حتی اگر تومور کوچک باشد یا هنوز علامت مشخصی ایجاد نکرده باشد، بهتر است وضعیت بیمار توسط جراح مغز و اعصاب باتجربه در جراحی تومورهای هیپوفیز ارزیابی شود. بررسی دقیق MRI، وضعیت بینایی و آزمایشهای هورمونی مشخص میکند که آیا میتوان تومور را بدون جراحی تحت نظر گرفت یا درمان کرد، یا جراحی انتخاب مناسبتری است. در این مرحله، تجربه جراحی که بهطور تخصصی با تومورهای هیپوفیز سروکار دارد، مانند دکتر گیو شریفی، میتواند در انتخاب مسیر درمان نقش مهمی داشته باشد.
در یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۴ که ۱۱۲ بیمار مبتلا به آدنوم هیپوفیز را بررسی کرد، حدود ۵۲ درصد بیماران با روشهای دارویی درمان شدند و حدود ۳۴ درصد تحت جراحی قرار گرفتند. البته این آمار به این معنا نیست که نیمی از تمام تومورهای هیپوفیز در هر شرایطی بدون جراحی درمان میشوند؛ انتخاب روش درمان کاملاً به نوع تومور، اندازه آن، میزان ترشح هورمون و شرایط هر بیمار بستگی دارد. بهعنوان نمونه، پرولاکتینوما یکی از شایعترین انواع آدنوم هیپوفیز است و برخلاف بسیاری از تومورهای دیگر هیپوفیز، در اغلب موارد درمان آن با داروهای مخصوص آغاز میشود.
بهطور کلی، چهار وضعیت مهم وجود دارد که در آنها ممکن است بتوان تومور هیپوفیز را بدون جراحی کنترل یا درمان کرد:

در مقابل، شرایطی وجود دارد که به تعویق انداختن ارزیابی برای جراحی میتواند خطرناک باشد. اگر تومور به عصبهای بینایی یا محل تقاطع آنها فشار وارد کرده باشد، باعث کاهش میدان دید یا اختلالات دیگر بینایی شده باشد، علائم عصبی ناشی از فشار تومور ایجاد شده باشد، در MRI به عصبهای بینایی چسبیده یا آنها را تحت فشار قرار داده باشد یا خونریزی ناگهانی داخل تومور همراه با اختلال بینایی رخ داده باشد، بیمار باید سریعاً از نظر نیاز به جراحی بررسی شود. همچنین بسیاری از تومورهای هورمونساز، بهجز پرولاکتینوما، ممکن است برای کنترل مؤثر بیماری به جراحی نیاز داشته باشند. این موارد از اندیکاسیونهای شناختهشده ارجاع برای جراحی در راهنماهای تخصصی هستند.
دلیل این تأکید بر مراجعه بهموقع این است که فشار طولانیمدت تومور بر عصبهای بینایی یا ساختارهای اطراف هیپوفیز میتواند با ادامه آسیب همراه باشد. در چنین شرایطی، صبر کردن برای اینکه «ببینیم چه میشود» تصمیم مناسبی نیست. بهخصوص اگر متوجه کاهش دید، محدود شدن میدان دید، دوبینی یا تغییر جدید و واضحی در بینایی شدهاید، بهتر است ارزیابی تخصصی را به تعویق نیندازید.
پس اگر در MRI شما تومور هیپوفیز گزارش شده است، نه باید با دیدن کلمه «تومور» فوراً تصور کنید که حتماً به جراحی نیاز دارید و نه باید به دلیل کوچک بودن توده، آن را کماهمیت بدانید. ابتدا باید مشخص شود دقیقاً با چه نوع توموری روبهرو هستیم و آیا این تومور در حال آسیب رساندن به بینایی، عملکرد هیپوفیز یا سایر بخشهای بدن است یا خیر.
درمان تومور هیپوفیز همیشه به جراحی محدود نمیشود و در بعضی بیماران میتوان با روشهای غیرجراحی، بیماری را بهخوبی مدیریت کرد. انتخاب روش مناسب به نوع تومور و شرایط هر بیمار بستگی دارد و ممکن است هدف درمان در یک فرد، کنترل رشد تومور باشد و در فرد دیگر، کاهش فعالیت هورمونی یا رسیدن به بهبودی طولانیمدت.
بنابراین نمیتوان همه درمانهای غیرجراحی را «درمان قطعی» دانست. بعضی از این روشها میتوانند بیماری را برای مدت طولانی کنترل کنند و بعضی دیگر در شرایط مشخص، امکان بهبودی پایدار را فراهم میکنند. در ادامه، هر یک از این روشها را جداگانه بررسی میکنیم.

گاهی بعد از دیدن تومور در MRI، بهترین کاری که میتوان برای بیمار انجام داد این است که فعلاً هیچ درمان تهاجمی شروع نکنیم. شاید در نگاه اول این تصمیم کمی نگرانکننده به نظر برسد و این سؤال برایتان پیش بیاید که «اگر تومور را درمان نکنیم، ممکن است بزرگتر شود؟» نکته مهم اینجاست که پیگیری پزشکی به معنای رها کردن تومور نیست. ما در این روش تومور را بهصورت برنامهریزیشده زیر نظر میگیریم تا اگر تغییری ایجاد شد، در زمان مناسب برای درمان تصمیم بگیریم.
این رویکرد بیشتر برای تومورهایی مطرح میشود که کوچک هستند، علامت قابلتوجهی ایجاد نکردهاند، ترشح هورمونی نگرانکننده ندارند و به عصبهای بینایی یا ساختارهای حساس اطراف فشار وارد نمیکنند. در چنین بیماری ممکن است خطر و هزینه یک درمان غیرضروری بیشتر از فایدهای باشد که در همان مقطع از آن انتظار داریم. راهنمای بینالمللی انجمن هیپوفیز در سال ۲۰۲۵ درباره تودههای اتفاقی هیپوفیز نیز تأکید میکند که برنامه پیگیری باید متناسب با اندازه، محل و ویژگیهای توده و شرایط بالینی هر بیمار تنظیم شود.
در طول این مدت معمولاً فقط به یک MRI اکتفا نمیکنیم. بر اساس شرایط بیمار، تصویربرداری دورهای، بررسی علائم، آزمایشهای هورمونی و در موارد لازم ارزیابی بینایی و میدان دید انجام میشود. فاصله میان این بررسیها نیز برای همه یکسان نیست؛ توموری که به ساختارهای حساس نزدیکتر است یا احتمال رشد بیشتری دارد، طبیعتاً باید با دقت بیشتری پیگیری شود. اگر تومور برای مدت طولانی بدون تغییر باقی بماند، پزشک میتواند فاصله بررسیهای بعدی را متناسب با شرایط بیمار تنظیم کند.
در این میان خود شما هم بخش مهمی از روند پایش هستید. اگر در فاصله میان مراجعات، علائم جدیدی بهخصوص تغییر در بینایی، دوبینی، کاهش میدان دید یا نشانههایی که پزشک درباره آنها به شما هشدار داده است ایجاد شود، نباید منتظر نوبت بعدی MRI بمانید و لازم است زودتر ارزیابی شوید. زیرا تصمیم به «تحت نظر گرفتن» تا زمانی معتبر است که شرایط تومور و وضعیت بیمار تغییر نکرده باشد.
به همین دلیل، اگر پزشک برای شما فعلاً پیگیری منظم را توصیه کرده است، این تصمیم را نباید به معنای بیاهمیت بودن تومور در نظر بگیرید. در بسیاری از بیماران، پایش دقیق خود یک تصمیم درمانی حسابشده است که کمک میکند بدون انجام مداخله غیرضروری، تومور را کنترل کنیم و در عین حال اگر نشانهای از رشد، اختلال هورمونی یا فشار بر ساختارهای اطراف دیده شد، زمان مناسب درمان را از دست ندهیم.
دارودرمانی برای همه تومورهای هیپوفیز کاربرد یکسانی ندارد. در چهار گروه از تومورهای هورمونساز، یعنی پرولاکتینوما، تومورهای ترشحکننده هورمون رشد، تومورهای ترشحکننده ACTH و تومورهای ترشحکننده TSH، درمانهای دارویی شناختهشده و دارای پشتوانه علمی در اختیار داریم.
مدت زمان اثر دارو با مدت زمان درمان یکی نیست. ممکن است آزمایش هورمونی ظرف چند هفته یا چند ماه بهتر شود، اما برای کنترل پایدار بیماری لازم باشد درمان بسیار طولانیتر ادامه پیدا کند. بنابراین نمیتوان برای هیچکدام از این تومورها گفت که مثلاً «بعد از سه ماه تومور حتماً درمان میشود.»

پرولاکتینوما مهمترین نمونه تومور هیپوفیز است که در آن درمان دارویی میتواند نقش اصلی را داشته باشد. داروهایی به نام «آگونیست دوپامین»، بهخصوص کابرگولین، میتوانند ترشح پرولاکتین را کاهش دهند و در بسیاری از بیماران باعث کوچک شدن خود تومور نیز شوند. به همین علت، برخلاف بسیاری از انواع دیگر تومور هیپوفیز، ابتلا به پرولاکتینوما لزوماً به معنای نیاز به جراحی نیست. بیانیه بینالمللی انجمن هیپوفیز درباره پرولاکتینوما نیز درمان دارویی و جراحی را بر اساس ویژگیهای تومور و شرایط هر بیمار بررسی میکند.
اثر دارو میتواند نسبتاً زود آغاز شود، اما برای قضاوت درباره کوچک شدن تومور باید زمان بیشتری در نظر گرفت. شواهد نشان دادهاند که میزان کوچک شدن ماکروپرولاکتینوما تا حدود ماه سوم درمان با کابرگولین میتواند نشانهای از پاسخ بلندمدت بیمار باشد. این موضوع به آن معنا نیست که درمان در سه ماه تمام میشود. در بیمارانی که پاسخ خوبی دارند، مصرف دارو ممکن است چند سال ادامه پیدا کند.
یکی از نگرانیهای رایج بیماران، عوارض کابرگولین است. بعضی افراد در شروع درمان دچار تهوع، سرگیجه، سردرد یا افت فشار هنگام بلند شدن میشوند و در بسیاری از موارد میتوان با تنظیم نحوه مصرف و مقدار دارو این مشکلات را مدیریت کرد. به همین دلیل حتی وقتی تومور با دارو بهخوبی کنترل میشود، مصرف خودسرانه یا تغییر مقدار دارو توصیه نمیشود.

اگر تومور هیپوفیز بیش از حد هورمون رشد تولید کند، در بزرگسالان بیماری آکرومگالی ایجاد میشود. در این بیماری برخلاف پرولاکتینوما، اگر تومور قابل جراحی باشد معمولاً جراحی نقش مهمی در درمان اولیه دارد. دارودرمانی بیشتر زمانی مطرح میشود که پس از جراحی هنوز GH یا IGF-1 بالا باشد، جراحی امکانپذیر نباشد یا شرایط بیمار بهگونهای باشد که پزشک درمان دارویی را مناسبتر بداند.
داروهای مورد استفاده شامل آنالوگهای سوماتواستاتین مانند اکتروتاید و لانرئوتاید، داروی قویتر این گروه یعنی پازیرئوتاید، داروی پگویزومانت و در برخی بیماران کابرگولین است. انتخاب میان این داروها به میزان افزایش IGF-1، اندازه و رفتار تومور، پاسخ به درمان قبلی و بیماریهای همراه فرد بستگی دارد.
نکته مهم این است که این داروها دقیقاً یک کار انجام نمیدهند؛ برای مثال آنالوگهای سوماتواستاتین میتوانند هم ترشح هورمون رشد و هم در بعضی بیماران اندازه تومور را کاهش دهند، در حالی که پگویزومانت عمدتاً اثر هورمون رشد را در بدن مهار میکند و هدف اصلی آن طبیعی کردن IGF-1 است، نه کوچک کردن مستقیم تومور.
در آکرومگالی معمولاً انتظار نداریم ظرف چند روز درباره موفقیت یا شکست درمان تصمیم بگیریم. پاسخ هورمونی طی ماههای نخست با اندازهگیری IGF-1 ارزیابی میشود و اگر هدف، بررسی کاهش اندازه تومور نیز باشد، MRI در ادامه پیگیری اهمیت پیدا میکند. مطالعات مربوط به اکتروتاید و لانرئوتاید نشان دادهاند که کاهش اندازه تومور میتواند طی ماهها ادامه پیدا کند و در بررسیهای ۱۲ماهه نیز کوچک شدن تومور مشاهده شده است. بنابراین برای بعضی بیماران درمان دارویی یک درمان طولانیمدت است، نه یک دوره کوتاه چندماهه.

در بیماری کوشینگ، یک تومور هیپوفیز ACTH بیش از حد ترشح میکند و در نتیجه غدد فوقکلیوی وادار میشوند کورتیزول زیادی تولید کنند. در بیشتر بیمارانی که تومور قابل جراحی دارند، جراحی هیپوفیز درمان اولیه مهم محسوب میشود؛ اما دارو زمانی ارزش زیادی پیدا میکند که بیماری پس از جراحی باقی مانده یا عود کرده باشد، امکان جراحی وجود نداشته باشد، لازم باشد پیش از عمل کورتیزول شدیداً بالا کنترل شود یا بیمار در انتظار اثر پرتودرمانی باشد. این موارد در راهنمای اجماعی تشخیص و درمان بیماری کوشینگ نیز مطرح شدهاند.
نکتهای که دانستن آن برای بیمار بسیار مهم است این است که همه داروهای کوشینگ مستقیماً خود تومور هیپوفیز را درمان نمیکنند. برخی داروها مانند پازیرئوتاید و در شرایطی کابرگولین روی هیپوفیز و ترشح ACTH اثر میگذارند. گروه دیگری مانند اوسیلودرواستات، متیراپون و کتوکونازول تولید کورتیزول را در غده فوقکلیوی کاهش میدهند. بنابراین ممکن است آزمایش کورتیزول بیمار بسیار بهتر شود، در حالی که همچنان لازم باشد خود تومور هیپوفیز با MRI تحت نظر قرار گیرد.
در بعضی از این داروها اثر بر کورتیزول میتواند نسبتاً سریع ظاهر شود. برای نمونه، در یک مطالعه بالینی فاز ۳ درباره اوسیلودرواستات، بخش قابلتوجهی از بیماران تا هفته دوازدهم به محدوده طبیعی کورتیزول ادرار رسیدند. با این حال، برگشت کامل علائم ظاهری و مشکلاتی که در اثر ماهها یا سالها افزایش کورتیزول ایجاد شدهاند معمولاً به زمان بیشتری نیاز دارد. مهمتر اینکه کنترل کورتیزول با دارو را نباید معادل از بین رفتن تومور دانست و بسیاری از بیماران تا زمانی که علت اصلی بیماری برطرف نشده است به درمان و پیگیری مداوم نیاز دارند.
در این بیماران پایین آمدن بیش از حد کورتیزول نیز میتواند مشکلساز شود. به همین علت مقدار دارو باید بر اساس آزمایشها و علائم بیمار تنظیم شود و مصرف آن بدون نظارت متخصص غدد مناسب نیست. برخی داروها نگرانیهای خاص خود را نیز دارند؛ برای مثال پازیرئوتاید میتواند قند خون را بالا ببرد و در درمان با بعضی مهارکنندههای ساخت کورتیزول نیز پایش کبد، الکترولیتها یا سایر آزمایشها بر اساس نوع دارو ضروری است. این همان دلیلی است که در درمان کوشینگ، «داروی قویتر» الزاماً به معنای «داروی مناسبتر» برای همه بیماران نیست.

تومور ترشحکننده TSH یاTSHoma یکی از انواع نادر تومورهای هیپوفیز است. ترشح بیش از حد TSH میتواند غده تیروئید را تحریک کند و سطح هورمونهای تیروئیدی را افزایش دهد. در این تومورها نیز معمولاً جراحی درمان اصلی است، اما داروهای آنالوگ سوماتواستاتین، بهخصوص اکتروتاید و لانرئوتاید، میتوانند برای کنترل هورمونها قبل از جراحی یا در بیمارانی که جراحی در آنها امکانپذیر یا موفق نبوده است استفاده شوند.
این داروها علاوه بر پایین آوردن TSH و هورمونهای تیروئید، در بعضی بیماران اندازه تومور را نیز کاهش میدهند. در یک مطالعه بالینی فاز ۳ درباره لانرئوتاید در TSHoma، بیماران تا ۲۴ هفته پیش از جراحی یا تا ۵۲ هفته در درمان اولیه یا پس از جراحی پیگیری شدند. در پایان ارزیابی، FT4 در ۱۰ نفر از ۱۳ بیمار در محدوده طبیعی قرار داشت.
در عمل، ممکن است بهبود هورمونهای تیروئیدی در هفتهها و ماههای نخست شروع شود، اما میزان کوچک شدن تومور و پایداری پاسخ به درمان در پیگیریهای بعدی مشخص میشود. عوارضی که در مطالعه لانرئوتاید بیشتر گزارش شدند، مشکلات گوارشی و واکنش در محل تزریق بودند. اگر درمان دارویی فقط برای آماده کردن بیمار پیش از جراحی استفاده شود، مدت آن طبیعتاً با بیماری که به علت عدم امکان جراحی نیاز به کنترل طولانیمدت دارد متفاوت خواهد بود.

وقتی درباره پرتودرمانی تومور هیپوفیز صحبت میکنیم، بعضی بیماران تصور میکنند قرار است تمام مغز در معرض اشعه قرار بگیرد. اما در روشهای امروزی چنین نیست. پیش از درمان، محل و حجم تومور با MRI و گاهی CT با دقت مشخص میشود و متخصص پرتودرمانی تلاش میکند پرتو را تا حد امکان روی همان ناحیه متمرکز کند و میزان اشعهای را که به بافت سالم مغز، عصبهای بینایی و سایر ساختارهای حساس میرسد کاهش دهد.
پرتودرمانی معمولاً زمانی مطرح میشود که بخشی از تومور بعد از جراحی باقی مانده یا دوباره رشد کرده باشد، ترشح هورمونی با درمانهای دیگر به اندازه کافی کنترل نشده باشد یا انجام جراحی مجدد برای بیمار مناسب نباشد. نکته مهم این است که اثر پرتودرمانی فوری نیست. هدف اصلی آن در بسیاری از بیماران متوقف کردن رشد تومور و ایجاد کنترل طولانیمدت است. اگر تومور هورمون ترشح کند، کاهش ترشح هورمون نیز ممکن است ماهها یا حتی چند سال طول بکشد. بنابراین بعد از پرتودرمانی همچنان MRI، آزمایشهای هورمونی و ویزیتهای منظم ادامه پیدا میکنند.

با وجود واژه «جراحی» در نام رادیوجراحی، در این روش برشی روی سر ایجاد نمیشود و جمجمه باز نمیشود. در رادیوجراحی استریوتاکتیک، پرتوهای متعدد و بسیار دقیق از جهتهای مختلف به سمت تومور هدایت میشوند. هر پرتو در مسیر خود مقدار محدودی اشعه به بافت اطراف میرساند، اما همه پرتوها در محل تومور به هم میرسند و دوز درمانی موردنظر را در همان نقطه ایجاد میکنند.
گاما نایف یکی از شناختهشدهترین روشهای رادیوجراحی استریوتاکتیک است و درمان معمولاً در یک جلسه انجام میشود. سایبرنایف نیز با استفاده از یک دستگاه رباتیک، پرتو را از زوایای مختلف به تومور میرساند و بسته به محل و اندازه تومور میتواند درمان را در یک یا چند جلسه انجام دهد. این تفاوتها به این معنا نیست که یکی از این دستگاهها همیشه از دیگری بهتر است؛ انتخاب روش به شکل و اندازه تومور و بهخصوص فاصله آن از عصبهای بینایی بستگی دارد.

اگر تومور بزرگتر باشد یا به عصبهای بینایی و سایر ساختارهای حساس بسیار نزدیک باشد، ممکن است بهجای دادن دوز بالای اشعه در یک جلسه، مقدار کل اشعه به دوزهای کوچکتر تقسیم شود. به این روش پرتودرمانی خارجی با دوز تقسیمشده یا Fractionated Radiotherapy گفته میشود.
در این روش بیمار معمولاً در هر جلسه مدت کوتاهی تحت درمان قرار میگیرد و درمان در چندین هفته ادامه پیدا میکند. در بسیاری از برنامههای درمانی تومور هیپوفیز، حدود ۲۵ تا ۲۸ جلسه در نظر گرفته میشود و بیمار معمولاً پنج روز در هفته برای حدود پنج تا شش هفته مراجعه میکند. تقسیم دوز اجازه میدهد بافتهای سالم اطراف بین جلسات فرصت بیشتری برای ترمیم داشته باشند؛ به همین دلیل این روش بهخصوص زمانی که تومور در مجاورت عصبهای بینایی قرار دارد میتواند انتخاب مناسبی باشد.
یکی از سؤالهایی که بیماران قبل از پرتودرمانی زیاد از ما میپرسند این است که «آیا موها و ابروهایم میریزد؟» در پرتودرمانی متمرکز هیپوفیز، برخلاف پرتودرمانی کل مغز، قرار نیست تمام پوست سر در معرض دوز درمانی قرار بگیرد؛ بنابراین ریزش کامل مو انتظار معمول این درمان نیست. با این حال، بسته به روش، دوز و مسیر ورود پرتوها ممکن است در بعضی بیماران ریزش محدود و موضعی مو ایجاد شود.

گاهی تومور هیپوفیز باعث میشود این غده نتواند بعضی هورمونها را به اندازه کافی تولید کند. در این شرایط، داروهای هورمونی برای جبران کمبود ایجادشده استفاده میشوند؛ یعنی این داروها خود تومور را از بین نمیبرند، اما کمک میکنند بدن دوباره عملکرد طبیعیتری داشته باشد و علائمی مثل ضعف، خستگی، اختلالات تیروئید، کاهش میل جنسی یا تشنگی و ادرار زیاد کنترل شوند.
این درمانها ممکن است موقت باشند یا در بعضی بیماران برای مدت طولانی ادامه پیدا کنند. اگر پس از درمان تومور، عملکرد طبیعی هیپوفیز برگردد، پزشک میتواند دوباره نیاز به دارو را بررسی کند.
اگر درباره عوارض داروهای هورمونی نگران هستید، نکته مهم این است که هدف این درمانها دادن هورمون اضافی به بدن نیست، بلکه جایگزین کردن همان مقداری است که بدن دیگر قادر به تولید آن نیست. بیشتر مشکلات زمانی ایجاد میشوند که مقدار دارو کمتر یا بیشتر از نیاز واقعی بدن باشد. به همین دلیل، آزمایشهای دورهای و تنظیم دوز دارو بخش مهم درمان هستند و باعث میشوند این داروها با ایمنی بیشتری مصرف شوند.

اگر درمان دارویی، پرتودرمانی یا پیگیری اولیه نتواند تومور هیپوفیز را به اندازه کافی کنترل کند، این موضوع به معنی تمام شدن راههای درمان نیست. در چنین شرایطی، اولین قدم این است که دوباره بررسی کنیم چرا درمان پاسخ مناسبی نداده است؛ آیا اندازه تومور بیشتر شده، ترشح هورمون همچنان بالاست، دارو اثر کافی نداشته یا تومور به عصبهای بینایی و ساختارهای اطراف نزدیکتر شده است. بر اساس همین ارزیابی ممکن است نوع یا مقدار دارو تغییر کند، روش دیگری به درمان اضافه شود یا جراحی در اولویت قرار بگیرد. راهنماهای تخصصی نیز تأکید میکنند که تصمیم بعدی باید بر اساس نوع تومور، وضعیت هورمونی، MRI و شرایط بالینی هر بیمار گرفته شود.
در بعضی بیماران، بهخصوص اگر تومور با وجود درمان به رشد خود ادامه دهد یا نتوان ترشح هورمون را به شکل قابلقبولی کنترل کرد، جراحی میتواند مؤثرترین قدم بعدی باشد. امروزه بسیاری از تومورهای هیپوفیز از طریق بینی و با روش آندوسکوپی جراحی میشوند و در بسیاری از موارد نیازی به باز کردن جمجمه وجود ندارد.
البته تصمیم به جراحی صرفاً به این دلیل گرفته نمیشود که «دارو جواب نداده است». گاهی هنوز امکان تغییر دارو یا ترکیب چند روش درمانی وجود دارد و گاهی نیز اگر بخش کوچکی از تومور باقی مانده ولی رشد نمیکند و خطری برای بینایی یا عملکرد هیپوفیز ندارد، میتوان آن را تحت نظر گرفت. در مقابل، اگر تومور باقیمانده یا عودکننده در حال رشد باشد، ممکن است جراحی مجدد یا پرتودرمانی مطرح شود. انتخاب میان این گزینهها معمولاً زمانی بهترین نتیجه را میدهد که پرونده بیمار بهصورت همزمان از نظر جراحی مغز و اعصاب، غدد و در صورت نیاز پرتودرمانی بررسی شود.
موضوعی که نباید به تعویق بیفتد، درگیری بینایی و فشار تومور بر عصبهای بینایی است. اگر بیمار دچار کاهش دید یا اختلال میدان بینایی شود، یا MRI نشان دهد که تومور به عصبها یا محل تقاطع آنها فشار وارد میکند، ارزیابی برای جراحی اهمیت بیشتری پیدا میکند. راهنماهای تخصصی، اختلال میدان دید، فشار بر ساختارهای بینایی و برخی علائم عصبی ناشی از توده را از دلایل مهم ارجاع برای جراحی میدانند.
به همین دلیل، اگر در طول درمان متوجه تغییر جدید در بینایی، دوبینی، محدود شدن میدان دید یا بدتر شدن واضح علائم قبلی شدید، بهتر است منتظر ویزیت بعدی نمانید و زودتر برای ارزیابی تخصصی مراجعه کنید. در چنین شرایطی هدف از مراجعه سریع، ایجاد ترس نیست؛ هدف این است که اگر تومور در حال فشار آوردن به ساختار حساسی مانند عصب بینایی است، فرصت مناسب درمان از دست نرود.
پس پاسخ ندادن به درمان غیرجراحی را نباید یک شکست نهایی در نظر گرفت. گاهی فقط لازم است مسیر درمان تغییر کند. مهم این است که ماهها یک روش نامؤثر بدون ارزیابی مجدد ادامه پیدا نکند. با مقایسه MRIهای قبلی و جدید، بررسی آزمایشهای هورمونی و وضعیت بینایی میتوان مشخص کرد که ادامه درمان دارویی منطقی است، پرتودرمانی یا روش دیگری باید اضافه شود، یا زمان جراحی تومور هیپوفیز فرا رسیده است.
آیا تومور هیپوفیز ممکن است خودبهخود از بین برود؟
معمولاً نباید منتظر باشیم تومور هیپوفیز خودبهخود ناپدید شود. البته بعضی تومورهای کوچک و بدون علامت ممکن است سالها بدون رشد باقی بمانند و در این شرایط تنها پیگیری آنها کافی باشد. به همین دلیل، «درمان نکردن فوری» با «رها کردن تومور» تفاوت دارد و تصمیم باید بر اساس MRI، آزمایشهای هورمونی و شرایط شما گرفته شود.
آیا تومور هیپوفیز سرطانی است؟
بیشتر تومورهایی که از سلولهای هیپوفیز منشأ میگیرند، خوشخیم هستند. بنابراین شنیدن کلمه «تومور» نباید بلافاصله شما را به یاد سرطان بیندازد. با این حال، خوشخیم بودن به معنای بیاهمیت بودن تومور نیست؛ حتی یک تومور غیرسرطانی اگر بزرگ شود یا هورمون اضافی تولید کند، میتواند روی بینایی یا عملکرد طبیعی بدن اثر بگذارد.
آیا با رژیم غذایی یا درمانهای گیاهی میتوان تومور هیپوفیز را کوچک کرد؟
در حال حاضر درمان گیاهی، رژیم غذایی یا مکملی که بتواند جایگزین روشهای اثباتشده درمان تومور هیپوفیز شود، در راهنماهای معتبر پزشکی توصیه نشده است. نوع درمان بر اساس نوع تومور میتواند شامل پیگیری، دارو، پرتودرمانی یا جراحی باشد. اگر مکمل یا فرآورده گیاهی خاصی مصرف میکنید، بهتر است پزشک را در جریان بگذارید و درمان اصلی را به امید روشهای جایگزین به تأخیر نیندازید.
آیا با وجود تومور هیپوفیز میتوان باردار شد؟
در بسیاری از بیماران بله. بعضی تومورهای هیپوفیز، بهخصوص پرولاکتینوما، میتوانند با برهم زدن تعادل هورمونی باعث اختلال قاعدگی و کاهش باروری شوند؛ اما با کنترل مناسب بیماری، امکان باروری میتواند بهتر شود. اگر قصد بارداری دارید، بهتر است این موضوع را از قبل با متخصص غدد مطرح کنید تا وضعیت هورمونها، اندازه تومور و داروهای مصرفی بررسی شوند. راهنمای انجمن غدد درونریز اروپا نیز توصیه میکند برنامه درمانی زنان مبتلا به تومور هیپوفیز پیش از بارداری ارزیابی شود.
اگر باردار شوم، باید داروی تومور هیپوفیز را قطع کنم؟
نه همیشه و نه بهصورت خودسرانه. تصمیم درباره ادامه، تغییر یا قطع دارو به نوع تومور، اندازه آن، فاصله تومور از عصبهای بینایی و نوع دارویی که مصرف میکنید بستگی دارد. بهخصوص در تومورهای بزرگتر یا تومورهای نزدیک به مسیر بینایی، ممکن است در دوران بارداری به پیگیری دقیقتری نیاز باشد. بنابراین اگر باردار شدهاید یا برای بارداری برنامه دارید، دارو را بدون هماهنگی پزشک قطع نکنید.
آیا بعد از کنترل تومور هیپوفیز میتوان زندگی عادی داشت؟
در بسیاری از بیماران هدف درمان دقیقاً همین است؛ یعنی تومور کنترل شود، تعادل هورمونی تا حد ممکن به حالت طبیعی برگردد و فرد بتواند فعالیتهای معمول زندگی خود را ادامه دهد. ممکن است بعضی بیماران همچنان به دارو، جایگزینی هورمون یا بررسیهای دورهای نیاز داشته باشند، اما نیاز به پیگیری طولانیمدت به معنای ناتوانی در داشتن زندگی عادی نیست. برنامه مراقبت برای هر بیمار بر اساس نوع تومور و عملکرد هیپوفیز تنظیم میشود.