انواع تومور هیپوفیز؛ مقایسه میکروآدنوم و ماکروآدنوم عملکردی و غیرعملکردی

تومور هیپوفیز

برای اینکه نوع تومور را بهتر بشناسیم، معمولاً از دو زاویه به آن نگاه می‌کنیم: زاویه اول اندازه تومور است؛ اگر قطر تومور کمتر از ۱۰ میلی‌متر باشد، به آن میکروآدنوم و اگر ۱۰ میلی‌متر یا بیشتر باشد، ماکروآدنوم گفته می‌شود. اندازه تومور معمولاً در گزارش MRI و بر حسب میلی‌متر یا سانتی‌متر ذکر می‌شود. زاویه دوم، فعالیت هورمونی تومور است. بعضی تومورهای هیپوفیز یک یا چند هورمون را بیش از حد تولید می‌کنند و به آن‌ها تومورهای عملکردی گفته می‌شود، در حالی که برخی دیگر هورمون اضافی ترشح نمی‌کنند و غیرعملکردی هستند. بنابراین، وقتی این دو دسته‌بندی را کنار هم قرار می‌دهیم، چهار حالت اصلی داریم: میکروآدنوم عملکردی، ماکروآدنوم عملکردی، میکروآدنوم غیرعملکردی و ماکروآدنوم غیرعملکردی که هرکدام می‌توانند مسیر متفاوتی از تشخیص تا درمان داشته باشند. در ادامه، این چهار نوع را از نظر درمان، نیاز به دارو، تأثیر بر باروری و رابطه جنسی، وزن و ظاهر، سردرد، بینایی، میزان بهبود علائم، بازگشت تومور و امکان داشتن یک زندگی طبیعی با هم مقایسه می‌کنیم.

میکروآدنوم غیرعملکردی

میکروآدنوم

اگر در MRI شما توموری با اندازه کمتر از ۱۰ میلی‌متر دیده شده و آزمایش‌های هورمونی نشان داده‌اند که این تومور هورمون اضافی ترشح نمی‌کند، به آن میکروآدنوم غیرعملکردی می‌گوییم. این نوع آدنوم معمولاً با علائمی مثل تغییرات شدید ظاهری یا افزایش غیرطبیعی هورمون‌ها خودش را نشان نمی‌دهد و در بسیاری از افراد حتی به‌صورت اتفاقی، هنگام انجام MRI برای علت دیگری پیدا می‌شود. در این شرایط، چیزی که اهمیت دارد فقط وجود تومور نیست؛ باید ببینیم آیا این تومور روی عملکرد طبیعی هیپوفیز یا ساختارهای اطراف آن اثری گذاشته است یا خیر.

در بیشتر موارد، میکروآدنوم غیرعملکردی نیاز به جراحی ندارد. اگر تومور کوچک باشد، به عصب‌های بینایی فشار نیاورد، اختلال هورمونی قابل‌توجه ایجاد نکرده باشد و در تصویربرداری رشد نکند، معمولاً رویکرد مناسب، پیگیری منظم با MRI و بررسی عملکرد هورمونی است.

داده‌های جدید درباره روند طبیعی میکروآدنوم‌های غیرعملکردی نشان می‌دهند که احتمال نیاز به جراحی در این بیماران بسیار پایین است. در یک مقاله متاآنالیز سال ۲۰۲۵ که اطلاعات ۶۴۷ بیمار را بررسی کرد، میزان نیاز به جراحی حدود ۰٫۲ مورد به ازای هر ۱۰۰ نفر-سال گزارش شد و جراحی به دلیل اختلال بینایی حدود ۰٫۱ مورد به ازای هر ۱۰۰ نفر-سال بود.

در این نوع تومور، «درمان» در بسیاری از موارد به معنی کنترل و زیر نظر گرفتن تومور است، نه اینکه حتماً آن را با دارو از بین ببریم. برخلاف پرولاکتینوما یا بعضی تومورهای عملکردی هیپوفیز، برای میکروآدنوم غیرعملکردی دارویی که به‌طور معمول و قابل‌اعتماد تومور را از بین ببرد یا کوچک کند وجود ندارد. به همین دلیل، اگر تومور کوچک و بدون علامت باشد، معمولاً MRI دوره‌ای و ارزیابی هورمونی انجام می‌شود (منبع).

آیا بعد از درمان باید دارو را تا آخر عمر مصرف کنم؟ نه، صرف داشتن یک میکروآدنوم غیرعملکردی به این معنا نیست که باید تا آخر عمر دارو مصرف کنید. اگر عملکرد هورمونی هیپوفیز طبیعی باشد و تومور مشکلی ایجاد نکرده باشد، معمولاً داروی دائمی لازم نیست.

اما یک استثنا اهمیت دارد: گاهی خود تومور، یا در مواردی درمان جراحی، باعث کاهش تولید یکی از هورمون‌های طبیعی هیپوفیز می‌شود. در چنین شرایطی ممکن است به درمان جایگزینی هورمونی نیاز داشته باشید. این موضوع به آزمایش‌های هورمونی شما بستگی دارد و نمی‌توان برای همه بیماران یک نسخه یکسان پیچید.

آیا باروری و رابطه جنسی تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟

در حالت معمول، میکروآدنوم غیرعملکردی مستقیماً باعث ناباروری یا اختلال جنسی نمی‌شود؛ چون این تومورها برخلاف تومورهای عملکردی، هورمون را بیش از حد ترشح نمی‌کنند. با این حال، باید یک نکته را جدی گرفت: اگر تومور باعث اختلال عملکرد هیپوفیز شود، کاهش هورمون‌های جنسی می‌تواند در زنان به بی‌نظمی قاعدگی و اختلال باروری و در مردان به کاهش میل جنسی، اختلال عملکرد جنسی و کاهش باروری منجر شود. همچنین در بعضی بیماران ممکن است افزایش پرولاکتین به‌دلیل فشار تومور بر ساقه هیپوفیز رخ دهد و همین مسئله بر عملکرد جنسی و باروری اثر بگذارد.

آیا روی وزن و ظاهر اثر می‌گذارد؟ آیا باعث سردرد می‌شود؟

در میکروآدنوم غیرعملکردی، تغییرات مشخص و تیپیک در ظاهر بدن انتظار نمی‌رود؛ زیرا افزایش غیرطبیعی هورمون‌های هیپوفیزی که می‌تواند ظاهر فرد را تغییر دهد، در این نوع تومور وجود ندارد.

سردرد ممکن است وجود داشته باشد، اما هر سردردی را نمی‌توان به میکروآدنوم نسبت داد. در مطالعات روی میکروآدنوم‌های غیرعملکردی، سردرد و خستگی حتی در شرایطی که تومور فشار قابل‌توجهی به بافت‌های اطراف وارد نکرده است، شایع گزارش شده‌اند اما باید الگوی سردرد و علت‌های شایع‌تر آن جداگانه بررسی شود.

آیا تومور روی بینایی اثر می‌گذارد یا باعث نابینایی می‌شود؟

در یک میکروآدنوم غیرعملکردی، اختلال بینایی معمولاً انتظار نمی‌رود؛ علتش هم اندازه کوچک تومور است. مشکلات بینایی عمدتاً زمانی اتفاق می‌افتند که آدنوم آن‌قدر بزرگ شود که به عصب بینایی یا کیاسمای بینایی فشار وارد کند؛ وضعیتی که در ماکروآدنوم‌ها اهمیت بسیار بیشتری دارد. اما اگر در MRI مشخص شود که حتی یک ضایعه کوچک به ساختارهای بینایی نزدیک شده یا آن‌ها را تحت فشار قرار داده است، شرایط متفاوت می‌شود و ممکن است معاینه دقیق میدان بینایی و بررسی جراحی ضرورت پیدا کند.

آیا بعد از درمان می‌توانم زندگی طبیعی داشته باشم؟

بله، در بسیاری از بیماران می‌توان زندگی کاملاً طبیعی داشت. حتی برای بیماری که نیاز به جراحی ندارد، ممکن است تنها کاری که برای سال‌های آینده لازم است، مراجعه دوره‌ای، آزمایش‌های هورمونی در صورت نیاز و انجام MRI طبق برنامه پزشک باشد.

مطالعات مربوط به کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آدنوم‌های غیرعملکردی نیز نشان داده‌اند که عواملی مانند اختلال هورمونی، سردرد و نگرانی ناشی از بیماری می‌توانند کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهند، اما پس از درمان موفق و کنترل این مشکلات، کیفیت زندگی به سطح طبیعی نزدیک می‌شود.

در مورد رشد کردن تومور باید گفت در مطالعات این تومورها، بیشتر میکروآدنوم‌ها در طول پیگیری بدون تغییر قابل‌توجه باقی می‌مانند، اما درصدی از آن‌ها رشد می‌کنند. در یک مطالعه ۳۴۷ بیمار، طی میانه پیگیری ۲۹ ماه، ۸٫۱ درصد تومورها دست‌کم ۲ میلی‌متر رشد کردند.

میکروآدنوم عملکردی

میکروآدنوم عملکردی

وقتی می‌گوییم یک میکروآدنوم عملکردی داریم، منظور آدنومی است که اندازه آن کمتر از ۱۰ میلی‌متر است، اما برخلاف میکروآدنوم غیرعملکردی، خودش یکی از هورمون‌های هیپوفیز را بیش از حد طبیعی ترشح می‌کند. همین تفاوت کوچک از نظر اندازه، می‌تواند از نظر علائم و درمان تفاوت بزرگی ایجاد کند.

به زبان ساده، چهار نوع مهم‌تر و شناخته‌شده‌تر تومورهای عملکردی هیپوفیز شامل پرولاکتینوما، آدنوم ترشح‌کننده هورمون رشد، آدنوم ترشح‌کننده ACTH و آدنوم ترشح‌کننده TSH هستند. علائم این تومورها هم با یکدیگر فرق دارند؛ به همین دلیل نمی‌توان برای همه میکروآدنوم‌های عملکردی یک نسخه درمانی یکسان در نظر گرفت.

در مورد این که آیا حتماً باید جراحی شود یا درمان دیگری هم هست؛ این یکی از مهم‌ترین نکاتی است که می‌خواهم از همان ابتدا روشن کنم.

اگر میکروآدنوم عملکردی شما پرولاکتین ترشح کند، معمولاً جراحی اولین انتخاب نیست و داروهایی مانند کابِرگولین در بیشتر بیماران درمان اصلی هستند. این داروها می‌توانند سطح پرولاکتین را پایین بیاورند و در بسیاری از موارد باعث کوچک‌شدن تومور شوند. جراحی بیشتر زمانی مطرح می‌شود که دارو مؤثر نباشد، قابل‌تحمل نباشد، یا شرایط خاصی وجود داشته باشد که جراحی را به گزینه مناسب‌تری تبدیل کند. در بیماران منتخب، پس از دست‌کم دو سال درمان موفق، طبیعی‌شدن پرولاکتین و کاهش واضح اندازه تومور، حتی می‌توان تحت نظر پزشک دارو را کاهش داد یا قطع کرد (منبع).

اما اگر میکروآدنوم شما ACTH یا هورمون رشد ترشح کند، شرایط متفاوت است. در بیماری کوشینگ، برداشتن آدنوم هیپوفیز از طریق جراحی ترانس‌اسفنوئیدال درمان خط اول محسوب می‌شود، مگر اینکه جراحی امکان‌پذیر نباشد یا احتمال موفقیت آن پایین باشد. در آکرومگالی نیز جراحی برای بیشتر بیماران، به‌ویژه زمانی که آدنوم قابل برداشت باشد، درمان اصلی محسوب می‌شود. در تومورهای ترشح‌کننده TSH نیز جراحی معمولاً درمان اصلی است، هرچند این تومورها بسیار نادرتر هستند.

در آکرومگالی و بیماری کوشینگ هم درمان دارویی وجود دارد، اما در اغلب موارد هدف آن کنترل بیماری است، نه اینکه جایگزین جراحی موفق به‌عنوان درمان اصلی شود. در صورت باقی‌ماندن بیماری پس از عمل، یا زمانی که جراحی ممکن نباشد، داروها و در بعضی بیماران رادیوتراپی می‌توانند نقش مهمی داشته باشند.

آیا بعد از درمان باید دارو را تا آخر عمر مصرف کنم؟

پاسخ این سؤال کاملاً به نوع میکروآدنوم عملکردی شما بستگی دارد. برای یک بیمار مبتلا به پرولاکتینوما ممکن است دارو برای مدتی طولانی لازم باشد، اما در برخی بیماران منتخب می‌توان پس از رسیدن به شرایط مناسب، درمان را تحت نظر پزشک قطع کرد.

در مقابل، در بیماری کوشینگ، حتی پس از جراحی موفق نیز پیگیری هورمونی طولانی‌مدت لازم است. ممکن است بعضی بیماران بعد از جراحی دیگر به داروی اختصاصی آن بیماری نیاز نداشته باشند، اما اگر یکی از هورمون‌های طبیعی هیپوفیز کاهش پیدا کرده باشد، ممکن است درمان جایگزینی هورمونی لازم شود (منبع). بنابراین مصرف دارو تا آخر عمر برای همه بیماران یکسان نیست و باید بر اساس هورمون‌ها و نتیجه درمان مشخص شود.

آیا باروری و رابطه جنسی تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟

پرولاکتینوما

اینجا هم پاسخ به نوع هورمون ترشح‌شده بستگی دارد. یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها پرولاکتینوماست. افزایش پرولاکتین می‌تواند محور هورمونی مرتبط با عملکرد جنسی و باروری را مهار کند؛ در زنان ممکن است قاعدگی نامنظم یا قطع قاعدگی و ناباروری ایجاد شود و در مردان کاهش میل جنسی، اختلال نعوظ و کاهش باروری دیده شود. نکته امیدوارکننده این است که با طبیعی‌شدن پرولاکتین، عملکرد جنسی و باروری در بسیاری از بیماران بهبود پیدا می‌کند.

در زنان مبتلا به میکروپرولاکتینوما نیز بارداری در اغلب موارد امکان‌پذیر است و بسیاری از بارداری‌ها بدون مشکل عمده پیش می‌روند، البته باید وضعیت تومور و درمان با نظر متخصص پیگیری شود. به همین دلیل، تشخیص میکروآدنوم عملکردی به معنی از دست رفتن شانس مادر یا پدر شدن نیست. در بسیاری از بیماران، وقتی اختلال هورمونی کنترل شود، شرایط باروری نیز بهبود پیدا می‌کند.

در آدنوم‌های ترشح‌کننده ACTH یا هورمون رشد نیز اختلالات هورمونی می‌توانند بر میل جنسی، قاعدگی و باروری اثر بگذارند. در این بیماران، درمان علت اصلی و بازگرداندن تعادل هورمونی می‌تواند به بهبود این مشکلات کمک کند؛ هرچند اگر کمبود هورمونی طولانی‌مدت ایجاد شده باشد، ممکن است برای برگشت کامل عملکرد زمان بیشتری لازم باشد.

آیا میکروآدنوم عملکردی روی وزن و ظاهر اثر می‌گذارد؟

میکروآدنوم

بله، اما نه در همه انواع و نه به یک شکل. این یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های تومورهای عملکردی با یکدیگر است. اگر آدنوم ACTH ترشح کند و باعث بیماری کوشینگ شود، افزایش کورتیزول می‌تواند با افزایش وزن به‌خصوص در شکم و صورت، گردشدن صورت، نازک‌شدن پوست، ایجاد کبودی آسان، ضعف عضلانی و تغییرات دیگری در ظاهر همراه شود.

آکرومگالی

در آکرومگالی، افزایش طولانی‌مدت GH و IGF-1 می‌تواند به‌مرور باعث بزرگ‌شدن دست‌ها و پاها، تغییرات چهره، برجسته‌تر شدن فک و سایر تغییرات ظاهری آکرومگالی شود. نکته مهم این است که شدت این تغییرات به مدت بیماری و میزان افزایش هورمون بستگی دارد و همه بیماران الزاماً همه این نشانه‌ها را ندارند.

در پرولاکتینوما چنین تغییرات ظاهری مشخصی معمولاً ویژگی اصلی بیماری نیست، هرچند افزایش پرولاکتین با افزایش احتمال اضافه‌وزن و مشکلات متابولیک ارتباط داشته است.

آیا این تومور باعث سردرد می‌شود؟

سردرد ممکن است همراه میکروآدنوم عملکردی دیده شود، اما نباید هر سردردی را به تومور نسبت داد. وقتی آدنوم کمتر از ۱۰ میلی‌متر است، در بسیاری از بیماران فشاری بر ساختارهای اطراف ایجاد نمی‌کند و بنابراین اندازه کوچک تومور به‌تنهایی توضیح کافی برای سردرد نیست. نوع هورمونی بیماری، وضعیت عمومی بدن و علت‌های شایع‌تر سردرد نیز باید در نظر گرفته شوند.

آیا میکروآدنوم عملکردی روی بینایی اثر می‌گذارد یا باعث نابینایی می‌شود؟

در بیشتر بیماران، خیر. چون میکروآدنوم زیر ۱۰ میلی‌متر است، معمولاً فاصله مناسبی از کیاسمای بینایی دارد و اختلال میدان بینایی در آن شایع نیست. اختلال بینایی بیشتر در آدنوم‌های بزرگ‌تر دیده می‌شود که به سمت بالا رشد کرده و به مسیرهای بینایی فشار می‌آورند. با این حال، اندازه تنها معیار نیست و اگر در MRI مشخص شود حتی یک تومور کوچک با کیاسمای بینایی تماس دارد، شرایط متفاوت می‌شود و ممکن است بررسی دقیق میدان بینایی لازم باشد.

بعد از درمان چقدر از علائم برطرف می‌شود؟

اینجا نمی‌توان یک درصد واحد برای تمام میکروآدنوم‌های عملکردی اعلام کرد، چون پاسخ درمانی پرولاکتینوما با آکرومگالی یا بیماری کوشینگ متفاوت است. اما داده‌های علمی برای بعضی از این بیماری‌ها بسیار امیدوارکننده‌اند.

در میکروپرولاکتینوما، درمان دارویی می‌تواند پرولاکتین را طبیعی کند، اندازه تومور را کاهش دهد و عملکرد جنسی و باروری را بهبود بخشد. در صورت جراحی نیز مطالعات جدیدتر نشان داده‌اند که در میکروپرولاکتینومای مناسب، میزان طبیعی‌شدن اولیه پرولاکتین می‌تواند بسیار بالا باشد؛ در گزارش‌های منتشرشده، این میزان برای بیماران منتخب تا حدود ۹۳ درصد گزارش شده است.

در بیماری کوشینگ ناشی از میکروآدنوم، یک فراتحلیل بزرگ میزان فروکش بیماری پس از جراحی اولیه را برای میکروآدنوم‌ها حدود ۸۳ درصد گزارش کرده است. البته این به معنی برطرف‌شدن فوری همه تغییرات ظاهری و متابولیک نیست؛ بعضی عوارض ناشی از افزایش طولانی‌مدت کورتیزول، مانند پوکی استخوان، ضعف عضلانی یا مشکلات متابولیک، ممکن است برای بهبود به زمان نیاز داشته باشند.

در آکرومگالی نیز جراحی میکروآدنوم در مقایسه با تومورهای بزرگ‌تر شانس بالاتری برای کنترل هورمونی دارد. یک فراتحلیل، میزان فروکش بیوشیمیایی بیماری را پس از جراحی میکروآدنوم‌های ترشح‌کننده GH حدود ۷۷٫۹ درصد گزارش کرده است. بااین‌حال، حتی وقتی هورمون‌ها کاملاً کنترل شوند، بعضی از تغییرات استخوانی و ظاهری ایجادشده در طول سال‌های بیماری ممکن است به‌طور کامل برگشت‌پذیر نباشند.

در تومورهای ترشح‌کننده TSH به‌دلیل نادر بودن بیماری، داده‌های اختصاصی برای میکروآدنوم‌ها محدودتر است. یک فراتحلیل از ۵۳۶ بیمار، میزان فروکش بیوشیمیایی را بلافاصله پس از جراحی حدود ۶۹٫۷ درصد و در آخرین پیگیری حدود ۸۵٫۸ درصد گزارش کرده است؛ این گروه شامل طیف وسیعی از اندازه‌های تومور بوده است و بنابراین این اعداد را نباید مستقیماً معادل شانس موفقیت در یک میکروآدنوم قرار داد.

آیا بعد از درمان می‌توانم زندگی طبیعی داشته باشم؟ بله. هدف اصلی درمان فقط این نیست که در MRI دیگر تومور دیده نشود؛ هدف این است که هورمون‌ها کنترل شوند، عوارض بیماری برطرف یا محدود شوند و شما بتوانید زندگی روزمره خود را با کمترین محدودیت ادامه دهید.

ممکن است بعد از جراحی یا درمان دارویی، برای مدتی نیاز به آزمایش‌های هورمونی منظم داشته باشید و در بعضی شرایط مصرف دارو ادامه پیدا کند. اما این موضوع به معنی این نیست که زندگی شما باید برای همیشه تحت‌الشعاع بیماری قرار بگیرد. اکثر بیماران پس از رسیدن به کنترل مناسب بیماری، به زندگی کاری، خانوادگی و اجتماعی معمول خود برمی‌گردند.

آیا ممکن است بعد از درمان دوباره برگردد؟

بله، احتمال عود وجود دارد، اما میزان آن برای انواع مختلف یکسان نیست. این موضوع یکی از دلایلی است که حتی بعد از یک درمان موفق نیز پیگیری باید ادامه پیدا کند.

در پرولاکتینوما، ممکن است پس از قطع دارو دوباره پرولاکتین افزایش پیدا کند؛ به همین دلیل قطع کابِرگولین باید فقط در شرایط مناسب و همراه با پیگیری آزمایشگاهی انجام شود. حتی در بیمارانی که پس از جراحی به سطح طبیعی پرولاکتین می‌رسند، حدود ۱۰ درصد عود در میکروپرولاکتینوما در مطالعات گزارش شده است.

در بیماری کوشینگ نیز عود بعد از جراحی ممکن است رخ دهد. در یک فراتحلیل، میزان عود پس از جراحی اولیه حدود ۱۸ درصد گزارش شده است؛ به همین دلیل انجمن غدد درون‌ریز توصیه می‌کند بیماران مبتلا به کوشینگ پس از درمان از نظر عود در طولانی‌مدت و حتی مادام‌العمر تحت پیگیری باشند.  در آکرومگالی و سایر تومورهای عملکردی نیز پس از رسیدن به کنترل هورمونی، پیگیری دوره‌ای هورمون‌ها و در صورت نیاز MRI ادامه پیدا می‌کند.

ماکروآدنوم عملکردی

ماکرو

احتمالاً دو کلمه بیشتر از همه ذهن شما را درگیر کرده است: «ماکرو» و «عملکردی». ماکروآدنوم یعنی اندازه آدنوم ۱۰ میلی‌متر یا بیشتر است و عملکردی یعنی این تومور علاوه بر رشد در غده هیپوفیز، یکی از هورمون‌های هیپوفیز را بیش از حد طبیعی ترشح می‌کند. همین دو ویژگی باعث می‌شوند این تومورها نسبت به میکروآدنوم‌های عملکردی بیشتر بتوانند روی عصب‌های بینایی، عملکرد طبیعی هیپوفیز و حتی ظاهر و وضعیت عمومی بدن اثر بگذارند.

آیا ماکروآدنوم عملکردی حتماً باید جراحی شود؟

پرولاکتین

خیر. این یکی از مهم‌ترین نکاتی است که می‌خواهم از ابتدا بدانید. پاسخ به این سؤال کاملاً به هورمونی که تومور ترشح می‌کند بستگی دارد. برای مثال، اگر ماکروآدنوم شما پرولاکتین ترشح کند، معمولاً درمان اولیه جراحی نیست و داروها به‌ویژه کابرگولین، انتخاب اصلی هستند. جراحی بیشتر زمانی مطرح می‌شود که دارو مؤثر نباشد، قابل‌تحمل نباشد، تومور به درمان مقاوم باشد یا در شرایط خاصی مانند افت سریع بینایی، انتخاب جراحی منطقی‌تر شود.

اما اگر ماکروآدنوم شما باعث آکرومگالی شده باشد، در بیشتر بیماران جراحی از راه بینی درمان خط اول محسوب می‌شود؛ البته ممکن است پس از عمل به درمان دارویی هم نیاز داشته باشند. در یک فراتحلیل از مطالعات جراحی آکرومگالی، میزان فروکش بیوشیمیایی بیماری در ماکروآدنوم‌ها حدود ۵۲٫۷ درصد بود.

اگر تومور باعث بیماری کوشینگ شود، جراحی انتخاب اصلی درمان است؛ انجمن غدد درون‌ریز نیز جراحی از راه بینی را درمان بهینه می‌داند. در ماکروآدنوم‌های ترشح‌کننده TSH نیز جراحی معمولاً درمان اصلی است، هرچند داروهای مشابه سوماتواستاتین می‌توانند قبل از عمل یا در صورت باقی‌ماندن بیماری نقش مهمی داشته باشند.

آیا بعد از درمان باید دارو را تا آخر عمر مصرف کنم؟

نه لزوماً. اما در ماکروآدنوم عملکردی، احتمال نیاز طولانی‌مدت به دارو نسبت به برخی تومورهای کوچک‌تر بیشتر است؛ چون ممکن است تومور کاملاً برداشته نشود یا فعالیت هورمونی آن پس از درمان ادامه پیدا کند.

طبق گایدلاین انجمن هیپوفیز، در ماکروپرولاکتینوما، بعضی بیماران می‌توانند بعد از درمان طولانی‌مدت با کابرگولین، در شرایط مناسب دارو را تحت نظر پزشک کاهش دهند یا قطع کنند..

در آکرومگالی، اگر جراحی نتواند سطح هورمون‌ها را به هدف درمانی برساند، ممکن است درمان دارویی برای مدت طولانی لازم باشد. در مقابل، اگر جراحی باعث کنترل کامل بیماری شود، ممکن است دیگر به داروی اختصاصی آکرومگالی احتیاج نداشته باشید (منبع).

در بیماری کوشینگ، یک نکته متفاوت وجود دارد. بعد از جراحی موفق ممکن است بدن شما برای مدتی نتواند به اندازه کافی کورتیزول طبیعی تولید کند؛ در چنین شرایطی داروی کورتیکواستروئیدی جایگزین معمولاً موقت است و تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که محور هورمونی بدن دوباره فعال شود.

از طرف دیگر، اگر ماکروآدنوم به بافت سالم هیپوفیز فشار آورده باشد و یک یا چند هورمون طبیعی هیپوفیز کم شده باشند، ممکن است جایگزینی هورمونی برای مدت طولانی یا حتی مادام‌العمر لازم شود. این داروها برای «خود تومور» نیستند؛ برای جبران هورمون‌هایی هستند که بدن دیگر به اندازه کافی تولید نمی‌کند.

آیا باروری و رابطه جنسی تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟

ممکن است، اما این مشکل در بسیاری از بیماران قابل‌درمان است. خود ماکروآدنوم می‌تواند با فشار بر بافت سالم هیپوفیز، تولید LH و FSH را کاهش دهد و در نتیجه هورمون‌های جنسی کم شوند. علاوه بر آن، هورمونی که تومور بیش از حد ترشح می‌کند نیز می‌تواند روی باروری و عملکرد جنسی اثر بگذارد. به همین دلیل، در ارزیابی ماکروآدنوم فقط به اندازه تومور نگاه نمی‌کنیم و وضعیت هورمون‌های جنسی نیز اهمیت دارد.

در ماکروپرولاکتینوما، افزایش پرولاکتین می‌تواند باعث اختلال قاعدگی و تخمک‌گذاری، ناباروری و کاهش میل جنسی در زنان و کاهش میل جنسی، اختلال نعوظ و کاهش باروری در مردان شود. خبر خوب این است که با کنترل پرولاکتین، این اختلالات در بسیاری از بیماران بهبود پیدا می‌کنند. درمان مؤثر پرولاکتینوما می‌تواند عملکرد غدد جنسی و باروری را دوباره فعال کند.

در بیماری کوشینگ و آکرومگالی هم اختلالات هورمونی می‌توانند بر میل جنسی و باروری اثر بگذارند. در آکرومگالی، افزایش GH و IGF-1 و در کوشینگ، افزایش کورتیزول، می‌توانند عملکرد طبیعی محور تولیدمثل را مختل کنند.

در مورد اثر ماکروآدنوم عملکردی روی وزن و ظاهر، نوع تغییر تا حد زیادی به هورمونی که تومور ترشح می‌کند بستگی دارد. برای مثال، در بیماری کوشینگ می‌تواند موجب افزایش وزن، به‌خصوص در ناحیه شکم و تنه، گردتر شدن صورت، نازک شدن پوست، کبودی آسان و ضعف عضلانی شود. در آکرومگالی بزرگ‌تر شدن دست‌ها و پاها، تغییر فرم صورت و فک، ضخیم‌تر شدن پوست و تغییر برخی از ویژگی‌های ظاهری شود.

در تومور ترشح‌کننده TSH، برعکس ممکن است افزایش هورمون‌های تیروئیدی با علائمی مثل کاهش وزن، تپش قلب، تعریق و عدم تحمل گرما همراه باشد. در ماکروپرولاکتینوما نیز تغییرات ظاهری مشخصی مانند آکرومگالی یا کوشینگ انتظار نمی‌رود.

هیپوفیز

ماکروآدنوم‌ها می‌توانند باعث سردرد شوند، چون با بزرگ‌تر شدن تومور احتمال کشیده شدن یا تحت فشار قرار گرفتن ساختارهای حساس اطراف هیپوفیز بیشتر می‌شود. با این حال، یک نکته مهم را فراموش نکنید: هر سردردی که در فرد مبتلا به ماکروآدنوم ایجاد می‌شود الزاماً از خود تومور نیست. میگرن، سردرد تنشی و علت‌های شایع دیگر هم می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند.

بینایی

در مورد اثر ماکروآدنوم عملکردی روی بینایی باید گفت اختلال میدان بینایی یکی از مهم‌ترین عوارضی است که در ماکروآدنوم‌ها باید بررسی شود. غده هیپوفیز در نزدیکی کیاسم بینایی است و تومور بزرگ باعث فشار بر کیاسم بینایی می شود از این رو میتواند روی بینایی تاثیر بگذارد.

اما داشتن ماکروآدنوم به معنی این نیست که حتماً بینایی خود را از دست می‌دهید. حتی وقتی اختلال بینایی وجود داشته باشد، درمان می‌تواند در بسیاری از بیماران باعث بهبود شود. یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۶ که نتایج جراحی آندوسکوپیک ماکروآدنوم‌های هیپوفیز را بررسی کرده است، بهبود میدان بینایی را در حدود ۷۹ درصد بیماران گزارش کرد؛ بدتر شدن بینایی پس از جراحی نیز نادر بود و حدود ۱ درصد گزارش شد.

بنابراین نابینایی نتیجه اجتناب‌ناپذیر ماکروآدنوم نیست. مسئله اصلی این است که اگر تومور به کیاسمای بینایی نزدیک شده یا بر آن فشار آورده باشد، تشخیص و درمان به‌موقع اهمیت زیادی دارد و نباید کاهش دید یا تغییر میدان بینایی را نادیده گرفت.

آیا بعد از درمان می‌توانید زندگی طبیعی داشته باشید؟ در بسیاری از بیماران، بله. داشتن ماکروآدنوم عملکردی به این معنی نیست که قرار است زندگی شما برای همیشه مختل بماند. وقتی هورمون‌ها کنترل شوند و فشار تومور بر ساختارهای اطراف برطرف شود، بسیاری از علائم به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند و بیمار می‌تواند به زندگی عادی، کار، فعالیت‌های اجتماعی و برنامه‌های خانوادگی خود برگردد. البته باید انتظار داشته باشید که بعد از درمان، مدتی تحت پیگیری دقیق باشید. آزمایش‌های هورمونی، MRI و در صورت نیاز بررسی میدان بینایی بخشی از این پیگیری هستند.

آیا ممکن است تومور بعد از درمان دوباره برگردد؟

بله، احتمال عود یا فعال شدن دوباره بیماری وجود دارد، اما این احتمال برای انواع مختلف ماکروآدنوم یکسان نیست. همچنین باید بین باقی‌ماندن تومور بعد از درمان و عود بیماری پس از یک درمان موفق تفاوت قائل شویم. اگر بخشی از تومور به دلیل چسبندگی به ساختارهای حساس یا تهاجم به سینوس کاورنوس باقی مانده باشد، مساله دیگر عود نیست.

در ماکروپرولاکتینوما، اگر بعد از قطع کابرگولین دوباره پرولاکتین بالا برود، معمولاً می‌توان درمان دارویی را دوباره شروع کرد.

در بیماری کوشینگ، فراتحلیل مطالعات جراحی میزان عود را بعد از جراحی اولیه حدود ۱۸ درصد گزارش کرده است؛ به همین دلیل پیگیری طولانی‌مدت و حتی مادام‌العمر برای تشخیص عود توصیه می‌شود.

در آکرومگالی نیز عود ممکن است حتی چند سال بعد از درمان موفق اتفاق بیفتد. میزان گزارش‌شده بسته به معیارهای تشخیصی و طول دوره پیگیری متفاوت است؛ در یک مطالعه طولانی‌مدت، حدود ۱۹ درصد از بیمارانی که ابتدا پس از جراحی در وضعیت فروکش بیماری قرار گرفته بودند، در سال‌های بعد دچار عود شدند.

در مورد تومورهای ترشح‌کننده TSH نیز عود یا باقی‌ماندن فعالیت هورمونی ممکن است رخ دهد و تهاجم به سینوس کاورنوس و گسترش بالای زین ترکی از عواملی هستند که کنترل بیماری را دشوارتر می‌کنند.

ماکروآدنوم غیرعملکردی

عصب بینایی

در توده‌هایی که اندازه آن ۱۰ میلی‌متر یا بیشتر است و هورمون اضافی ترشح نمی‌کنند، مشکل اصلی معمولاً از ترشح بیش‌ازحد هورمون نیست؛ بلکه ممکن است تومور به‌مرور به عصب بینایی، بافت سالم هیپوفیز یا ساختارهای اطراف فشار وارد کند. به همین دلیل، در یک بیمار ممکن است فقط پیگیری کافی باشد و در بیمار دیگری جراحی لازم شود. تصمیم درمانی بر اساس اندازه و محل تومور، وضعیت بینایی، عملکرد هورمونی و روند رشد آن گرفته می‌شود.

یک نکته دیگر هم مهم است: «غیرعملکردی» به این معنی نیست که هیپوفیز شما حتماً عملکرد طبیعی دارد. خود تومور ممکن است با فشار بر بخش سالم هیپوفیز، تولید بعضی از هورمون‌های طبیعی بدن را کم کند. بنابراین در این نوع تومور، ما هم‌زمان دو موضوع را بررسی می‌کنیم: آیا تومور به ساختارهای اطراف فشار آورده است و آیا عملکرد طبیعی هیپوفیز حفظ شده است یا نه؟

هر ماکروآدنوم غیرعملکردی الزاماً به جراحی نیاز ندارد. اگر تومور هیچ فشار قابل‌توجهی به عصب‌ها و کیاسمای بینایی وارد نکرده باشد، اختلال بینایی ایجاد نکرده باشد، رشد نکند و مشکل مهمی در عملکرد هیپوفیز ایجاد نکرده باشد، ممکن است پزشک تصمیم بگیرد فعلاً آن را با MRI و آزمایش‌های هورمونی زیر نظر بگیرد. برای بیشتر ماکروآدنوم‌های غیرعملکردی، دارویی که مانند بعضی تومورهای عملکردی بتواند تومور را به‌طور قابل‌اعتماد از بین ببرد وجود ندارد.

اما اگر تومور به کیاسمای بینایی فشار آورده باشد، باعث کاهش دید یا اختلال میدان بینایی شده باشد، به‌وضوح رشد کند، یا علائم فشاری مهم ایجاد کند، جراحی معمولاً درمان اصلی است. در این شرایط هدف جراحی فقط برداشتن تومور نیست؛ بلکه مهم‌تر از آن، برداشتن فشار از روی عصب بینایی و جلوگیری از آسیب بیشتر به بینایی و مغز است.

در بعضی بیماران، اگر بعد از جراحی مقداری از تومور باقی مانده باشد یا تومور در سال‌های بعد دوباره رشد کند، بسته به شرایط می‌توان از پرتودرمانی یا رادیوسرجری استفاده کرد. این روش‌ها معمولاً انتخاب اول برای یک ماکروآدنوم غیرعملکردی بدون علامت نیستند و بیشتر زمانی مطرح می‌شوند که تومور باقی‌مانده یا عودکننده خطر ایجاد کند و جراحی مجدد گزینه مناسبی نباشد.

همچنین بعضی بیماران ممکن است افزایش خفیف پرولاکتین داشته باشند، چون فشار تومور بر ساقه هیپوفیز می‌تواند ترشح طبیعی دوپامین را مختل کند. این حالت با «پرولاکتینوما» فرق دارد و نباید صرفاً به دلیل بالا بودن پرولاکتین، تومور را عملکردی در نظر گرفت.

آیا بعد از درمان باید دارو را تا آخر عمر مصرف کنم؟

نه لزوماً. اگر عملکرد هیپوفیز شما طبیعی باشد و تومور بعد از درمان مشکلی ایجاد نکند، صرف داشتن یک ماکروآدنوم غیرعملکردی به این معنی نیست که باید تا آخر عمر دارو مصرف کنید.

اما اگر تومور به بافت سالم هیپوفیز فشار آورده باشد، ممکن است تولید هورمون‌هایی مثل هورمون تیروئید، کورتیزول یا هورمون‌های جنسی کاهش پیدا کند. در این صورت، به درمان جایگزینی هورمونی نیاز دارید. برای بعضی بیماران این درمان موقت است و با برگشت عملکرد هیپوفیز می‌توان دارو را کاهش داد، اما اگر کمبود هورمونی دائمی باشد، ممکن است درمان طولانی‌مدت یا مادام‌العمر لازم شود.

آیا باروری و رابطه جنسی تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟

ممکن است، اما این مشکل در بسیاری از بیماران قابل‌کنترل است. ماکروآدنوم غیرعملکردی می‌تواند به بخش سالم هیپوفیز فشار وارد کند و تولید LH و FSH را کاهش دهد. این دو هورمون برای عملکرد طبیعی تخمدان‌ها و بیضه‌ها مهم هستند. به همین دلیل، در زنان ممکن است قاعدگی نامنظم یا قطع شود و باروری کاهش پیدا کند و در مردان نیز کاهش میل جنسی، اختلال نعوظ و کاهش تولید اسپرم دیده شود.

آیا روی وزن و ظاهر اثر می‌گذارد؟

چون این تومور هورمون اضافی ترشح نمی‌کند، معمولاً مانند تومورهای عملکردیِ ترشح‌کننده کورتیزول یا هورمون رشد، تغییرات مشخص و مستقیم در ظاهر ایجاد نمی‌کند. با این حال، اگر ماکروآدنوم باعث کمبود بعضی از هورمون‌های هیپوفیز شود، ممکن است وزن، انرژی، سوخت‌وساز بدن و حتی حال عمومی شما تغییر کند. برای مثال، کم‌کاری تیروئید مرکزی یا کمبود هورمون‌های دیگر می‌تواند با خستگی، تغییر وزن و کاهش توان جسمی همراه باشد.

آیا ماکروآدنوم غیرعملکردی باعث سردرد می‌شود؟

بله، ممکن است باعث سردرد شود، اما هر سردردی در یک بیمار مبتلا به ماکروآدنوم الزاماً به دلیل خود تومور نیست. سردرد یکی از علائمی است که در بیماران مبتلا به تومورهای هیپوفیز دیده می‌شود و ممکن است به دلیل کشش یا فشار روی ساختارهای اطراف یا تغییرات مرتبط با خود بیماری ایجاد شود. در عین حال، میگرن و سردردهای تنشی نیز می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند.

آیا تومور روی بینایی اثر می‌گذارد یا باعث نابینایی می‌شود؟

این یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها درباره ماکروآدنوم غیرعملکردی است؛ زیرا تومورهای بزرگ‌تر ممکن است به سمت بالا رشد کنند و به کیاسمای بینایی، یعنی محل عبور بخشی از عصب‌های بینایی، فشار وارد کنند. در این وضعیت ممکن است ابتدا میدان دید شما، به‌خصوص دید طرفین، دچار مشکل شود. اگر فشار طولانی یا شدید باشد، کاهش دید می‌تواند جدی شود.

کاهش دید

اما داشتن ماکروآدنوم به معنی نابینایی نیست. حتی در بیمارانی که به دلیل تومور دچار اختلال میدان بینایی شده‌اند، درمان جراحی در بیشتر موارد به بهبود دید کمک می‌کند. یک مرور نظام‌مند که ۴۷۸۹ بیمار مبتلا به ماکروآدنوم غیرعملکردی با فشار بر کیاسمای بینایی را بررسی کرد، نشان داد که بعد از جراحی، اختلال میدان بینایی در حدود ۸۷ درصد بیماران بهبود یافت.

اگر جراحی انجام شود، معمولاً به این معنی نیست که از فردای عمل دیگر هیچ پیگیری‌ای لازم ندارید. MRI، بررسی هورمون‌ها و در صورت وجود مشکل بینایی، معاینه چشم و میدان بینایی، بخشی از مراقبت بعد از درمان است. اگر بخشی از تومور باقی مانده باشد، این پیگیری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

آیا ممکن است بعد از درمان دوباره برگردد؟

بله، وقتی بخشی از تومور به دلیل نزدیکی به عصب بینایی، سینوس کاورنوس یا سایر ساختارهای حساس باقی می‌ماند، احتمال رشد دوباره آن بیشتر است. یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده، میزان برداشت تومور و وجود یا نبود تومور باقی‌مانده در MRI بعد از عمل است.

پرسش های متداول

آیا تومور هیپوفیز همیشه سرطانی است؟
خیر. بیشتر تومورهای هیپوفیز آدنوم‌های خوش‌خیم هستند و به معنای سرطان نیستند. این تومورها معمولاً در خود غده هیپوفیز ایجاد می‌شوند و برخلاف سرطان‌های بدخیم، معمولاً به سایر قسمت‌های بدن منتشر نمی‌شوند. با این حال، بسته به اندازه، محل و میزان فعالیت هورمونی می‌توانند مشکلات مهمی ایجاد کنند و نیاز به پیگیری یا درمان داشته باشند.

برای تشخیص نوع تومور هیپوفیز چه آزمایش‌هایی لازم است؟
تشخیص معمولاً با ترکیبی از MRI هیپوفیز و آزمایش‌های هورمونی انجام می‌شود. MRI اندازه و محل تومور را مشخص می‌کند و آزمایش‌های هورمونی نشان می‌دهند که آیا تومور هورمون خاصی را بیش از حد ترشح می‌کند یا خیر. بر اساس این دو دسته اطلاعات می‌توان عملکردی یا غیرعملکردی بودن و میکروآدنوم یا ماکروآدنوم بودن تومور را مشخص کرد.

آیا ممکن است میکروآدنوم به ماکروآدنوم تبدیل شود؟
ممکن است بعضی میکروآدنوم‌ها در طول زمان رشد کنند و به اندازه ماکروآدنوم برسند، اما این اتفاق برای همه بیماران رخ نمی‌دهد. به همین دلیل، حتی در تومورهای کوچک و بدون علامت نیز بسته به شرایط بیمار، پیگیری تصویربرداری و هورمونی اهمیت دارد.

آیا تومور هیپوفیز می‌تواند خودبه‌خود کوچک شود؟
بعضی تومورهای هیپوفیز ممکن است در طول زمان کوچک شوند، اما نمی‌توان انتظار داشت که همه تومورها بدون درمان از بین بروند. احتمال کوچک‌شدن به نوع تومور و وضعیت هورمونی آن بستگی دارد و تصمیم درباره نیاز به درمان باید بر اساس MRI، آزمایش‌های هورمونی و علائم بیمار گرفته شود.

آیا بارداری روی تومور هیپوفیز تأثیر می‌گذارد؟
در برخی انواع تومورهای هیپوفیز، به‌خصوص پرولاکتینوما، بارداری می‌تواند اهمیت ویژه‌ای در برنامه‌ریزی درمان و پیگیری داشته باشد. تغییرات هورمونی دوران بارداری ممکن است بر اندازه یا فعالیت تومور اثر بگذارد؛ بنابراین اگر فرد مبتلا به تومور هیپوفیز قصد بارداری دارد، باید پیش از بارداری درباره داروها و برنامه پیگیری با متخصص غدد مشورت کند.

هر چند وقت یک‌بار باید MRI تومور هیپوفیز انجام شود؟
فاصله انجام MRI برای همه بیماران یکسان نیست و به نوع و اندازه تومور، میزان رشد، وضعیت بینایی و عملکرد هورمونی بستگی دارد. پزشک بر اساس این عوامل برنامه پیگیری را تعیین می‌کند و ممکن است در برخی بیماران تصویربرداری با فاصله کوتاه‌تر و در برخی دیگر با فاصله طولانی‌تر انجام شود.

چه زمانی تومور هیپوفیز نیاز به مراجعه فوری به پزشک دارد؟
بروز کاهش ناگهانی یا شدید بینایی، اختلال جدید در میدان دید، سردرد بسیار شدید و ناگهانی، دوبینی یا اختلال سطح هوشیاری نیازمند ارزیابی فوری پزشکی است. این علائم می‌توانند در شرایط نادری مانند خونریزی یا سکته داخل تومور هیپوفیز رخ دهند و نباید منتظر نوبت معمول ویزیت ماند.